طبق یک نظرسنجی که جامعه آماری آن بیش از ۹۰۰ فعال اقتصادی و کارآفرین بوده اند، مشخص شد از بین تیم اقتصادی دولت، طیب نیا و حجتی موفق ترین و سیف و نعمت زاده ضعیف ترین اعضای تیم اقتصادی دولت هستند.
اینکه رئیس کل بانک مرکزی به عنوان یکی از کلیدی ترین اعضای تیم اقتصادی دولت در میان ضعیف ترین های کابینه قرار بگیرد جای سخن و تأمل زیادی دارد، چرا که مهم ترین سرمایه کشور اعتبار مقام پولی آن است. در ادامه به چند دلیل در این خصوص می پردازیم.
1- در همه جای دنیا رئیس کل بانک مرکزی جزو کم حرف ترین مسئولان به حساب می آید. این مقام مهم پولی هر از چند گاهی بسیار مختصر، عمیق، سنجیده و بدون قطعیت صحبت می کند و از زیاده گویی پرهیز می کند، زیرا هر جمله و کلمه ای که از دهان رئیس بانک مرکزی خارج می شود برای فعالان اقتصادی معنادار است و می تواند روی بازارهای مختلف اثر بگذارد. اما متأسفانه این قاعده مهم را رئیس محترم بانک مرکزی دولت یازدهم رعایت نکردند. در توضیح این مطلب کافی است به کانال تلگرامی این مقام پولی ارشد اشاره کنیم. آیا رئیس کل بانک مرکزی باید کانال تلگرامی داشته باشد و در آن به دفعات مطالب کوتاه و بلند بنویسد؟
2- به اعتقاد اینجانب نقش رئیس کل بانک مرکزی در میان سه عضو اصلی تیم اقتصادی دولت یعنی وزیر اقتصاد، رئیس سازمان برنامه و بودجه و رئیس کل بانک مرکزی کلیدی ترین است و ضرورت دارد این مقام اقتصاددان باشد و علاوه بر تسلط بر تئوری های روز اقتصاد و درک عمیق آنها اقتصاد ایران را نیز به خوبی بشناسد و نگاه توسعه ای داشته باشد. ولی رئیس بانک مرکزی دولت یازدهم متأسفانه دانش آموخته اقتصاد نبودند.
به اعتقاد کارشناسان و به گواهی آمار و ارقام بهترین عملکرد بانک مرکزی در تاریخ تأسیس آن در کشور به طور نسبی به دوران هایی بر می گردد که رئیس آن اقتصاددان بوده است. به اعتقاد اینجانب اگر وزیر فعلی اقتصاد دولت یازدهم، در دولت بعدی سکان بانک مرکزی را به عهده بگیرند بسیار مناسب تر است.
3- عملکرد بانک مرکزی و عدم قاطعیت لازم در برخورد با موسسات غیرمجاز و مشکلات اخیر پیش آمده برای سپرده گذاران برخی از این موسسات، از دیگر عواملی است که به اعتقاد اینجانب موجب شده است در نگاه فعالان اقتصادی رئیس کل بانک مرکزی کمترین رأی را در میان تیم اقتصادی دولت به خود اختصاص دهد. برخی معتقدند اگر بانک مرکزی عملکرد مناسب تری داشت، پدیده «هراس بانکی» و «ورشکستگی بانک ها» که این روزها در رسانه ها به آن اشاره می شود اساسا ظهور و بروز نمی یافت.
4- برخی از کارشناسان معتقدند که یکی از دلایل عدم خروج اقتصاد کشور از رکود حاکم بر کسب و کار همراهی نکردن سیاست های پولی و بانکی در چهار سال گذشته است. این صحیح است که نرخ تورم در چند سال گذشته کاهش یافت و تک رقمی شد، اما بسیاری از کارشناسان معضل رکود را بسیار مهم تر و مخرب تر ارزیابی می کنند؛ مقوله ای که بانک مرکزی سیاستی شایسته و تأثیر گذار در این چهار سال برای حل آن نداشته است. علاوه بر این، رشد نقدینگی در این سال ها بسیار بالا بوده است و برخی کارشناسان اعتقاد دارند که پتانسیل یک موج تورمی در کشور وجود دارد و دستاورد تورم تک رقمی در معرض خطر قرار دارد.
دکترای اقتصاد و مدیر مسئول