بسیاری از رهبران تجاری دو زندگی موازی را تجربه می کنند. در زندگی عمومی، بر روی صحنه کنفرانس ها و در مصاحبه های مطبوعاتی آنها با شور و حرارت از فرهنگ به عنوان قلب تپنده سازمان و مهمترین مزیت رقابتی شان یاد می کنند، اما در زندگی خصوصی، در خلوت اتاق هیأت مدیره نگاه شان به داشبوردی دوخته شده که تنها با زبان اعداد، نمودارها و شاخص های عملکرد مالی سخن می گوید.
این دوگانگی یک ریاکاری آگاهانه نیست؛ این محصول یک سوءتفاهم عمیق و خطرناک است. بسیاری از رهبران در اعماق وجود خود تاثیر فرهنگ را یک افسانه زیبا می دانند؛ مفهومی نرم، دلنشین و غیرقابل اندازه گیری که وجودش خوب است، اما در نهایت این استراتژی، فناوری و جایگاه در بازار است که سرنوشت نهایی کسب و کار را رقم می زند.
این بزرگ و پرهزینه ترین خطای دید در دنیای کسب و کار مدرن است. فرهنگ تزئینات داخلی ساختمان سازمان شما نیست. فرهنگ در واقع قانون اساسی نامرئی است که تعیین می کند آیا این ساختمان اصلا می تواند سرپا بایستد یا در اولین لرزش، فرو خواهد ریخت.
فرهنگ به مثابه سیستم ایمنی سازمان

جمله ای مشهور در دنیای مدیریت وجود دارد که می گوید: «فرهنگ، استراتژی را به عنوان صبحانه می خورد». این جمله یک عبارت کنایه آمیز نیست، بلکه توصیف دقیق یک واقعیت بی رحم است. یک استراتژی در بهترین حالت یک نقشه، یک فرضیه خوش بینانه در مورد آینده است که بر روی کاغذ ترسیم شده. اما فرهنگ مجموعه ای از باورهای مشترک، رفتارهای غریزی و هنجارهای نانوشته ای است که تعیین می کند سازمان در عمل چگونه رفتار خواهد کرد، به خصوص در لحظات فشار و عدم قطعیت.
مطلب مرتبط: چرا فرهنگ سازمانی مهم است؟
فرهنگ سیستم ایمنی سازمان شماست. وقتی یک استراتژی جدید و رادیکال (مانند یک ویروس خارجی) به بدن سازمان تزریق می شود، این سیستم ایمنی است که تصمیم می گیرد آیا آن را به عنوان یک عنصر حیاتی جدید بپذیرد یا به عنوان یک تهدید بیگانه، به آن حمله کرده و آن را از بین ببرد. یک استراتژی درخشان که با فرهنگ موجود در تضاد باشد، هیچ شانسی برای بقا نخواهد داشت. فرهنگ، زمینی است که بذر استراتژی باید در آن کاشته شود و هیچ بذری، هر چقدر هم که مرغوب باشد، در خاک سمی رشد نخواهد کرد.
شرکت تویوتا و سیستم تولید تویوتا (TPS) را در نظر بگیرید. هسته مرکزی این سیستم، نه ماشین آلات، بلکه یک فرهنگ عمیق از کایزن (بهبود مستمر) و احترام به انسان ها است. حال تصور کنید یک مشاور مدیریت برجسته یک استراتژی جدید و به ظاهر بی نقص را به هیأت مدیره تویوتا ارائه دهد که با متمرکز کردن تصمیمگیری و حذف برخی از مراحل بازخورد از کارگران خط تولید، قول افزایش چشمگیر سرعت تولید را می دهد.
بر روی کاغذ این استراتژی منطقی به نظر می رسد، اما سیستم ایمنی فرهنگی تویوتا، این استراتژی را فورا پس خواهد زد. هر کارمند و مدیری در تویوتا، به صورت غریزی می داند که قدرت واقعی شرکت، در هوش جمعی و توانمندسازی افرادی است که نزدیک ترین تماس را با کار واقعی دارند. قربانی کردن این اصل برای یک دستاورد کوتاه مدت در سرعت، یک معامله فاجعه بار است. در اینجا، فرهنگ به عنوان یک نیروی محافظ عمل کرده و از استراتژی بلندمدت و پایدار شرکت در برابر یک تاکتیک کوتاه مدت و بالقوه مخرب، دفاع می کند.
تصمیم گیری بهتر با فرهنگ سازمانی
هیچ کتاب قانون، هیچ دستورالعمل و هیچ فرآیند استانداردی نمی تواند تمام موقعیت های ممکن در یک کسب و کار پیچیده را پیش بینی کند. هر روز کارمندان در تمام سطوح با دوراهی های پیش بینی نشده ای روبهرو می شوند: آیا باید این اطلاعات حساس را با تیم دیگر به اشتراک بگذارم؟ آیا باید این اشتباه کوچک را فورا گزارش دهم یا تلاش کنم خودم آن را پنهانی حل کنم؟ آیا باید به این مشتری ناراضی، فراتر از قوانین شرکت، کمک کنم؟
پاسخ به این سوالات در کتابچه راهنمای کارمندان یافت نمی شود. پاسخ در قطب نمای نامرئی فرهنگ نهفته است. فرهنگ، به عنوان یک الگوریتم تصمیم گیری توزیع شده عمل می کند. این یک مجموعه از «پیش فرض های ذهنی» را در اختیار افراد قرار می دهد که به آنها کمک می کند تا در غیاب یک قانون مشخص، به صورت خودکار، تصمیمی را بگیرند که با روح و ارزش های سازمان همسو باشد. این توانایی برای تصمیم گیری مستقل و همسو در مقیاس بزرگ، قدرتمندترین موتور چابکی و کارایی در یک سازمان است.
یکی از بهترین مثال ها برای این مفهوم، فرهنگ افسانه ای خدمات مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای نورداستروم است. کتابچه راهنمای کارمندان جدید در این شرکت تنها یک قانون را در خود جای داده است: «در تمام شرایط از بهترین قضاوت خود استفاده کنید. هیچ قانون دیگری وجود نخواهد داشت».
مطلب مرتبط: توسعه فرهنگ سازمانی: راهنمایی گام به گام
این جمله کوتاه یک بیانیه مدیریتی نیست؛ این یک بیانیه فرهنگی عمیق است. این یعنی سازمان به شما اعتماد دارد که همیشه به نفع مشتری عمل خواهید کرد. داستان های بی شماری از کارمندانی وجود دارد که کارهایی خارق العاده برای مشتریان انجام داده اند، کارهایی که به وضوح فراتر از هر شرح وظیفه نوشته شده ای بوده است.
به عنوان یک سناریو تصور کنید یک مشتری در شب کریسمس، با ناامیدی وارد فروشگاه می شود، زیرا هدیه ای که آنلاین سفارش داده، به موقع نرسیده است. یک کارمند نورداستروم، با دیدن این وضعیت، ممکن است پس از پایان شیفت کاری خود، شخصا هدیه جایگزین را به خانه آن مشتری برساند. او برای این کار از هیچ کس اجازه نگرفته است؛ او توسط فرهنگ، توانمند و هدایت شده است. فرهنگ به او گفته است: «کار درست را انجام بده».
جذب بی دردسر استعدادها

در نبرد بی پایان برای جذب و نگهداشت بهترین استعدادها بسیاری از شرکت ها بر روی حقوق، مزایا و پرستیژ برند خود تمرکز می کنند. اینها عوامل مهمی هستند، اما یک نیروی بسیار قدرتمندتر و نامرئی تر در این میدان نبرد وجود دارد: فرهنگ. یک فرهنگ قوی، شفاف و منحصربه فرد، مانند یک آهنربای فوق العاده قدرتمند عمل می کند.
این آهنربا نه همه، بلکه فقط افراد درست را به سوی خود جذب می کند؛ یعنی افرادی که باورها و سبک کاری آنها با دی ان ای سازمان همخوانی دارد. به همان اندازه مهم این فرهنگ به عنوان یک فیلتر بی رحم نیز عمل می کند و افرادی را که با این محیط ناسازگار هستند، به طور طبیعی دفع می نماید. این فرآیند جذب و دفع طبیعی، بی نهایت کارآمدتر و کم هزینه تر از هر فرآیند استخدام و مصاحبه ای است. وقتی فرهنگ شما به اندازه کافی شفاف باشد، بهترین کاندیداها شما را پیدا می کنند و کاندیداهای نامناسب، خودشان به این نتیجه می رسند که به جای دیگری تعلق دارند.
فرهنگ عملکرد بالای نتفلیکس، که در مانیفست فرهنگ مشهورشان به تفصیل شرح داده شده، یک مطالعه موردی کلاسیک است. این سند به طور کاملا صریح و بدون تعارف بیان می کند که نتفلیکس یک «خانواده» نیست، بلکه یک «تیم ورزشی حرفه ای» است. آنها به طور واضح می گویند که عملکرد متوسط، با یک بسته سخاوتمندانه، به خروج از تیم منجر خواهد شد. این شفافیت، برای بسیاری از افراد دافعه برانگیز است و این دقیقا همان چیزی است که نتفلیکس می خواهد. این فرهنگ، به طور فعال، افرادی را که به دنبال امنیت شغلی سنتی و یک محیط کاری آرام هستند، فیلتر می کند. در مقابل، این یک آهنربای غولپیکر برای نوع خاصی از استعدادهاست: افرادی که در اوج رشته خود قرار دارند، عاشق چالش های بزرگ هستند و در یک محیط با آزادی و مسئولیت بالا، شکوفا می شوند. فرهنگ نتفلیکس تلاش نمی کند برای همه جذاب باشد؛ بلکه تلاش می کند بهترین مکان در جهان برای یک گروه بسیار خاص از نخبگان باشد و همین، راز قدرت آن در جذب استعداد است.
مطلب مرتبط: جایگاه فرهنگ سازمانی در کسب و کار برندهای بزرگ
سخن پایانی
افسانه واقعی تاثیر فرهنگ سازمانی نیست. افسانه واقعی این باور است که می توان فرهنگ را با چند پوستر الهام بخش بر روی دیوار، یک میز پینگ پنگ در اتاق استراحت یا یک بیانیه ماموریت زیبا در وب سایت، مهندسی کرد. فرهنگ، یک پروژه یا یک ابتکار عمل نیست. فرهنگ، محصول جانبی هزاران تصمیم کوچک و بزرگی است که هر روز در یک سازمان گرفته می شود. فرهنگ آن چیزی است که رهبران تجاری، نه در سخنرانی هایشان، بلکه در نحوه استخدام، اخراج، ترفیع و پاداش دادن به افراد، به نمایش می گذارند. فرهنگ، مجموع تمام رفتارهایی است که در یک سازمان تحمل یا تشویق می شوند. چالش نهایی برای هر رهبر، این نیست که یک فرهنگ بی نقص «طراحی» کند، بلکه این است که آینه ای در برابر سازمان خود نگه دارد و با صداقت از خود بپرسد: ما در عمل، به چه رفتارهایی پاداش می دهیم؟ پاسخ به این سوال، فرهنگ واقعی شما را، فراتر از هر افسانه ای، آشکار خواهد کرد.
منابع:
