در ادبیات اقتصادی، معمولاً از سرمایه مالی، سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و سرمایه اجتماعی سخن گفته می‌شود، اما در سال‌های اخیر، مفهوم دیگری جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است؛ تاب‌آوری اقتصادی. شاید این واژه در ظاهر فنی به نظر برسد، اما در عمل، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت یا شکست اقتصادها در جهان امروز است.

اقتصادها فقط زمانی آزموده نمی‌شوند که رشد بالایی را تجربه می‌کنند؛ آزمون واقعی، در روزهای بحران است. هنگامی که جنگ، تحریم، نوسان‌های مالی، اختلال در زنجیره تأمین، کمبود انرژی یا شوک‌های طبیعی رخ می‌دهد، تفاوت میان اقتصادهای قدرتمند و اقتصادهای شکننده آشکار می‌شود. برخی کشورها با وجود فشارهای سنگین، فعالیت تولیدی خود را حفظ می‌کنند و در مدت کوتاهی به مسیر رشد بازمی‌گردند، اما برخی دیگر سال‌ها برای جبران خسارت‌ها زمان نیاز دارند.

اقتصاد ایران نیز در سال‌های گذشته، کمبود بحران را تجربه نکرده است. تحریم‌های اقتصادی، نوسان‌های ارزی، تورم مزمن، محدودیت‌های تجاری، ناترازی انرژی، همه‌گیری کرونا و تنش‌های منطقه‌ای، هر کدام بخشی از توان اقتصاد را به چالش کشیده‌اند. با این حال، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، این نیست که چه بحران‌هایی را پشت سر گذاشته‌ایم؛ بلکه این است که از این تجربه‌ها چه آموخته‌ایم.

در روزهای اخیر نیز خبرهای اقتصادی، از تدوین بسته‌های حمایتی برای بنگاه‌ها گرفته تا برنامه‌های تأمین انرژی، توسعه سرمایه‌گذاری و حمایت از بازار کار، همگی یک پیام مشترک دارند؛ اقتصاد ایران برای عبور از دوره‌های پرریسک، باید تاب‌آورتر از گذشته شود.

تاب‌آوری، به معنای مقاومت منفعلانه در برابر بحران نیست. اقتصادی تاب‌آور است که بتواند ضمن تحمل شوک، خود را با شرایط جدید سازگار کند و حتی از دل بحران، فرصت‌های تازه‌ای خلق کند. تفاوت میان «تحمل بحران» و «مدیریت بحران» دقیقاً در همین نکته نهفته است.

نخستین پایه تاب‌آوری، تنوع اقتصادی است. اقتصادی که تنها به یک یا دو منبع درآمد وابسته باشد، در برابر هر شوک خارجی آسیب‌پذیر خواهد بود. هرچه سهم صادرات غیرنفتی، صنایع دانش‌بنیان، خدمات نوین، گردشگری، کشاورزی مدرن و اقتصاد دیجیتال افزایش یابد، قدرت اقتصاد برای مقابله با بحران نیز بیشتر می‌شود. تنوع، هزینه شوک را میان بخش‌های مختلف توزیع می‌کند و از تمرکز ریسک می‌کاهد.

دومین پایه، بخش خصوصی توانمند است. هیچ اقتصادی تنها با اتکا به دولت، تاب‌آور نمی‌شود. بنگاه‌های خصوصی، شرکت‌های دانش‌بنیان، کارآفرینان و سرمایه‌گذاران، نخستین کسانی هستند که پس از هر بحران، تولید را از سر می‌گیرند، اشتغال ایجاد می‌کنند و بازارها را احیا می‌کنند. هر اندازه محیط کسب‌وکار باثبات‌تر، شفاف‌تر و رقابتی‌تر باشد، توان بخش خصوصی برای ایفای این نقش نیز بیشتر خواهد شد.

عامل سوم، زیرساخت‌های پایدار است. شبکه برق، حمل‌ونقل، ارتباطات، نظام بانکی و لجستیک، ستون‌های اصلی اقتصاد هستند. اگر هر یک از این ستون‌ها در برابر بحران آسیب‌پذیر باشند، هزینه آن به همه بخش‌های اقتصادی منتقل خواهد شد. سرمایه‌گذاری در زیرساخت، شاید در کوتاه‌مدت سود سیاسی نداشته باشد، اما در بلندمدت، بزرگ‌ترین پشتوانه رشد اقتصادی است.

در کنار این موارد، سرمایه انسانی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. نیروی کار ماهر، مدیران حرفه‌ای، پژوهشگران، مهندسان و کارآفرینان، مهم‌ترین دارایی هر کشور هستند. اگر اقتصاد نتواند این سرمایه را حفظ کند یا فرصت رشد برای آن فراهم نکند، حتی بهترین منابع طبیعی نیز نمی‌توانند توسعه پایدار ایجاد کنند. کشوری که دانش و مهارت را حفظ کند، در بازسازی اقتصاد نیز سریع‌تر عمل خواهد کرد.

اما شاید مهم‌ترین مؤلفه تاب‌آوری، اعتماد باشد. اعتماد میان دولت و بخش خصوصی، میان سرمایه‌گذار و سیاست‌گذار و میان مردم و نظام اقتصادی. در فضای بی‌اعتمادی، سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، تصمیم‌های اقتصادی کوتاه‌مدت می‌شوند و فعالان اقتصادی بیش از آنکه به توسعه فکر کنند، به حفظ دارایی‌های خود می‌اندیشند. اعتماد، همان سرمایه نامرئی است که هزینه فعالیت اقتصادی را کاهش می‌دهد و سرعت بازگشت اقتصاد از بحران را افزایش می‌دهد.

تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد که اقتصادهای تاب‌آور، الزاماً ثروتمندترین اقتصادها نیستند؛ بلکه اقتصادهایی هستند که پیش از وقوع بحران برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند. ذخایر راهبردی، نظام مالی کارآمد، قوانین پایدار، بیمه‌های توسعه‌یافته، تنوع بازارهای صادراتی و شبکه‌های قوی تأمین، همگی محصول برنامه‌ریزی بلندمدت هستند، نه تصمیم‌های لحظه‌ای.

اقتصاد ایران نیز اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که باید از مدیریت روزمره فاصله بگیرد و نگاه بلندمدت را در مرکز سیاست‌گذاری قرار دهد. هر بحرانی، علاوه بر هزینه، یک هشدار نیز به همراه دارد؛ هشداری درباره نقاط ضعف ساختاری که باید اصلاح شوند. اگر پس از هر بحران، تنها به بازگشت شرایط گذشته بسنده کنیم، در بحران بعدی دوباره با همان مشکلات روبه‌رو خواهیم شد.

افزایش تاب‌آوری اقتصادی به معنای افزایش ظرفیت تولید، گسترش بازارهای صادراتی، تقویت نظام مالی، سرمایه‌گذاری در فناوری، کاهش وابستگی به درآمدهای ناپایدار و بهبود محیط کسب‌وکار است. این مسیر شاید زمان‌بر باشد، اما نتیجه آن، اقتصادی خواهد بود که نه‌تنها در روزهای آرام، بلکه در روزهای سخت نیز توان حرکت و رشد داشته باشد.

در نهایت، باید پذیرفت که سرمایه واقعی هر کشور، فقط منابع طبیعی یا ذخایر ارزی نیست. بزرگ‌ترین سرمایه، توانایی ایستادن دوباره پس از هر بحران است. اقتصادی که این توان را داشته باشد، دیر یا زود مسیر توسعه را پیدا خواهد کرد؛ اما اقتصادی که از هر شوک آسیب عمیق ببیند، حتی در دوران رونق نیز آینده‌ای مطمئن نخواهد داشت.

شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، مهم‌ترین سرمایه‌ای که باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم، نه سرمایه مالی، بلکه سرمایه‌ای به نام تاب‌آوری باشد.