در تعاریف کلی، دو نوع اقتصاد رسمی و غیر‌رسمی در کشور وجود دارد‌. فعالیت‌هایی مانند کار در خانه، دوره گردی، دستفروشی و مانند اینها که دولت از آن مالیات دریافت نمی‌کند، در ردیف فعالیت‌های غیر‌رسمی است و قاچاق کالا نیز از جمله فعالیت‌های غیر‌رسمی محسوب می‌شود که داستان مشخصی دارد‌. از سوی دیگر هر فعالیت غیر‌رسمی هم الزاما غیر‌قانونی نیست مانند تدریس خصوصی. در کشورهای توسعه‌یافته هر فعالیتی که دولت بر آن نظارت داشته باشد، از آن مالیات دریافت می‌کند و رسمی است‌. فعالیت‌هایی که زیر نظر دولت انجام نشود، کار سیاه نام دارد در حالی که چنین تعریفی در کشور ما وجود ندارد‌. برای مثال بخش کشاورزی ما مالیات نمی‌دهد اما کار سیاه نیست.

اما رانت در هر حرفه و فعالیتی ممکن است وجود داشته باشد‌. افرادی که ممکن است قانون را دور بزنند و با استفاده از رانت، پول کثیف را وارد چرخه اقتصاد کنند‌. بنابراین نخستین عامل وجود پول کثیف، خود رانت است که در تجارت حتی تجارت محصولات کشاورزی نیز وجود دارد‌. باید دید چه عواملی در ایجاد این رانت‌ها موثر است‌.

رانت‌خواری در تجارت محصولات کشاورزی (صادرات و واردات) الزاما توسط فعالان این بخش انجام نشده و سودهای حاصل از آن نیز حتما در این بخش سرمایه‌گذاری نمی‌شود‌. در ایران تشکل‌های کشاورزی کمی وجود دارند و تاجران محصولات کشاورزی عمدتا کشاورز نیستند بلکه شهری هستند و درآمدهای ناشی از تجارت محصولات کشاورزی را در جریان فعالیت‌های شهری قرار می‌دهند‌. منافع مستقیم محصولات کشاورزی نصیب کشاورزان نمی‌شود گرچه خود آنها نقش اصلی را در تولید دارند اما سرمایه حاصل از آن در این بخش مصرف نمی‌شود‌.

درآمدهای ناشی از رانت ممکن است در بخش‌های مربوط هزینه نشود‌. چنانچه دولتمردان نیز در هفته‌های اخیر از این بابت ابراز نگرانی کرده‌اند که بخشی از درآمدهای حاصل از پول‌های کثیف در رقابت‌های سیاسی هزینه می‌شود! به بیانی دیگر درآمدهای ناشی از رانت و به اصطلاح پول کثیف اگر در اقتصاد هر کشوری وارد شود پیامدهای منفی بسیاری به بار می‌آورد‌.

در این گونه اقتصادها، سرمایه‌گذاری در تولید سودآور نیست و بیشترین درآمد حاصله در بخش خدمات و در نهایت صنعت سرمایه‌گذاری می‌شود و دلالی نیز جزو خدمات است‌. دلال بازی بیشترین منافع را برای صاحبان سرمایه درپی دارد و تولید از چنین مزیتی برخوردار نیست‌. اما اگر بخش کشاورزی ما مانند کشورهای دیگر سودآور باشد، برای سرمایه‌گذاران جاذبه ایجاد خواهد کرد و چون کشاورزی ما در رقابت با خدمات و صنعت جاذبه‌های لازم را ندارد، بنابراین از رقابت باز می‌ماند.

* استاد دانشگاه و دکترای اقتصاد کشاورزی