شرح مطلب:

پرسش آن است که از لحاظ مسئولیت های کیفری بین کارکنان بانک های دولتی و کارکنان بانک های خصوصی چه تفاوتی وجود دارد؟

برای ارائه پاسخی منطقی بدین پرسش باید توجه داشت قانون ملی‌شدن بانک‌ها که به نظر اینجانب تحت‌تأثیر افکار به‌شدت چپ‌گرایانه و شبه سوسیالیستی رایج در اول انقلاب شکل گرفت، در واقع بخش خصوصی و غیردولتی  را از سرمایه‌گذاری و فعالیت در زمینه صنعت بانکداری محروم ساخت تا این که " قانون اجازه تأسیس بانک‌های خصوصی مصوب فروردین‌ماه 1379  زمینه فعالیت دوباره بخش خصوصی در صنعت بانکداری و رقابت سالم با بانکداری دولتی را فراهم آورد. بانک اقتصاد نوین اولین محصول قانون مورد اشاره است. پس تا سال 1379  کارکنان بانک های  خصوصی وجود نداشتند. هر چند به نظرم در طی این سال‌ها دولت‌های وقت سیاستی مشخص برای ایجاد فضای رقابت واقعی  بین شبکه  بانک‌های خصوصی و بانک‌های دولتی ارائه نکرده‌اند. به‌هرحال از همان زمان (1379) با تولد دوباره بانک‌های خصوصی در محافل بانکی این بحث مطرح بود که آیا کارکنان بانک‌های خصوصی  مانند کارکنان بانک‌های دولتی مشمول ضوابط و مسئولیت‌های  کیفری  جرائم مالی  نظیر جرم اختلاس یا جرم تصرف در وجوه و اموال دولتی  هستند یا آنکه ضوابط دیگری بر تخلفات و جرائم  مالی  کارکنان بانک‌های خصوصی مترتب است؟

سرانجام این اختلاف‌نظر حقوقی به مراجع قضایی هم کشانده شد. در  مهرماه  سال 1397 دیوان عالی کشور با صدور رأی وحدت رویه شماره 798 به این اختلاف‌نظرهای حقوقی خاتمه داد و تکلیف را مشخص کرد. با این رأی کارکنان بانک‌های خصوصی  هم به صف " مأمورین به خدمات عمومی " واردشدن و مسئولیت‌های کیفری آنان فزونی یافت.

با هم موضوع را پی می‌گیریم:

بخش نخست: پیشنیه قانونی

بر اساس مقررات ماده 5 قانون خدمات مدیریت کشوری مصوب 08/07/1386 بانک مرکزی و بانک‌های دولتی شرکت دولتی  محسوب و جزو دستگاه‌های اجرایی هستند؛ لذا تکلیف کارکنان بانک‌های دولتی در زمینه  برخی جرائم مالی مشخص است. کارکنان بانک‌های دولتی نیز غیرمستقیم  جزو  کارکنان دولت محسوب می‌شوند و همانند کارکنان دولتی سلیر دستگاه های اجرایی مشمول مقررات جرائم اقتصادی نظیر جرم اختلاس یا جرم تصرف غیرمجاز در وجوه و اموال دولتی نیز هستند. (البته بحث کارکنان بانک‌های خصولتی  متفاوت است.) ماده 3  لایحه تشدید مجازات مرتکبین ارتشا اختلاس و کلاهبرداری مصوب 15/09/1367 در زمینه عنصر مادی جرم اختلاس چنین می‌گوید: "... هر يك از كارمندان و كاركنان ادارات و سازمان‌ها و يا شوراها و يا شهرداری‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتي و يا وابسته به دولت و يا نهادهاي انقلابي ‌و ديوان محاسبات و مؤسساتي كه به كمك مستمر دولت اداره می‌شوند و دارندگان پايه قضائي و به‌طورکلی قواي سه‌گانه و همچنين نيروهاي مسلح‌ و مأمورين به خدمات عمومي اعم از رسمي يا غيررسمي وجوه يا مطالبات يا حواله‌ها يا سهام يا اسناد و اوراق بهادار و يا ساير اموال متعلق به هر يك‌ از سازمان‌ها و مؤسسات فوق‌الذکر و يا اشخاص را كه بر حسب وظيفه به آنها سپرده شده است به نفع خود يا ديگري برداشت و تصاحب نمايد مختلف محسوب و به ترتیب زير مجازات خواهد شد... "

پس با این قانون  جرائم مالی  کارکنان بانک‌های دولتی  ممکن است عنوان اختلاس هم داشته باشد و تحت پیگرد مراجع کیفری قرار گیرد. اما جرم کم اهمیت تر از اختلاس جرم دیگری بنام "تصرف غیرمجاز در وجوه اموال و امکانات دولتی " وجود دارد. بدین توضیح که کارکنان دستگاه‌های اجرایی موظف‌اند وجوه و اموال دولتی را دقیقآ مطابق با مقررات قانونی مورداستفاده  قرار دهند وگرنه در صورت تخلف ازاین‌گونه مقررات عمل آنان مصداق تصرف غیرقانونی در وجوه و اموال دولتی تلقی خواهد شد و ممکن است تحت پیگرد مراجع کیفری یا دیوان محاسبات  کشور قرار گرفته  و مجازات شوند.  در واقع در جرم تصرف غیرقانونی ،مالکیت اموال یا وجوه دولتی به نفع کسی تصاحب وبرداشته نمی‌شود. بلکه فقط مورد تصرف غیرمجاز قرار می‌گیرند. به عنوان مثال هیچ مسئولی مجاز نیست  ولو باانگیزه‌های خیرخواهانه اعتبارات عمرانی یک پروژه را صرف هزینه‌های جاری یا پرداخت اضافه‌کار یا پاداش کارکنان مجموعه تحت مدیریتش نماید. یا آنکه مسئولین نمی‌توانند اتومبیل سازمانی در اختیار خود را بدون مجوز کتبی برای مسافرت‌های تفریحی و خانوادگی برون شهری مورداستفاده قرار دهد و حتی هزینه بنزین یا سایر هزینه‌های آن را به‌پای دستگاه اجرایی ذی‌ربط گذارند. اما آیا جرم اختلاس یا تصرف در وجوه و اموال دولتی  در مورد کارکنان بانک‌های خصوصی  و غیردولتی‌ها قابل‌تصور است؟

مراجع قضایی در این مورد آرایی متفاوت و درعین‌حال متعارض ارائه داده‌اند. اما عالی‌ترین نهاد قضایی کشور یعنی دیوان عالی نهایتاً با صدور  یک وحدت رویه ایت موضوع را با تمسک به نهاد " مأمورین به خدمات عمومی"  حل کرد و به  این اختلاف آرا خاتمه داد.

بخش دوم: رأی وحدت‌ رویه شماره 798 مورخ 1399/07/15 هیئت عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

بر اساس این رأی کارکنان بانک‌های خصوصی مأمورین به خدمات عمومی تشخیص داده شده  و نتیجتاً  مشمول مجازات جرم تصرف در وجوه و اموال دولتی شناخته شده‌اند. بنابراین در این زمینه توجه به این پرسش که مفهوم  حقوقی " مأمورین به خدمات عمومی چیست، ضرور می باشد.

استاد جعفری لنگرودی در این زمینه گفته‌اند: "... مامور خدمات عمومی کسی است که در مؤسسات ذیل کار می‌کنند و خدماتشان خدمات دولتی نیست:

۱-موسسات خیریه و عام‌المنفعه‌ای که تولیت آنها با رئیس مملکت باشد یا دولت و شهرداری بر آنها نظارت کنند یا آنها را اداره کنند.

۲-موسسات انتفاعی که تحت نظارت دولت باشند... "

اما قانون طرح استفساریه مأمورین به خدمات عمومی موضوع مواد ۵۳۴ و ۵۹۸ قانون مجازات اسلامی در این زمینه گفته است: "... منظور از مأمورین به خدمات عمومی، کلیه کارکنان مؤسسات، نهادها، بنگاه‌ها و شرکت‌های غیردولتی و یا خصوصی و همچنین کلیه سازمان‌های حرفه‌ای و صنفی که به‌موجب قانون ایجاد شده‌اند که نسبت به ارائه خدماتی که جنبه عمومی دارد اقدام می‌نمایند از قبیل "بانک‌ها، مؤسسات اعتباری"، شرکت‌های بیمه، نمایندگی‌ها و کارگزاری‌های بیمه، سازمان بورس و اوراق بهادار، کارگزاری‌های بورس، شرکت سهام عدالت، صندوق‌های بازنشستگی لشکری و کشوری، شرکت‌های آب‌وفاضلاب، توزیع برق، مدیریت تولید برق، مخابرات و کلیه شرکت‌های سرمایه‌گذاری موارد فوق‌الاشاره و شرکت‌های زیر مجموعه آن، سازمان نظام‌مهندسی، نظام‌پزشکی، کانون وکلای، مرکز وکلا و کارشناسان و مشاوران خانواده قوه قضائیه، کانون کارشناسان رسمی دادگستری، دفاتر پیشخوان دولت، دفاتر خدمات قضائی، پلیس +۱۰ و کلیه شرکت‌های که تمام یا بخشی از سهام آن متعلق به موارد فوق‌الاشاره می‌باشد... "

به‌هرحال در مورد  وضعیت کارکنان بانک‌های خصوصی در جلسه مور 15/07/1399 دیوان عالی کشور  آرای  صادره از دو مرجع قضایی بررسی و متعارض شناخته شده‌اند:

الف) گزارش پرونده شعبه 109 دادگاه  کیفری وهچنین شعبه 14 دادگاه تجدید  نظر یزد

به حکایت دادنامه شماره 0256 - 1398/02/28 شعبه 109 دادگاه کیفری دو شهر یزد، در خصوص اتهام 1. آقای هادی... (رئیس شعبه بانک صادرات. ..) و 2. آقای عباس. .. (رئیس وقت شعبه بانک صادرات. ..) دایر بر تصرف غیرقانونی نسبت به اموال بانک صادرات، چنین رای داده شده است:... در خصوص اتهام دیگر متهم ردیف اول دایر بر تصرف غیرقانونی نسبت به اموال بانک صادرات در خصوص برداشت مبلغ 1/45 میلیارد ریال از صندوق بانک برای تامین سهم‌الشرکه مشتری در تسهیلات آقای محمدتقی... و اتهام متهم ردیف دوم دایر بر تهیه گزارش بازدید خلاف واقع که منجر به اعطای دو فقره تسهیلات فروش اقساطی به شرکت. .. جمعاً به مبلغ 11/9 میلیارد ریال گردیده است، دادگاه با توجه به جمیع محتویات پرونده و دلایل موجود. .. بزهکاری متهمان را محرز و مسلّم دانسته و به استناد مواد 540 و 598 قانون مجازات اسلامی هرکدام از متهمان با توجه به گستره نقض وظیفه[شان] به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌گردند." پس از تجدیدنظرخواهی از این رای، شعبه چهاردهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد به موجب دادنامه شماره 9809970308800151 - 1398/05/14 چنین رای داده است:

"... نظر به اینکه از ناحیه تجدیدنظرخواهان اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض اساسی دادنامه تجدیدنظرخواسته در قسمت مورد اعتراض را ایجاب نماید به عمل نیامده و دادنامه یاد شده نیز از جهت رعایت اصول و تشریفات رسیدگی و مطابقت با محتویات پرونده و موازین قانونی فاقد اشکال است؛ علی‌هذا با رد تجدیدنظرخواهی نامبردگان نظر به فقد سابقه کیفری آنان که استحقاق تخفیف در مجازات را دارند مستنداً به ماده 459 قانون آیین دادرسی کیفری و مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی 1392 مجازات شلاق هر یک از نامبردگان را به پرداخت بیست‌میلیون ریال جزای نقدی تبدیل و دادنامه تجدیدنظرخواسته را اساساً تایید می‌نماید.

ب: رأی دادگاه 107 کیفری وشعبه 11تجدید نظریزد

 به حکایت دادنامه شماره 1504 - 1398/11/23 شعبه 107 دادگاه کیفری دو شهر یزد، در خصوص اتهام 1.آقای ابوالفضل. .. (رئیس شعبه بانک صادرات...) و 2. آقای سیدمجتبی (کارشناس مسئول وقت حوزه مالی) دایر بر تضییع اموال و وجوه به علت اهمال و صرف وجوه در غیرموارد معین، چنین رای داده شده است:... عمده دفاعیات در دو بخش است: بخش اول بر این اساس که اقدامات مطابق با مجوز قانونی است که به نظر این دادگاه بلاوجه است؛. .. و بخش دوم دفاعیات این است که بانک صادرات یک بانک خصوصی است، لذا موضوع منصرف از ماده 598 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 است که این دفاع نیز بلاوجه است؛ زیرا در ماده مذکور به مامورین خدمات عمومی اشاره گردیده است و نظر به اینکه بانک‌ها اعم از اینکه دولتی باشند یا خصوصی، خدمات عمومی ارائه می‌دهند، لذا کارمندان نیز در صورت ارتکاب بزه با شرایط قانونی مشمول ماده فوق‌الذکر هستند، لذا دادگاه بزه انتسابی به متهمان را ثابت دانسته [و] به استناد ماده 598 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 هریک از نامبردگان را به تحمل هفتاد ضربه شلاق تعزیری (بزه درجه 6) محکوم و اعلام می‌نماید..." پس از تجدیدنظرخواهی از این رای، شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد به موجب دادنامه شماره 9909970307200185 - 1399/02/13 چنین رای داده است:

"... باتوجه‌به اینکه ماده 598 قانون مرقوم ذیل فصل سیزدهم قانون مجازات اسلامی و تحت عنوان تعدیات مامورین دولتی نسبت به دولت آمده است و مامورین به خدمات عمومی مشمول این ماده دانسته شده‌اند؛ در حالی که بانک صادرات، یک بانک خصوصی بوده و ایراد وارد شده از سوی متهمین و وکیل ایشان مبنی بر اینکه بانک صادرات خصوصی بوده و کارکنان و کارمندان آن مشمول ماده قانونی مرقوم نمی‌باشند، به‌نظر موجه می‌باشد؛ زیرا در مقام تعیین مجازات و در جهت تفسیر مضیق قوانین کیفری و تفسیر به نفع متهم، این اقتضاء وجود دارد که افرادی که مشمول قانون هستند، دقیقاً مشخص باشند و در موارد شک، به موارد منصوص قانونی اکتفاء گردد؛ در حالی که چنانچه خلاف این قاعده تفسیر صورت گیرد، ممکن است افراد دیگری که در بخش‌های خصوصی، خدمات عمومی انجام می‌دهند نیز مشمول ماده 598 قانون مجازات اسلامی شوند؛ در حالی که از ماده قانونی مرقوم چنین برداشتی صورت نمی‌گیرد. از طرف دیگر یکی از اهداف خصوصی‌سازی بانک‌های دولتی، این بوده که نظارت دولت بر این بخش‌ها نیز به همان بخش‌های خصوصی واگذار شده و بانک‌های خصوصی، خود وظیفه اداره و نظارت را بر اساس منافع بانک بر عهده گیرند و در این پرونده نیز هیچ‌گونه شکایت و درخواست غرامتی از سوی بانک مذکور صورت نگرفته و حتی از نامه سرگروه بازرسی و تطبیق بانک صادرات استان یزد (صفحه 203 پرونده) برمی‌آید که اقدامات متهمین به دستور مدیران وقت بانک مذکور به عمل آمده است. علی‌هذا دادگاه با توجه به مراتب فوق و با بررسی اوراق و محتویات پرونده، من حیث المجموع، بزه انتسابی به متهمین و تطبیق اعمال ارتکابی توسط ایشان با ماده 598 قانون مجازات اسلامی را محرز و مسلم ندانسته و به استناد بند ب ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری، ضمن نقض دادنامه مذکور در قسمت محکومیت متهمین، حکم به برائت ایشان صادر و اعلام می‌نماید..."

چنان‌که ملاحظه می‌شود، شعب چهاردهم و یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان یزد در خصوص شمول بزه موضوع ماده 598 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 (تصرف غیر مجاز در وجوه واموال دولتی)بر کارکنان بانک غیردولتی، اختلاف نظر دارند به گونه‌ای که شعبه چهاردهم با اعتقاد به شمول ماده مذکور بر کارکنان بانک غیردولتی دادنامه بدوی را تایید کرده است، در حالی که شعبه یازدهم با اعتقاد به اینکه کارکنان بانک‌های غیردولتی مامور به خدمات دولتی تلقی نمی‌شوند و در نتیجه خارج از شمول این ماده می‌باشند، دادنامه بدوی را نقض و حکم برائت صادر کرده است.

بنابراین، ملاحظه شد که آرای صادره از دو مرجع قضایی در موضوع واحد متضمن دو استنباط متفاوت است.

ت: رأی وحدت‌ رویه شماره 798 - 1399/07/15 هیئت عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

پس از این مباحث حقوقی  وصدور آرای متعارض توسط مراجع قضایی ،در نهایت دیوان عالی کشور رفع‌اختلاف کرد و چنین رأی  داد: " مطابق ماده ٥٩٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٥ مأمورین به خدمات عمومی همانند کارکنان دولت مشمول حکم مقرر در خصوص تصرف غیر قانونی نسبت به وجوه یا سایر اموال سپرده شده به آنها برحسب وظیفه هستند. کارکنان بانک های خصوصی که تحت نظارت بانک مرکزی، به ارائه خدمات گسترده پولی و بانکی به مردم می پردازند، از مصادیق مأمورین به خدمت عمومی محسوب می شوند و مشمول مجازات مقرر در ماده فوق الذکر هستند. براین اساس، رأی شعبه ١٤ دادگاه تجدیدنظر استان یزد تا حدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آراء، صحیح و قانونی تشخیص داده می شود. این رأی طبق ماده ٤٧١ قانون آئین دادرسی کیفری مصوب ١٣٩٢ با اصلاحات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است.." بنابراین بر اساس رای دیوان عالی کشور کارکنان بانک های خصوصی نیز مآ مورین به خدمات عمومی تشخیص داده شده اند ومشمول مسئولیت های کیفری منرج در ماده 598 قانون  آیین دادرسی مدنی یعنی "جرم تصروه غیر مجاز در وجوه واموال دولتی وهمچنین اهمال یا تفریط‌ موجب تضییع اموال و وجوه دولتی"  شده اند.

بخش سوم :ملاحظات حقوقی پیرامون رأی وحدت‌ رویه شماره 798  هیئت عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

باتوجه‌به بند "ب" ماده 1 قانون قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد که در تعریف مصادیق مآ مورین به خدمات عمومی گفته است:"... مؤسسات خصوصی حرفه ای عهده دار مأموریت عمومی، مؤسسات غیردولتی می باشند که مطابق قوانین و مقررات، بخشی از وظایف حاکمیتی را بر عهده دارند نظیر کانون کارشناسان رسمی دادگستری، سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام مهندسی..."به نظرم نمی توان کارکنان بانک های خصوصی را به طور مطلق جزو کارکنان دولت تلقی کرد.زیرا آنان  در استخدام دولت یا دستگاه های اجرایی نیستند واز دولت نیز حقوق دریافت نمی کنند.افزون برآن   نظارت دولت هم نیستند.همچنین وجوه واموال بانک های خصوصی نیز متعلق به دولت نیست.اما این نکته حقوقی نیز قابل کتمان نیست که  وجه مشترک بانک های دولتی وبانک های خصوصی آن است که هم بانک های دولتی وهم بانک های خصوصی مجاز به سپرده پذیری از مردم هستند وهر دو وظیفه خدمت رسانی بانکی به مردم را بر عهده دارند.براین مبنا بانک های خصوصی نیز میلیاردها سپرده های بانکی  متعلق به مردم را در اختیار دارند.پس  سپرده های بانکی مردم هم در بانک خصوصی هم در بانک  های ماهیت واحد دارند:در هردو شبکه بانکی بیشتر سپرده های بانکی  متعلق به مردم است ونه دولت.پس نمی توان بی محابا و غیر مسئولانه وخارج از قانون وبدون رعایت صرفه وصلاح سپرده گذاران  سپرده ها را بکار گرفت وهزینه کرد.لذا  تصور می کنم تفاوت نمی کند که وجوه عمومی در بانک دولتی سپرده باشد یا در بانک  های حصوصی.در هر صورت احتیاطات  شرعی وقانونی در بکارگیری  واستفاده از سپرده های بانکی  مردم امری ضرور ی وغیر قابل انکار است. این قاعده در مورد شرکت ها یا موسسات انتفاعی یا غیر انتفاعی وابسته به شبکه بانک های خصوصی نظیر کانون بانک ها نیز ساری وجاری است.( در این   مورد در فرصتی مناسب مفصل خواهم نوشت)براین اساس قویآ  معتقدم وجوه واموال متعلق به این گونه موسسات یا شرکت ها خصوصی نیستند .بلکه عمومی هستند.بنابرین باید قواعد شرعی وقانونی اموال عمومی را  در مورد اموال وامکانات عمومی بانک های خصوصی وموسسات وشرکت های وابسته به آنها رعایت کرد واین اموال وامکانات را خصوصی تلقی نکرد.

درهرصورت  کارکنان شبکه بانکی کشور – خصوصی یا دولتی نیز می‌بایستی همانند دولتی‌ها   نهایت دقت وامانت لازم را در هزینه  و مصرف وجوه معلق به مردم معمول دارند. اما اینکه  وظیفه یا کارکرد بانک‌های خصوصیارائه یا مأموریت به خدمت  عمومی هست یا خیر؟یا آنکه  مدیران وکارکنان بانک های خصوصی فقط ماموریت سود رسانی به سهامدارانشان را برعهده دارند،  نظرات متفاوت است. در کلان قضیه مسئولیت ارائه خدمات عمومی در زمینه بانکداری بر عهده شبکه بانک‌های خصوصی نیز هست. اما از نظر مبانی حقوقی ،برداشت هیئت عمومی  دیوان عالی کشور در این زمینه قانوناً ملاک عمل  مراجع قضایی یا اداری است. از نظر مصالح اداری و رعایت سرمایه سهام‌داران بانک‌های خصوصی نیز تصور می‌کنم  رأی  دیوان عالی کشور حاکمیت قاعده" هر چه من دلم بخواهد"  و ریخت‌وپاش‌ها را از مدیریت  همه بانک‌ها دور می‌سازد.

جمع‌بندی مطالب:

هر  چند  این نظر حقوقی ممکن است چندان خوشایند  برخی از همکاران بانک‌های خصوصی و نظرات کارشناسی آنان  نباشد. اما به نظرم رأی  وحدت‌ رویه شماره 798 - 1399/07/15 هیئت عمومی دیوان ‌عالی در واقع محافظت قوه قضاییه  از حقوق عمومی و گسترش مسئولیت‌های کیفری کارکنان بانک‌های خصوصی است. آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. پس برای رهایی از مسئولیت‌های شرعی و کیفری ، نباید مبانی استدلالی رأی هیئت عمومی دیوان عالی کشور را زیر سؤال برد. افزون بر آن رأی مورد بحث سرمایه‌گذاران یا سهام‌داران بانک‌های خصوصی و همچنین سپرده‌های بانکی مردم  را تحت حمایت قضایی قرار می‌دهد. تصور می‌کنم وجود این گونه رویه های قضایی  ضریب پاکی و درستکاری کارکنان بانک‌های خصوصی را افزایش خواهد داد. فراموش نکنیم  که بر اساس اصول قانون اساسی  نظارت‏ بر حسن‏ اجرای‏ قوانین‏، و احیای حقوق عامه از جمله وظایف ذاتی قوه قضاییه تعیین شده است.