تحلیلی بر اعلامیه دهلی‌نو ۲۰۲۶ و درس‌های خودمختاری راهبردی برای اقتصاد ایران

برگزاری هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلی‌نو و صدور «اعلامیه دهلی‌نو»، نقطه عطفی در فهم منطق کارکردی این ائتلاف نوظهور ارائه داد. در روزهایی که اقتصاد جهانی تحت تأثیر سیاست‌های تعرفه‌ای یک‌جانبه دولت دونالد ترامپ و فشارهای تحریمی قرار دارد، بیانیه پایانی دهلی‌نو تصویری کاملاً پراگماتیک و عاری از آرمان‌گرایی ایدئولوژیک از بریکس ترسیم کرد.

این اجلاس به روشنی نشان داد که بریکس بیش از آنکه یک «بلوک صریحاً ضدآمریکایی» یا جبهه تقابل نظامی-امنیتی باشد، بستری عملیاتی برای تنوع‌بخشی اقتصادی، کاهش ریسک‌های ساختاری و افزایش قدرت چانه‌زنی کشورهای «جنوب جهانی» در مواجهه با نظم مستقر است.

۱. از «شعار دلارزدایی» تا «واقعیت تنوع‌بخشی مالی»

مهم‌ترین پیام اقتصادی اجلاس دهلی‌نو در سناریوهایی نهفته است که محقق نشدند. برخلاف برخی روایت‌های تقلیل‌گرایانه، بریکس هیچ طرحی برای ایجاد «ارز مشترک» تصویب نکرد. عدم حرکت به سمت ابداع یک واحد پولی واحد، ناشی از درک ساختاری اعضا از وابستگی عمیق اقتصاد بین‌الملل به نقدشوندگی، بازارهای سرمایه و شبکه‌های پرداخت دلاری است.

در مقابل، اعلامیه دهلی‌نو ۲۰۲۶ بر منطقی واقع‌گرایانه‌تر متمرکز شد: «تنوع‌بخشی مالی و ایجاد مسیرهای متعدد تسویه». تأکید بر توسعه پرداخت‌های فرامرزی، اتصال کانال‌های پیام‌رسانی مالی، استفاده گسترده‌تر از ارزهای محلی و ارتقای ظرفیت تأمین مالی با ارزهای ملی از طریق «بانک توسعه جدید» (NDB)، همگی نشان‌دهنده الگویی تدریجی برای کاهش هزینه‌های مبادله و مصون‌سازی تجارت در برابر ابزارسازی از دلار است.

۲. پارادوکس ترامپ؛ انگیزه‌بخش تنوع‌بخشی، مانعِ جبهه‌سازی

اگرچه سیاست‌های تجاری حمایت‌گرایانه و افزایش یک‌جانبه تعرفه‌ها از سوی واشنگتن، انگیزه اعضای بریکس را برای ایجاد جایگزین‌های تجاری مضاعف کرده است، اما نباید بریکس را ائتلافی یک‌دست علیه غرب دانست. واکاوی رفتار اعضا در اجلاس اخیر نشان می‌دهد که تعارض منافع و تفاوت در اولویت‌های ژئوپلیتیک، امکان تبدیل بریکس به یک جبهه یکپارچه ایدئولوژیک را نفی می‌کند.

طفره رفتن ائتلاف از اتخاذ مواضع تند یک‌جانبه در بحران‌های منطقه‌ای و خاورمیانه، گواهی بر ماهیت اجماعی و محتاطانه این بلوک است. اعضای بریکس، این پلتفرم را ابزاری برای «توزیع و مدیریت ریسک» می‌دانند، نه متعهدی برای ورود به منازعات امنیتی دیگران.

۳. الگوی هند؛ تجلی «خودمختاری راهبردی»

برای سیاست‌گذاران اقتصاد سیاسی در ایران، کلیدی‌ترین درس اجلاس دهلی‌نو نه در مواضع پکن یا موسکو، بلکه در رفتارهای دیپلماتیک هند نهفته است. دهلی‌نو در حالی میزبانی بریکس را بر عهده داشت و بر مقابله با یک‌جانبه‌گرایی تجاری تأکید می‌کرد که هم‌زمان عمیق‌ترین پیوندهای تجاری، فناوری و امنیتی را با غرب و آمریکا مدیریت می‌کند.

این رویکرد که در ادبیات روابط بین‌الملل از آن با عنوان «خودمختاری راهبردی» (Strategic Autonomy) یاد می‌شود، بر یک اصل استوار است: عدم وابستگی صلب به یک قطب قدرت و در عین حال، عدم ایجاد دشمنی ساختاری با قطب دیگر. هند از بریکس به عنوان ابزاری برای تکثیر گزینه‌های خود استفاده می‌کند، نه جایگزین کردن کامل یک بخش از جهان با بخش دیگر.

۴. جایگاه ایران؛ ضرورت عبور از موقعیت ژئوپلیتیک به قدرت اقتصادی

حضور ایران در بریکس و دیدارهای دوجانبه در حاشیه اجلاس دهلی‌نو —به‌ویژه گفت‌وگوهای صورت‌گرفته میان مسعود پزشکیان و نارندرا مودی بر سر امنیت کشتیرانی، توسعه تجارت و فعال‌سازی کریدورها— فرصت‌های مهمی را پیش‌روی تهران قرار داده است. پنج محور اصلی این فرصت‌ها عبارت‌اند از: تسویه با ارزهای محلی، جذب سرمایه‌گذاری، دیپلماسی انرژی، توسعه ترانزیت و استفاده از خطوط اعتباری خرد.

به‌طور ویژه، موقعیت ایران در «کریدور بین‌المللی شمال-جنوب» (INSTC) یک مزیت ژئواکونومیک برجسته است که می‌تواند روسیه و آسیای مرکزی را به خلیج فارس و بازارهای هند پیوند دهد. اما باید توجه داشت که «مزیت جغرافیایی به‌خودی‌خود تولید ثروت نمی‌کند».

الزامات تبدیل «فرصت بریکس» به «ثروت ملی»

کاهش هزینه‌های مبادله: اصلاح ساختار نظام بانکی و پیوستن به استانداردهای پولی بین‌المللی

توسعه زیرساخت‌های فیزیکی: سرمایه‌گذاری عاجل در شبکه ریلی، بندری و لجستیک کریدور شمال-جنوب

ثبات مقرراتی و نهادی: ایجاد محیط پیش‌بینی‌پذیر برای جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی

دیپلماسی منفعت‌محور: نگاه ابزاری به بریکس برای کاهش تمرکز ریسک، نه جایگزین پنداشتن آن برای کل تجارت جهانی

جمع‌بندی

نتایج هجدهمین اجلاس بریکس صراحتاً اثبات کرد که جهان مدرن در حال گذار از «تک‌مرکزی» به سمت «تعدد مراکز تصمیم‌گیری» است. بریکس نه یک معجزه اقتصادی فوری برای حل مشکلات ساختاری داخلی است و نه یک ائتلاف ایدئولوژیک متعهد؛ بلکه یک ابزار برای تنوع‌بخشی به گزینه‌های تجاری و مالی است.

هنر دیپلماسی اقتصادی ایران در عصر جدید نباید بر انتخاب صلب میان شرق یا غرب استوار باشد؛ بلکه باید بر پایه بهره‌گیری هوشمندانه از رقابت قدرت‌های بزرگ جهت حداکثرسازی منافع ملی، کاهش هزینه‌های مبادله و تبدیل جغرافیای سیاسی به اقتدار اقتصادی بازتعریف شود.

منابع و مراجع تحلیلی:

1.    Government of India (Press Information Bureau): Official New Delhi Declaration 2026 - 18th BRICS Summit.

2.    Reuters: BRICS Leaders Challenge Unilateral Tariffs and Trade Restrictions in New Delhi.

3.    Financial Times: The Reality of BRICS Financial Infrastructure After the 2026 Summit.

4.    Indian Express: India's Strategic Autonomy and Bilateral Engagements at BRICS 2026.

5.    Al Jazeera Studies: Political Divergences and Economic Pragmatism Within BRICS.

6.    Center for Strategic and International Studies (CSIS): The INSTC and Iran’s Role in Emerging Eurasian Trade Routes.