در ادبیات امنیت ملی، دانش اقتصاد سیاسی بحران و مفاهیم بنیادین حکمرانی، حیاتیترین اصل برای عبور سرافرازانه یک کشور از رویاروییهای حاد ژئوپلیتیک، «تمرکز استراتژیک» (Strategic Focus) و «حفظ یکپارچگی جبهه داخلی» است. هنگامی که یک ملت در مواجهه مستقیم، علنی و پرشدت با تهدیدات خارجی و آرایش جنگی دشمنان قسمخورده قرار میگیرد، تمامی منابع ذهنی، مدیریتی، تقنینی و اجرایی کشور باید حول یک محور واحد سازماندهی شوند: پشتیبانی بیدریغ از معیشت مردم، مهار نااطمینانیهای بازار، تقویت پدافند ملی و صیانت از روان جمعی جامعه.
با این حال، در شرایطی که روند رویارویی به اوج خود رسیده و کشور در تبادلات آتش منطقهای و شرایط حساس تاریخی به سر میبرد، اصرار پیاپی برخی تصمیمگیران، رجال سیاسی و چهرههای ذیمدخل بر طرح موضوعات چالشبرانگیز و قطبیساز در عرصه عمومی، جای پرسش و تأمل جدی دارد. ارائهی طرحهای شوکآور در حوزه مدیریت قیمت سوخت و دستکاری ناگهانی نرخ حاملهای انرژی از یک سو، و تشدید رفتارهای تقابلی در عرصه هنجارهای اجتماعی و حجاب از سوی دیگر، گویای نوعی عدم درک صحیح از «مفهوم اولویت در امنیت ملی» و انحراف عمیق از ریل عقلانیت حکمرانی است.
۱. تفکیک «مسئله مهم» از «اولویت حیاتی»؛ خطا در سلسلهمراتب تصمیمگیری
هیچ کارشناس منصف و صاحبنظری منکر ناترازیهای عمیق ساختاری در حوزه انرژی، هزینههای سنگین تولید و واردات بنزین، یا اهمیت فوقالعادهی صیانت از هنجارهای فرهنگی و اخلاقی در جامعه نیست. مسلم است که قیمت تمامشده سوخت با نرخ فروش آن فاصله چشمگیری دارد و این گره اقتصادی باید در «فرصت مقتضی» و با تدبیر جامع گشوده شود. همچنین موضوع عفاف و هنجارهای اجتماعی، رفتاری تاثیرگذار بر نظم عمومی است که چارهاندیشی دقیق و ریشهای را میطلبد.
اما مسئله اصلی در دانش سیاستگذاری عمومی، فهم دقیق دو عنصر حیاتی است: «زمانبندی» (Timing) و «سلسلهمراتب اولویتها». اصلاح ناترازی سوخت یا مواجهه با پدیدههای فرهنگی، اموری مزمن، ساختاری و محتاج اقناع عمومی، بستر آرام، بازسازی اعتماد و اصلاحات تدریجی هستند. در مقابل، مواجهه با تهدیدات خارجی، حفظ امنیت مرزها و صیانت از کیان کشور، امری فوری، حیاتی و مرتبط با اصل بقای ملی است. مطرح کردن طرحهای هزینهبر و التهابآفرین در شرایط اضطرار، توان و جان جامعه را بهجای معطوف ساختن به دفاع از کشور، غرق در مجادلات فرسایشی داخلی میکند و تمرکز فرماندهی بحران را برهم میزند.
۲. سرمایه اجتماعی؛ خاکریز اول دفاع از کیان کشور
تجربه نیمقرن معاصر و بهویژه حماسهآفرینیهای دوران دفاع مقدس، اثبات کرده است که قدرت واقعی یک کشور در برابر هجمههای سنگین، پیش از آنکه متکی بر ابزارهای تسلیحاتی باشد، بر «سرمایه اجتماعی، امید و وحدت کلمه» استوار است. اگر جامعه احساس کند که مسئولان کشور در میان دود و آتش بحرانهای بیرونی، بهجای کاهش بار معیشتی و خدمت بیمنت، در حال طراحی بستههای جدید گرانسازی یا ایجاد تشنجهای اجتماعی جدید هستند، شالوده اعتماد عمومی دچار گسست میشود.
همانطور که رهبر عالی انقلاب اسلامی بارها در پیامهای خود، تمامی مسئولان و دستاندرکاران را از رفتارهای وحدتشکن، سخنان مایوسکننده و ایجاد دوقطبیهای کاذب بازداشتهاند، حرکت در مسیری مغایر با این رهنمودها، آب به آسیاب دشمن ریختن است. وقتی دشمن در کمین نشسته تا از کوچکتری شکاف داخلی برای نفوذ و فروپاشی استفاده کند، دامن زدن به طرحهای جنجالی، معبری ساختن برای نفوذ دشمن و تضعیف جبهه خودی است.
۳. لزوم عبرت از گذشته و پرهیز از تکرار خطاهای پرهزینه
امروز دیگر زمان آزمون و خطا نیست. تاریخ چند دهه اخیر و بهویژه تجارب تلخ شوکدرمانیهای ناگهانی در بازار سوخت، آئینهای تمامنما در برابر دیدگان ماست. شوک قیمتی بنزین، بدون اصلاح کیفیت خودروهای پرمصرف داخلی، بدون توسعه ناوگان حملونقل عمومی و بدون جبران قدرت خرید مردم، نه تنها مشکل ناترازی انرژی را حل نمیکند، بلکه با جهش انتظارات تورمی، خط آتش تورم را مشتعلتر ساخته و هزینههای امنیتی مضاعفی به کشور تحمیل میدارد.
از سوی دیگر، تقلیل دادن مسائل پیچیده فرهنگی به رفتارهای چکشی و قانونی، بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای ایجابی و اقناعی، جز تقابل جامعه با خودش حاصلی ندارد. اگر رجال سیاسی و چهرههای شاخص نتوان انتظار داشت که در این روزهای حساس، اولویتهای اصلی کشور را تشخیص دهند و راهنمای جامعه باشند، پس چه کسی باید کشتی حکمرانی را در میان طوفانهای ژئوپلیتیک به ساحل آرامش برساند؟
کلام آخر: فراخوان به عقلانیت و خدمت
روزهای سرنوشتسازی در پیش است و آینده این مرز و بوم در گرو تصمیماتی است که امروز اتخاذ میشود. سیاسیون، نمایندگان و مسئولان اجرایی باید از مجادلات بیحاصل، طرحهای هزینهساز و رفتارهای نابهنگام دست بردارند. امروز تنها یک تکلیف بر دوش همگان قرار دارد: تمرکز ۱۰۰ درصدی بر خدمت به مردم، مهار فشارهای معیشتی، مراقبت از ثبات اقتصادی و تقویت یکپارچگی ملی.
باید راه نفوذ دشمنان داخلی و خارجی را با بستن منفذهای تفرقه سد کرد، نه آنکه با دست خود بر خرمن آرامش جامعه آتش افکند. وقت آن است که عقلانیت و حکمت بر اریکه تصمیمگیری بنشیند؛ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ.

