تصور کنید یک جراح یک بار در سال تمام فعالیت های حیاتی یک بیمار را برای 12 ماه گذشته بر روی یک نمودار بیاورد، آن را با یک عدد نهایی از یک تا پنج نمره دهی کند و سپس براساس این کالبدشکافی از گذشته برنامه ای برای سلامت آینده بیمار تجویز نماید. این رویکرد در دنیای پزشکی غیرعلمی و به شکل خطرناکی ناکارآمد تلقی می شود. با این...
در میدان رقابت نفسگیر کسب و کارهای امروز جنگ بر سر تصاحب سهم بازار دیگر تنها نبرد موجود نیست. نبردی خاموش اما به مراتب شدیدتر در جریان است: جنگ برای جذب و نگه داشتن استعدادهای برتر. در این عرصه نظام جبران خدمات و پرداخت از یک فرآیند محاسباتی و اداری صرف به یک ابزار استراتژیک قدرتمند تبدیل شده است.
دیگر نمی توان...
کسب و کار خانوادگی قدیمی ترین، قدرتمندترین و در عین حال شکننده ترین مدل اقتصادی در تاریخ بشر است. این یک پادشاهی کوچک در دنیای مدرن است؛ قلمرویی که در آن ترازنامه های مالی، استراتژی های بلندمدت و دوستی یا کینه های قدیمی خانوادگی به شکلی خطرناک و جدایی ناپذیر در هم تنیده اند. از بیرون این پادشاهی ها اغلب تصویری از اتحاد...
در معماری سنتی کسب و کار ما اعتبار برند را مانند یک قلعه می ساختیم؛ با دیوارهای بلند روابط عمومی، خندق های عمیق کنترل کیفیت و برج های دیدهبانی مدیریت ریسک. ما باور داشتیم که تا زمانی که دیوارهای قلعه خودمان مستحکم باشد، از گزند حوادث بیرونی در امان خواهیم بود. این یک تصویر آرامش بخش، منطقی و کاملا منسوخ است. در اق...
در سالن های همایش فناوری و اتاق های هیأت مدیره در سراسر جهان یک مسابقه تسلیحاتی جدید و پرهیجان در جریان است: مسابقه برای دستیابی به قدرتمندترین و پیشرفته ترین ابزارهای هوش مصنوعی. شرکت ها با سرعتی بی سابقه در حال سرمایه گذاری های کلان برای خرید پلتفرم های هوشمند، استخدام دانشمندان داده و ذخیره سازی حجم انبوهی از اطلاعا...
در هر ثانیه میلیاردها انسان در اینترنت به دنبال پاسخ، محصول یا راه حلی برای یک مشکل می گردند، اما در پس این جست وجوی به ظاهر آشکار یک نبرد خاموش و نامرئی در جریان است؛ نبردی که توسط ارتشی از متخصصان سئو رهبری می شود. این افراد معماران پنهان دنیای دیجیتال هستند؛ استراتژیست هایی که با دستکاری دقیق در ساختار سایت ها، انتخ...
در دنیای مدرن کسب و کار سلسله مراتب به یک کلمه زشت تبدیل شده است. ما تصویر مدیران در برج های بلند را به سخره می گیریم و رویای سازمان هایی را در سر می پرورانیم که در آنها همه برابر هستند، ایده ها آزادانه جریان دارند و هیچ مانع بوروکراتیکی وجود ندارد. این رویا به تولد یکی از پرطرفدارترین و ب...
مدل کلاسیک رهبری بر یک فرض بنیادین استوار است: رهبر فردی است که نقشه را در دست دارد. او چشم انداز واضحی از آینده ارائه می دهد و وظیفه تیم دنبال کردن مسیر مشخص شده برای رسیدن به آن مقصد است. این مدل برای دهه ها در دنیایی باثبات و قابل پیش بینی، کارآمد بود. اما امروز آن نقشه سوخته است. تلاطم های ژئوپلیتیک، انقلاب های فنا...
دنیای کسب و کار برای دهه ها توسط یک فرمانروای بی چون و چرا اداره می شد: منطق سرد و محاسباتی. موفقیت با معیارهای سختی مانند کارایی، سودآوری و سهم بازار سنجیده می شد و از رهبران انتظار می رفت که مانند ژنرال های بی احساس تصمیمات دشوار را بدون در نظر گرفتن هزینه های انسانی آن...
برای قرن ها مدل ذهنی ما از یادگیری یک مدل مکانیکی و سرد بوده است. ما یادگیری را فرآیند انتقال اطلاعات از یک ظرف پر (معلم یا مدیر) به یک ظرف خالی (دانش آموز یا کارمند) تصور کرده ایم. در این مدل محیط یادگیری شبیه به یک کارخانه است که در آن مغزهای خام وارد شده و با افزودن داده ها و فرآیندها، به یک...
لحظه تصمیم اغلب به عنوان نقطه اوج دراماتیک داستان رهبری به تصویر کشیده می شود؛ آن لحظه سرنوشت ساز که در آن یک فرد باهوش پس از بررسی تمام گزینه ها با قاطعیت مسیری را انتخاب می کند که آینده را رقم می زند. ما مجذوب این تصویر سینمایی از تصمیم گیری هستیم، اما این تصویر یک توهم خطرناک است که 99درصد از کار واقعی را نادیده می...
در سازمان های مدرن کدام واحد همزمان هم قدرتمندترین موتور خلق ارزش و هم پرمخاطرهترین مرکز نابودی آن است؟ پاسخ بدون هیچ تردیدی واحد بازاریابی است. این دپارتمان که زمانی صرفا مسئولیت تبلیغات و زیباسازی چهره شرکت را برعهده داشت، امروز به سیستم عصبی مرکزی کسب و کار تبدیل شده است؛ جایی که نبض مشتری در آن حس می شود، داد...
در فرهنگ کار مدرن یک بیماری همه گیر و خاموش وجود دارد که خطرناک تر از هر بحران اقتصادی است: ستایش مشغولیت. ما به اشتباه تقویم های پر از جلسه، صندوق های ورودی لبریز از ایمیل و شب های طولانی کار را نشانه اهمیت و موفقیت می دانیم. این یک توهم بزرگ است. مشکل اساسی این است که ما در اقیانوسی از ابزارهای مدیریت زمان و اپلیکیشن...