اقتصاد را میتوان با بخشنامه اداره کرد، اما نمیتوان با بخشنامه توسعه داد. این شاید مهمترین واقعیتی باشد که امروز اقتصاد ایران با آن روبهروست. هر روز تصمیمهایی برای کنترل قیمتها، تنظیم بازار، تأمین کالا، مدیریت انرژی یا حمایت از تولید گرفته میشود؛ تصمیمهایی که بسیاری از آنها برای عبور از مشکلات کوتاهمدت ضروری هستند. اما پرسش اصلی این است که آیا این تصمیمها، اقتصاد ایران را برای آینده نیز آماده میکنند؟

تفاوت اقتصادهای موفق با اقتصادهای گرفتار در رکود، تنها در میزان منابع طبیعی یا حجم سرمایه نیست؛ تفاوت اصلی در نوع نگاه به آینده است. کشورهایی که امروز از رشد پایدار، اشتغال بالا و سرمایهگذاری گسترده برخوردارند، سالها پیش تصمیم گرفتند به جای مدیریت مداوم بحرانها، ریشه بحرانها را درمان کنند. آنها زیرساخت ساختند، فناوری را توسعه دادند، سرمایه انسانی را تقویت کردند و برای افقهای دهساله و بیستساله برنامهریزی کردند.
اقتصاد ایران نیز امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیاز دارد. چالشهایی مانند ناترازی انرژی، کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها، کاهش بهرهوری و ضعف رقابتپذیری، یکشبه ایجاد نشدهاند که با تصمیمهای مقطعی برطرف شوند. این مشکلات حاصل سالها سرمایهگذاری ناکافی، تصمیمهای کوتاهمدت و تغییر مداوم اولویتها هستند.
نمونه روشن آن را میتوان در بخش انرژی مشاهده کرد. خاموشیهای تابستان فقط نتیجه افزایش دما نیست؛ نتیجه فاصله میان رشد مصرف و سرمایهگذاری در تولید و انتقال برق است. اگر سالها پیش توسعه نیروگاهها، انرژیهای تجدیدپذیر و شبکه انتقال با سرعت بیشتری دنبال میشد، امروز فشار بر صنایع و خانوارها تا این اندازه نبود.
در بازار کالاهای اساسی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. وفور کالا بهتنهایی به معنای بهبود معیشت نیست. آنچه اهمیت دارد، افزایش قدرت خرید مردم، کاهش هزینههای تولید، اصلاح زنجیره توزیع و ایجاد ثبات در بازار است. اقتصاد زمانی به تعادل میرسد که تولیدکننده بتواند با سود منطقی تولید کند و مصرفکننده نیز توان خرید داشته باشد.
در بازار سرمایه نیز همین قاعده برقرار است. ابزارهای مالی جدید، صندوقهای سرمایهگذاری و طرحهای تأمین مالی زمانی موفق خواهند بود که سرمایهگذار به آینده اعتماد داشته باشد. سرمایه از نااطمینانی گریزان است. هیچ سرمایهگذاری منابع خود را برای پروژهای چندساله اختصاص نمیدهد، اگر نسبت به ثبات قوانین، امنیت سرمایه و قابل پیشبینی بودن سیاستها اطمینان نداشته باشد.
اقتصاد ایران ظرفیتهای فراوانی در اختیار دارد؛ از منابع معدنی و انرژی گرفته تا نیروی انسانی متخصص، موقعیت جغرافیایی ممتاز و بازار بزرگ داخلی. اما این ظرفیتها زمانی به رشد اقتصادی تبدیل میشوند که سرمایهگذاری بلندمدت جایگزین تصمیمهای روزمره شود. توسعه زیرساخت، حمایت از نوآوری، تقویت فناوری، اصلاح نظام مالی و بهبود محیط کسبوکار، اقداماتی نیستند که نتیجه آنها در چند هفته یا چند ماه دیده شود، اما بدون آنها نیز نمیتوان انتظار رشد پایدار داشت.
یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری اقتصادی، تمرکز بیش از حد بر شاخصهای کوتاهمدت است. گاهی موفقیت یک سیاست با کنترل چندماهه قیمت یا افزایش موقت تولید سنجیده میشود، در حالی که اقتصاد سالم با توانایی حفظ رشد، جذب سرمایه، افزایش بهرهوری و ارتقای رفاه عمومی ارزیابی میشود. اگر نگاه بلندمدت وجود نداشته باشد، هر موفقیت کوتاهمدت میتواند به هزینهای برای آینده تبدیل شود.
سرمایهگذاری نیز تنها به ساخت کارخانه یا نیروگاه محدود نمیشود. سرمایهگذاری در آموزش، پژوهش، فناوری، اقتصاد دیجیتال، حملونقل، آب، محیطزیست و سرمایه انسانی، پایههای توسعه آینده را شکل میدهد. کشورهایی که امروز در اقتصاد جهانی نقشآفرین هستند، سالها پیش این واقعیت را پذیرفتند که بازده برخی سرمایهگذاریها شاید فوری نباشد، اما اثر آن برای نسلهای بعدی باقی میماند.
از سوی دیگر، بخش خصوصی نیز زمانی نقش واقعی خود را ایفا خواهد کرد که بتواند برای آینده برنامهریزی کند. کارآفرین، صنعتگر و صادرکننده به محیطی نیاز دارند که در آن تصمیمهای اقتصادی قابل پیشبینی باشد. ثبات، بزرگترین مشوق سرمایهگذاری است و بیثباتی، بزرگترین مانع آن.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم که تصمیمهای اقتصادی ما، فقط برای عبور از مشکلات امروز است یا برای ساختن اقتصاد فردا نیز طراحی شده است؟ اگر پاسخ تنها به امروز محدود شود، احتمالاً فردا نیز با همان مسائل، اما در ابعادی بزرگتر روبهرو خواهیم شد.
اقتصاد ایران برای ورود به دورهای تازه از رشد، بیش از هر چیز به تغییر نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که توسعه را نه در واکنش به بحرانها، بلکه در پیشگیری از آنها جستوجو کند. آینده اقتصادی کشور با تصمیمهایی ساخته میشود که شاید نتیجه فوری نداشته باشند، اما بنیانهای رشد را مستحکم میکنند.
در نهایت، توسعه اقتصادی یک پروژه کوتاهمدت نیست؛ یک مسیر مستمر است. هر سرمایهگذاری که امروز در زیرساخت، فناوری، آموزش و بهرهوری انجام شود، فردا به شکل اشتغال، صادرات، درآمد و رفاه بازخواهد گشت.
اگر قرار است اقتصاد ایران آیندهای متفاوت داشته باشد، باید از امروز آن را بسازیم؛ زیرا اقتصاد فردا، حاصل تصمیمهای امروز است، نه واکنشهای فردا.
