گفتمان غالب درباره آینده شغلی سرشار از اضطراب و عدم قطعیت است. اتوماسیون، هوش مصنوعی و تغییرات سریع اقتصادی، تصویری از یک دریای توفانی را ترسیم می کنند که در آن، ثبات شغلی به یک افسانه قدیمی تبدیل شده است. در این میان، بسیاری از متخصصان در جست وجوی یک لنگرگاه امن هستند؛ یک مهارت خاص، یک شرکت بزرگ یا یک صنعت پایدار که بتواند آنها را از این تلاطم در امان نگه دارد. اما این جست وجو برای ثبات بیرونی، خود بزرگ‎ترین تله است. تاب آوری شغلی در قرن بیست و یکم، از یافتن یک پناهگاه امن ناشی نمی شود؛ بلکه از ساختن یک کشتی فوق پیشرفته و انطباق‎پذیر در درون خودتان حاصل می گردد. این یک تغییر پارادایم بنیادین است: از جست وجوی امنیت شغلی به معماری کردن تاب آوری شغلی. آینده از آن کسانی نیست که در برابر تغییر مقاومت می کنند، بلکه متعلق به آنهایی است که یاد می گیرند چگونه بر روی امواج آن موج سواری کنند.

راهنمای بقا در دنیای ناپایدار کارآفرینی

فراتر از تخصص: ساختن سبد مهارت

مدل سنتی موفقیت شغلی بر پایه عمق بخشیدن به یک تخصص واحد و مشخص بنا شده بود. این مدل که به شکل حرف T انگلیسی (T-shaped professional) توصیف می شود. هرچند این مدل برای دهه ها کارآمد بود، اما در برابر تغییرات سریع امروزی به شدت شکننده است. وقتی آن یک تخصص اصلی توسط فناوری جدید یا تغییرات بازار، بی اهمیت شود، کل ساختار شغلی فرد فرو می ریزد. پارادایم جدید سبد مهارت های انطباق پذیر است. این به معنای آن است که به جای یک ستون، شما چندین ستون مهارتی قدرتمند اما مرتبط با هم را توسعه می دهید که به شما اجازه می دهد تا بسته به نیاز بازار، به راحتی میان نقش ها و صنایع مختلف حرکت کنید. این رویکرد، شما را از یک متخصص تک بعدی، به یک حل کننده مسائل چندوجهی تبدیل می کند.

مطلب مرتبط: کارآفرینی در اقتصاد ناپایدار جهان امروز

بسیاری از موفق ترین رهبران تجاری در سیلیکون ولی، تجسم این رویکرد هستند. به ایلان ماسک نگاه کنید. او صرفا یک «مدیر خودرو» یا یک مهندس هوافضا نیست. او یک سبد مهارت عمیق در حوزه هایی مانند فیزیک، مهندسی، علوم کامپیوتر، تولید و مالی ساخته است. این ترکیب منحصر به فرد از مهارت ها به او اجازه داد تا شرکت هایی کاملا متفاوت مانند تسلا (خودرو و انرژی)، اسپیس ایکس (هوافضا) و نورالینک (علوم اعصاب) را تاسیس و رهبری کند. 

او برای هر کدام از این شرکت ها یک متخصص جدید استخدام نکرد؛ او اصول بنیادین مهندسی و کسب و کار را از یک صنعت به صنعت دیگر «منتقل» کرد. این توانایی در ترکیب و به کارگیری یک سبد متنوع از مهارت های عمیق، جوهره اصلی تاب آوری شغلی مدرن است که به فرد اجازه می دهد تا به جای واکنش نشان دادن به آینده، آن را خلق کند.

شبکه به جای نردبان: سرمایه گذاری روی سرمایه اجتماعی

تصویر کلاسیک از پیشرفت شغلی، بالا رفتن از یک نردبان مستقیم و سلسله مراتبی در داخل یک سازمان واحد بود. در این مدل، روابط شما محدود به همکاران و مدیران مستقیم تان بود اما این نردبان های بلند و باریک، در دنیای پروژه محور و اقتصاد گیگ (Gig Economy) امروزی، به سرعت در حال ناپدید شدن هستند. مدل جایگزین، ساختن یک «شبکه قدرتمند و متنوع» است که بسیار فراتر از دیوارهای شرکت فعلی شما گسترش می یابد. 

این شبکه سرمایه اجتماعی شماست و در دوران عدم قطعیت، ارزشمندترین دارایی شما محسوب می شود. یک شبکه قوی، نه تنها منبع فرصت های شغلی جدید است، بلکه به یک سیستم هشدار اولیه برای تغییرات صنعت، یک منبع بی پایان برای یادگیری و یک گروه پشتیبانی قدرتمند در زمان های سخت تبدیل می شود. ساختن این شبکه، یک فعالیت جانبی نیست، بلکه یک بخش استراتژیک از مدیریت شغلی شماست.

رید هافمن یکی از بنیانگذاران لینکدین نه تنها این پلتفرم را برای شبکه سازی ساخت، بلکه خود یکی از بزرگ‎ترین نمونه های عملی قدرت آن است. موفقیت او به عنوان یک کارآفرین و سرمایه گذار، به طور مستقیم به توانایی او در ساختن و فعال کردن یک شبکه فوق العاده قدرتمند از افراد با استعداد در حوزه های مختلف گره خورده است. او با سرمایه گذاری های اولیه در شرکت هایی مانند فیس‎بوک و ایر بی ان بی نه تنها سرمایه مالی، که سرمایه اجتماعی خود را نیز به کار گرفت. اعضای شبکه ای که او در دوران حضورش در پی پال ساخته بود (گروهی که به مافیای پی پال معروف شد)، به بنیانگذاران بسیاری از موفق ترین شرکت های فناوری جهان تبدیل شدند. هافمن به جای بالا رفتن از یک نردبان، یک اکوسیستم کامل از روابط را پرورش داد که به طور مداوم برای تمام اعضای آن، ارزش و فرصت های جدید خلق می کرد.

از هویت ثابت به یادگیرنده دائمی: پذیرش مفهوم شروع دوباره

یکی از بزرگ‎ترین موانع روانشناختی در برابر تاب آوری شغلی، گره زدن بیش از حد هویت خود به عنوان شغلی فعلی مان است. وقتی ما خودمان را به صورت «من یک مدیر بازاریابی هستم» یا «من یک وکیل هستم» تعریف می کنیم، هر تغییری در آن شغل، به یک بحران هویتی تبدیل می شود. برای ساختن تاب آوری واقعی، ما باید از یک «طرز فکر ثابت (Fixed Mindset) به یک طرز فکر رشد (Growth Mindset) مهاجرت کنیم. 

این به معنای آن است که هویت خود را نه در کاری که امروز انجام می دهیم، که در «توانایی مان برای یادگیری و انطباق» تعریف کنیم. هویت جدید شما باید این باشد: «من یک یادگیرنده دائمی هستم که می تواند هر مهارتی را برای حل مسائل جالب کسب کند». این تغییر ظریف اما عمیق، ترس از تغییر را به هیجان برای یادگیری تبدیل می کند و به شما اجازه می دهد تا بارها و بارها در طول مسیر حرفه ای خود، خودتان را از نو اختراع کنید.

شرکت آی بی ام، که برای بیش از یک قرن یکی از نمادهای دنیای فناوری بوده، بارها این فرآیند شروع دوباره را در مقیاس سازمانی تجربه کرده است. این شرکت کار خود را با ساختن ماشین های کارت خوان و ساعت های حضور و غیاب آغاز کرد، سپس به غول دنیای کامپیوترهای بزرگ تبدیل شد، پس از آن به سمت کامپیوترهای شخصی حرکت کرد و در نهایت کسب و کار سخت‎افزار خود را فروخت و خود را به عنوان یک پیشرو در زمینه رایانش ابری، هوش مصنوعی و خدمات مشاوره بازتعریف کرد. 

اگر آی بی ام هویت خود را به هر یک از آن محصولات یا بازارها گره زده بود، امروز وجود نداشت، اما با پذیرش یک هویت مبتنی بر «حل مسائل پیچیده برای کسب و کارها» و تعهد به یادگیری و انطباق دائمی، این شرکت توانسته است از چندین موج سهمگین تغییرات تکنولوژیک جان سالم به در برده و تاب آوری سازمانی خود را به نمایش بگذارد.

آزمایش های کم هزینه: ساختن پل به سوی آینده

بسیاری از افراد در مواجهه با نیاز به تغییر شغل یا صنعت احساس می کنند باید یک جهش بزرگ و پرریسک انجام دهند. آنها شغل فعلی خود را رها می کنند تا در یک دوره تمام وقت شرکت کنند یا تمام پس انداز خود را صرف راه اندازی یک کسب و کار جدید می کنند. این رویکرد «همه یا هیچ»، بسیار شکننده و اضطراب آور است. 

یک استراتژی بسیار تاب آورتر، رویکرد «آزمایش های کم هزینه» است. به جای یک جهش بزرگ، شما مجموعه ای از پروژه های کوچک و جانبی، کارهای داوطلبانه، دوره های آنلاین کوتاه یا پروژه های مشاوره ای آخر هفته را در حوزه ای که به آن علاقه مند هستید، امتحان می کنید. این آزمایش ها به شما اجازه می دهند تا با ریسک بسیار پایین، اطلاعات واقعی درباره یک مسیر شغلی جدید کسب کنید، مهارت های اولیه را بسازید و شبکه ارتباطی خود را در آن صنعت گسترش دهید. شما در حالی که امنیت شغل فعلی خود را حفظ کرده اید، به آرامی در حال ساختن یک پل به سوی آینده احتمالی خود هستید.

مطلب مرتبط: نیمه تاریک کارآفرینی

بسیاری از موفق ترین محصولات گوگل، نتیجه مستقیم فرهنگ آزمایش های کم هزینه هستند. سیاست مشهور «۲۰ درصد زمان» این شرکت، به مهندسان اجازه می داد تا یک پنجم از زمان کاری خود را صرف کار بر روی پروژه های جانبی کنند که به آن علاقه داشتند اما لزوما بخشی از وظایف اصلی آنها نبود. این فرهنگ، یک زمین بازی امن برای آزمون و خطا ایجاد کرد که از دل آن، محصولات انقلابی مانند جی میل، گوگل نیوز و ادسنس (AdSense) متولد شدند. این محصولات به عنوان پروژه های جانبی کوچک و کم ریسک آغاز شدند و تنها پس از اینکه ارزش و پتانسیل خود را در مقیاس کوچک اثبات کردند، به محصولات اصلی با سرمایه گذاری بزرگ تبدیل گشتند. این رویکرد، همان منطقی را دنبال می کند که یک فرد می تواند برای کشف و ساختن مسیر شغلی بعدی خود به کار گیرد.

منابع:

https://www.forbes.com

https://www.coachingactuaries.com