طرح بحث: کانون بانک‌ها و هوش مصنوعی

هوش مصنوعی (AI) امروز دیگر پدیده‌ای متعلق به آینده نیست؛ بلکه به واقعیتی اثرگذار در اقتصاد، صنعت، خدمات، نظام‌های مالی وبانکی  حتی شیوه مدیریتی سازمان‌ها تبدیل شده است. از این روی کمتر حوزه‌ای می‌توان یافت که از آثار و پیامدهای گسترش این فناوری در امان مانده باشد؛ از پزشکی و آموزش گرفته تا صنعت، تجارت، خدمات مالی و بانکداری.حتی چند روز پیش نیز رویداد "چهار میلیونی ایران دیجیتال" با حضور رئیس‌جمهوری، وزیر ارتباطات، معاونان آموزش‌وپرورش و جمعی از معلمان و دانش‌آموزان برگزیده در سالن اجلاس سران برگزار شد. افزون بر آن، اخیراً اظهارنظرهایی از ایلان ماسک درباره آینده هوش مصنوعی منتشر شده است که بر اساس آن، هوش مصنوعی ممکن است در آینده توانایی انجام بخش بزرگی از فعالیت‌های انسانی را پیدا کند و حتی از هوش انسان نیز پیشی بگیرد.فارغ از میزان تحقق این پیش‌بینی‌ها، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: هوش مصنوعی دیگر موضوعی مربوط به آینده نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت فناورانه دنیای امروز است.این تحول وگستردگی کاربرد ، در حوزه فعالیت کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی نیز یک پرسش اساسی مطرح می‌سازد : آیا کانون بانک‌ها هم، همانند سایر سازمان‌ها، باید از هوش مصنوعی استفاده کند؟ و اگر پاسخ مثبت است، دامنه این استفاده تا کجا باید گسترش یابد تا کانون بتواند خدمات بیشتر و مؤثرتری به بانک‌ها و مؤسسات اعتباری عضو ارائه کند و به‌عنوان اتاق فکر بانک‌های خصوصی ایفای نقش کند؟

یک پرسش جدید برای یک نهاد بانکی

در دهه ۱۳۹۰، هنگامی که اساسنامه کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی تصویب شد، کمتر کسی تصور می‌کرد روزی استفاده از هوش مصنوعی به یکی از موضوعات مرتبط با فعالیت این تشکل بانکی تبدیل شود. اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است.بر اساس اساسنامه کانون، از جمله اهداف و فعالیت‌های آن، "ایجاد هماهنگی و وحدت رویه در عملیات بانکی، همکاری میان اعضا، تلاش برای بهبود کیفیت ارائه خدمات و استقرار روش‌های نوین بانکداری منطبق با بانکداری اسلامی و ضوابط بانک مرکزی" است.اجرای این مأموریت‌ها با روش‌های صرفاً سنتی و غیرسیستمی تقریباً غیرممکن است و با توجه به حجم روزافزون اطلاعات، مقررات و تحولات بانکی، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. از این رو، استفاده از فناوری‌های نوین، از جمله هوش مصنوعی، صرفاً یک انتخاب فناورانه برای کانون نیست؛ بلکه در صورت طراحی صحیح، می‌تواند به ابزاری برای تحقق بهتر مأموریت‌های قانونی آن تبدیل شود.یکی از مدیران کانون در پاسخ به پرسشی درباره این موضوع گفته است: "زمان استفاده از هوش مصنوعی در بانک‌ها و کانون فرا رسیده است. " این اظهارنظر حاکی از ضرورت استفاده از هوش مصنوعی در کانون است؛ به‌ویژه آنکه تجربه   ونحوه اجرای برخی برنامه‌های مصوب کانون نشان می‌دهد صرف تصویب برنامه، الزاماً به معنای تحقق آن نیست. بنابراین، هوش مصنوعی می‌تواند یکی از ابزارهای بررسی و آسیب‌شناسی علل عدم تحقق برنامه‌ها و شناسایی موانع ساختاری، کارشناسی و اجرایی باشد.در واقع، پرسش مهم‌تری را پیش روی ما قرار می‌دهد: اگر قرار است هوش مصنوعی وارد فعالیت کانون بانک‌ها شود، این فناوری دقیقاً چه کاری باید انجام دهد و چه ارزش افزوده‌ای برای فعالیت‌های مطالعاتی، پژوهشی، توسعه‌ای و هماهنگی میان بانک‌های عضو ایجاد خواهد کرد؟

هوش مصنوعی؛ فراتر از یک ابزار اداری

واضح است کانون بانک‌ها نیز مانند هر سازمان دیگر می‌تواند از هوش مصنوعی برای کارهایی همچون خلاصه‌سازی اسناد، تنظیم صورت‌جلسات، تهیه گزارش، طبقه‌بندی اطلاعات و انجام برخی امور اداری، مانند تعیین سیستمی و کاملآغیرسلیقه‌ای حقوق و دستمزد کارکنانبراساس شاخص های مشخص ، استفاده کند.اما اگر نگاه کانون به هوش مصنوعی صرفاً در همین سطح باقی بماند، بخش مهمی از ظرفیت این فناوری نادیده گرفته خواهد شد. هوش مصنوعی می‌تواند کانون را از یک تشکل صرفاً هماهنگ‌کننده، به سمت "مرکز هوشمند دانش، پژوهش، تحلیل و تصمیم‌سازی برای شبکه بانک‌های خصوصی" سوق دهد.برای مثال، کانون می‌تواند با استفاده از AI، دلایل تحقق کامل یا انحراف مثبت برخی برنامه‌های مصوب پژوهشی، مطالعاتی و توسعه‌ای خود ( نظیر آموزش ضمن خدمت کارکنان )را بررسی کند و مشخص سازد که عدم اجرای تمام یا قسمتی از برنامه‌های مصوب، به‌ویژه در حوزه پژوهش و توسعه، ناشی از ضعف در طراحی و کارشناسی برنامه بوده یا ریشه در ساختار سازمانی، کمبود منابع، ضعف مدیریت پروژه، نحوه اجرای آن و سایر عوامل اجرایی داشته است.براین اساس تکرار برنامه‌هایی  که با انحراف مثبت صددرصدی  مواجه شده، بدون اصلاح برنامه یا تغییر در متولیان اجرا ، بیهوده وملال‌آور و بی‌حاصل خواهد بود.یکی دیگر از کاربردهای مهم، ایجاد یک "بانک دانش هوشمند" است؛ مجموعه‌ای شامل مقررات، بخشنامه‌ها، دستورالعمل‌ها، مطالعات، گزارش‌ها، صورت‌جلسات، مکاتبات و تجربیات کارشناسی کانون.در چنین ساختاری، مدیر یا کارشناس کانون به جای جست‌وجوی دستی در حجم گسترده‌ای از اسناد، می‌تواند از سامانه هوشمند پرسش کند:"آخرین مقررات مربوط به اموال مازاد بانک‌ها در ایران و اتحادیه اروپا چیست؟"یا آنکه"مقررات جدید چه آثار حقوقی، مالی و عملیاتی برای بانک‌های عضو خواهد داشت؟"

در این‌گونه موارد، سامانه هوشمند باید بتواند پاسخ خود را بر اساس اسناد معتبر و همراه با ذکر دقیق منابع ارائه کند. بدیهی است پاسخ هوش مصنوعی نمی‌تواند و نباید جایگزین نظر کارشناسی یا تصمیم ارکان قانونی کانون شود؛ بلکه باید ابزار تقویت، تسریع و نظام‌مند کردن فرآیند کارشناسی باشد.

مهم‌ترین کاربرد؛ رصد مقررات و تحولات بانکی

یکی از ارزشمندترین کاربردهای هوش مصنوعی برای کانون می‌تواند ایجاد یک سامانه هوشمند برای رصد مقررات و تحولات بانکی باشد.بانک‌ها روزانه با حجم قابل‌توجهی از بخشنامه‌ها، دستورالعمل‌ها، مقررات و تصمیمات نهادهای مختلف مواجه‌اند. بررسی مستمر این اسناد، مقایسه آنها با مقررات قبلی و تشخیص آثار احتمالی آنها، کاری زمان‌بر و تخصصی است.هوش مصنوعی می‌تواند در این فرآیند:

  • مقررات و بخشنامه‌های جدید را شناسایی کند؛
  • تغییرات آنها نسبت به مقررات قبلی را استخراج کند؛
  • موضوعات مهم را طبقه‌بندی کند؛
  • آثار احتمالی آنها بر عملیات و عملکرد بانک‌ها را بررسی کند؛
  • و در نهایت، گزارش‌های مدیریتی و کارشناسی تهیه کند.

در این صورت، کانون می‌تواند به جای آنکه صرفاً پس از ایجاد یک مسئله به رویدادهای بانکی واکنش مثبت یا منفی منفعلانه نشان دهد، نقش فعال، پیش‌نگر و تحلیلی در مسائل نظام بانکی ایفا کند.

وحدت رویه؛ یکی از اصیل‌ترین کاربردهای AI برای کانون

یکی  دیگر از مهم‌ترین اهداف قانونی کانون، ایجاد هماهنگی و وحدت رویه در عملیات بانکی و همکاری میان اعضا (بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی) است.در این زمینه، یکی از مهم‌ترین و در عین حال اختصاصی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی برای کانون، کمک به تحقق هدف "هماهنگی و وحدت رویه" است.فرض کنیم در یک موضوع مشابه مانند نرخ سود تسهیلات یا سپرده های بانکی ، بانک‌های عضو کانون سه یا چهار رویه متفاوت دارند. هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات و رویه‌های موجود را طبقه‌بندی کرده، مقررات مرتبط را استخراج و تفاوت میان رویه‌ها را مشخص کند.پس از آن، کارشناسان کانون می‌توانند مزایا و معایب هر رویه را بررسی کرده و در صورت امکان، یک رویه پیشنهادی مشترک ارائه دهند. در مواردی که نیاز به اصلاح، تفسیر یا شفاف‌سازی مقررات وجود داشته باشد نیز می‌توان بر مبنای این مطالعات، پیشنهاد مشخص و مستندی برای ارائه به بانک مرکزی تهیه کرد.به این ترتیب، هوش مصنوعی مستقیماً در خدمت یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های اساسنامه‌ای کانون قرار می‌گیرد.

برنامه‌ریزی و نظارت بر اجرای برنامه‌های مصوب

یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی در کانون، هوشمندسازی فرآیند برنامه‌ریزی و نظارت بر اجرای برنامه‌های مصوب است.در این چارچوب، هوش مصنوعی می‌تواند اهداف کانون را به برنامه‌های عملیاتی، زمان‌بندی و شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) تبدیل کرده و اجرای مصوبات را به‌صورت مستمر پایش کند.این سامانه می‌تواند با مقایسه عملکرد واقعی با برنامه مصوب، میزان پیشرفت، تأخیر یا انحراف از برنامه را شناسایی و گزارش‌های دوره‌ای و هشدارهای لازم را برای مدیریت و هیأت‌م عامل  کانون  ارائه کند.به این ترتیب، هوش مصنوعی می‌تواند کانون را از نظارت سنتی و پسینی به سمت مدیریت سیستمی، نظارت مستمر و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده هدایت کند.

از "دستیار هوشمند» تا "رادار نظام بانکی"

در گام بعد می‌توان از مفهوم «رادار هوشمند بانک‌های خصوصی» استفاده کرد. این سامانه می‌تواند به‌صورت مستمر پنج حوزه اصلی را رصد کند:

1-مقررات و سیاست‌های بانکی؛


۲. تحولات اقتصادی؛


۳. فناوری و بانکداری دیجیتال؛


۴. تحولات بانکداری بین‌المللی؛


۵. مسائل مشترک بانک‌های عضو.

خروجی چنین سامانه‌ای می‌تواند یک گزارش ماهانه یا فصلی برای هیأت‌عامل و مدیریت کانون  یا تولید محتوای حرفه ای برای انتشار یک ماهنامه تخصصی باشد که در آن، مهم‌ترین تحولاتی که احتمالاً در ماه‌ها یا سال آینده بر فعالیت بانک‌های خصوصی اثر می‌گذارند، شناسایی و تحلیل شده باشند.چنین رویکردی می‌تواند کانون را از یک نهاد عمدتاً واکنشی به نهادی آینده‌نگر و پیش‌نگر تبدیل کند.

کانون؛ اتاق فکر هوشمند شبکه بانک‌های خصوصی

یکی از انتظارات مهم جامعه بانکی و مردم از کانون بانک‌های خصوصی، ایفای نقش کارشناسی و کمک فکری در حل مسائل نظام بانکی، به‌ویژه در حوزه بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیردولتی و خصوصی، است.به بیان دیگر، کانون می‌تواند و باید اتاق فکر شبکه بانک‌های خصوصی باشد. هوش مصنوعی می‌تواند این نقش را تقویت کند.مطالعات تطبیقی مقررات بانکی ایران با سایر کشورها، بررسی روندهای بانکداری دیجیتال، تحلیل تحولات فین‌تک‌ها، روش‌های پرداخت، کیف پول، اعتباردهی، بانکداری باز و سایر فناوری‌های مالی و بانکی، همچنین تحلیل داده‌های عملکرد بانک‌های عضو، همگی حوزه‌هایی هستند که AI می‌تواند در جمع‌آوری، طبقه‌بندی و تحلیل اطلاعات به کانون کمک کند.در نتیجه، کانون می‌تواند به‌تدریج مجموعه‌ای از گزارش‌های تحلیلی، مطالعات تطبیقی و پیشنهادهای سیاستی تولید کند و در گفت‌وگو و تعامل با بانک مرکزی و سایر مراجع تصمیم‌گیر، دیدگاه‌های مستند و مبتنی بر داده ارائه دهد.این همان نقطه‌ای است که هوش مصنوعی می‌تواند به تحقق ایده «کانون به‌عنوان اتاق فکر شبکه بانک‌های خصوصی» کمک کند.

هوش مصنوعی و تعامل و همکاری کانون با شورای هماهنگی بانک‌های دولتی

در حال حاضر، دو تشکل مهم بانکی، یعنی شورای هماهنگی بانک‌های دولتی و کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی، در هماهنگی بخشی از فعالیت‌های شبکه بانکی کشور نقش دارند.با توجه به وجود موضوعات مشترک میان بانک‌های خصوصی و بانک های دولتی، توسعه همکاری میان کانون و شورای هماهنگی بانک‌های دولتی در موضوعاتی همچون مسائل کلان پولی و اعتباری، اصلاح قوانین و مقررات بانکی، نرخ سود سپرده و تسهیلات بانکی، کارمزد انواع خدمات بانکی  با توجه به قیمت تمام‌شده این خدمات، ون همچنین  میزان  ونحوه پرداخت وام یا تسهیلات کارمندی تحول دیجیتال، امنیت سایبری، مبارزه با پول‌شویی، توسعه منابع انسانی، استانداردهای حرفه‌ای بانکی و مسائل مشترک در تعامل با نهادهای حاکمیتی، دولت و مجلس، می‌تواند یک ضرورت است وقابل توصیه باشد.با این حال، بانک‌های خصوصی علاوه بر مسائل مشترک نظام بانکی، دغدغه‌هایی مانند رقابت، سودآوری، حقوق سهامداران، حاکمیت شرکتی و جذب سرمایه دارند.بنابراین، مدل مطلوب را می‌توان در قالب "همکاری راهبردی همراه با حفظ استقلال سازمانی" تعریف کرد.بدیهی است ایجاد هرگونه ساختار مشترک دائمی در سطح عالی نظام بانکی، در صورت طرح، نیازمند بررسی مستقل حقوقی، نهادی و اجرایی خواهد بود.

آیا همه این پیشنهادها در کانون قابل اجراست؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان صرفاً با یک «بله» یا «خیر» داد.

اینکه کدام‌یک از کاربردهای هوش مصنوعی با امکانات و ساختار سازمانی فعلی، نیروی انسانی، بودجه، زیرساخت فناوری و دسترسی کانون به اطلاعات قابل اجراست، نیازمند یک مطالعه کارشناسی عمیق و مستقل و نیز بررسی دیدگاه ارکان کانون درباره استفاده از هوش مصنوعی است.همچنین میزان آمادگی بانک‌های عضو برای سرمایه‌گذاری و مشارکت در پروژه‌های مشترک، نحوه تبادل داده‌ها، مسائل مربوط به محرمانگی اطلاعات و چگونگی تأمین مالی پروژه‌ها باید مورد بررسی قرار گیرد.بنابراین، پیشنهادهای مطرح‌شده درباره AI را نباید بدون بررسی کارشناسی پذیرفت؛ همان‌گونه که نباید صرفاً به دلیل دشواری‌های اجرایی، اصل استفاده از این فناوری را کنار گذاشت.به هر حال، تصمیم نهایی با ارکان قانونی کانون است؛ هوش مصنوعی صرفاً ابزار کارشناسی و تصمیم‌یار است، نه تصمیم‌گیر.

از کجا باید شروع کرد؟

برای کانون، شروع کار با پروژه‌های کم‌ریسک و دارای بازده سریع، منطقی‌تر به نظر می‌رسد.

مرحله نخست؛ پروژه‌های کم‌ریسک و زودبازده

  • ایجاد «دستیار هوشمند کانون»؛
  • تشکیل «بانک دانش مقررات و اسناد»؛
  • خلاصه‌سازی و مقایسه بخشنامه‌ها؛
  • تنظیم هوشمند صورت‌جلسات؛
  • پیگیری مصوبات؛
  • تولید بولتن‌های تخصصی.

مرحله دوم؛ تحلیل و هماهنگی

  • رصد هوشمند مقررات؛
  • ایجاد سامانه پرسش و پاسخ تخصصی اعضا؛
  • شناسایی اختلاف رویه میان بانک‌ها؛
  • تحلیل آثار مقررات؛
  • نظرسنجی هوشمند از اعضا.

مرحله سوم؛ تصمیم‌سازی و آینده‌نگری

  • ایجاد رادار تحولات نظام بانکی؛
  • انجام مطالعات تطبیقی؛
  • تحلیل سناریوهای آینده؛
  • تولید گزارش‌های راهبردی و پیشنهادهای سیاستی.

بنابراین، مسئله اصلی این نیست که کانون «AI یا بدون AI» را انتخاب کند؛ بلکه پرسش اساسی این است که چگونه و در چه حوزه‌هایی از این فناوری استفاده کند تا بیشترین بازده وارزش را برای کانون و بانک‌های عضو ایجاد کند.به نظر می‌رسد هوش مصنوعی می‌تواند در چهار سطح برای کانون ارزش‌آفرین باشد:

دانستن: ایجاد بانک دانش هوشمند؛

رصد پایش مقررات و تحولات نظام بانکی؛

تحلیل تحلیل مقررات، داده‌ها و رویه‌های بانک‌های عضو؛

تصمیم‌سازی: کمک به تهیه پیشنهادهای مشترک برای اعضای کانون و ارائه دیدگاه‌های کارشناسی به بانک مرکزی، دولت و مجلس.توانمندسازی و ارتقای دانش حرفه‌ای کارکنان کانون برای استفاده از هوش مصنوعی در برنامه‌ریزی و فعالیت‌های روزانه نیز باید یکی از محورهای این تحول باشد.از این منظر، هدف نهایی از "پروژه هوش مصنوعی" در کانون نباید صرفاً ایجاد یک "چت‌بات" باشد؛ بلکه هدف باید ایجاد "پلتفرم هوشمند کانون بانک‌های خصوصی"باشد.پلتفرمی که بتواند دانش پراکنده کانون و بانک‌های عضو را جمع‌آوری کند، تحولات محیط بانکی را رصد کند، مسائل مشترک اعضا را تحلیل کند، اختلاف رویه‌ها را شناسایی کند و در نهایت، به مدیران و کارشناسان کانون در انجام مطالعات کارشناسی و تصمیم‌سازی کمک کند.پذیرش یا رد هر یک از این پیشنهادها، در نهایت به تصمیم ارکان قانونی کانون و نتیجه بررسی‌های کارشناسی بستگی دارد. اما یک نکته بیش از پیش روشن شده است:

نتیجه آنکه :هوش مصنوعی می‌تواند برای کانون بانک‌های خصوصی و اعضای آن، فرصتی برای تحول، افزایش هماهنگی و تقویت هم‌افزایی میان اعضای کانون باشد.

برآیند مباحث

واقعیت آن است که با افزایش روزافزون حجم مقررات و اطلاعات، تحولات فناوری و پیچیدگی مسائل بانکی، برنامه‌ریزی، نظارت بر اجرای برنامه‌ها، تحلیل مستمر تحولات و ایجاد هماهنگی مؤثر میان بانک‌ها، بدون بهره‌گیری از ابزارهای نوین تحلیل و پردازش اطلاعات، دشوارخواهد شد.از این رو، به نظر می‌رسد کانون بانک‌های خصوصی باید هوش مصنوعی را نه یک فناوری لوکس یا صرفاً ابزاری اداری، بلکه به عنوان یکی از زیرساخت‌های تحول آینده کانون و ابزاری برای تقویت نقش کارشناسی، هماهنگی و ایفای نقش اتاق فکر شبکه بانک‌های خصوصی تلقی کند.در واقع مسئله امروز دیگر این نیست که هوش مصنوعی وارد نظام بانکی و فعالیت کانون خواهد شد یا خیر؛ بلکه مسئله آن است که کانون تا چه اندازه آمادگی دارد با عبور از شیوه‌های مدیریت سنتی و حرکت به سوی مدیریت سیستمی وسلسله مراتبی و داده‌ محور، از این فناوری برای ایفای مؤثرتر مأموریت‌های خود بهره گیرد.در این میان، استقرار شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) (Key Performance Indicators) یکی از الزامات نظارت سیستمی برتعیین و  میزان تحقق برنامه‌های مصوب کانون است. هوش مصنوعی می‌تواند در طراحی، پایش و گزارش‌دهی این شاخص‌ها نقش مؤثری ایفا کند.

نقطه پایانی:

اساسنامه کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی در تیرماه ۱۳۹۳ به تصویب رسیده است. به‌عنوان نویسنده وطراح این اساسنامه، بر این باورم که اکنون، همانند بسیاری از دستگاه‌ها و سازمان‌ها، زمان خداحافظی با روش‌های سنتی و حرکت به سوی سیستمی‌شدن فرآیندها فرا رسیده است؛ به‌ویژه در زمینه تحلیل مسائل بانکی، برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی، تدوین برنامه‌های عملیاتی و نظارت سیستمی بر اجرای برنامه‌های مصوب کانون وبالآخره خره سیستمی کردن نحوه تعیین حقوق ودستمزد کارکنان کانون به جای تمرکز بر روش های مبتنی بر سلیقه این تحول باید با استفاده هدفمند و مرحله‌ای از فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، دنبال شود تا کانون بتواند ضمن ارتقای توان کارشناسی و تصمیم‌سازی خود، نقش مؤثرتری در ایجاد هماهنگی، هم‌افزایی و وحدت رویه در شبکه بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی ایفا کند و به مفهوم واقعی،  تبدیل به اتاق فکر شبکه بانکی خصوصی شود.در این مسیر، استقرار حاکمیت شرکتی در کانون بانک‌ها می‌تواند زمینه‌ساز نظام‌مند شدن  و ضابطه‌مند شدن فعالیت‌های کانون و تقویت فرآیندهای برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، نظارت و ارزیابی عملکرد به عنوان اتاق فکری شبکه بانک های خصوصی باشد.