فرصت امروز: رشد نقدینگی در اقتصاد ایران بار دیگر به یکی از اصلی ترین نشانه های نگرانی تبدیل شده است. وقتی حجم پول با سرعتی بیشتر از توان تولید اقتصاد افزایش پیدا می کند، نتیجه معمولاً در جایی میان بازار ارز، طلا، مسکن، کالاهای مصرفی و کاهش قدرت خرید مردم ظاهر می شود. پول بیشتر، لزوماً رفاه بیشتر نمی‌سازد؛ به‌ویژه زمانی که اقتصاد نتواند آن پول را به تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال پایدار تبدیل کند.

رشد ۵۳ درصدی نقدینگی در پایان سال گذشته، فقط یک عدد بانکی نیست. این رقم در واقع تصویری از فشارهایی است که از کسری بودجه، ناترازی بانک‌ها، رشد اعتبارات، کاهش درآمدهای پایدار دولت و ضعف سرمایه‌گذاری بر اقتصاد وارد می‌شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چرا پول در اقتصاد زیاد شده است؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا این پول به جای ورود به کارخانه، فناوری، حمل‌ونقل و پروژه‌های مولد، بیشتر در بازارهای دارایی سرگردان می‌شود.

اقتصاد ایران سال‌هاست با یک مسئله تکراری مواجه است: نقدینگی رشد می‌کند، اما تولید به همان اندازه بزرگ نمی‌شود. این شکاف، همان جایی است که تورم شکل می‌گیرد. وقتی پول بیشتری دنبال کالا و خدماتی با عرضه محدود حرکت کند، قیمت‌ها بالا می‌روند. اگر تولید توان پاسخگویی نداشته باشد، نقدینگی به جای آنکه موتور رشد شود، به عامل بی‌ثباتی تبدیل می‌شود.

نقدینگی چیست و چرا اهمیت دارد؟

نقدینگی، مجموع پول و شبه‌پول در اقتصاد است؛ یعنی اسکناس، سپرده‌های بانکی و منابعی که به‌سرعت می‌توانند وارد بازار شوند. افزایش نقدینگی در ذات خود همیشه منفی نیست. اقتصادی که رشد می‌کند، به پول و اعتبار بیشتری هم نیاز دارد. کارخانه‌ها برای خرید مواد اولیه و پرداخت دستمزد به منابع مالی نیاز دارند، خانوارها از خدمات بانکی استفاده می‌کنند و بنگاه‌ها برای توسعه فعالیت خود تسهیلات می‌گیرند.

مسئله زمانی آغاز می‌شود که رشد نقدینگی از رشد تولید جلو بزند. اگر حجم پول افزایش یابد اما کالا، خدمات، سرمایه‌گذاری و ظرفیت تولید به همان اندازه رشد نکند، فشار تورمی ایجاد می‌شود. در این وضعیت، پول بیشتری در اقتصاد وجود دارد، اما کالا و خدمات بیشتری برای خرید وجود ندارد.

این همان چیزی است که مردم در زندگی روزمره احساس می‌کنند. درآمد ریالی ممکن است افزایش یابد، اما اگر قیمت خوراک، اجاره، درمان، حمل‌ونقل و کالاهای ضروری با سرعت بیشتری بالا برود، قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند. از نگاه خانوار، مسئله اصلی تعداد صفرهای حساب بانکی نیست؛ توان خرید واقعی است.

پول چرا به تولید نمی‌رود؟

در تئوری، نقدینگی می‌تواند به سرمایه‌گذاری تبدیل شود. بانک‌ها به بنگاه‌ها وام می‌دهند، شرکت‌ها ماشین‌آلات می‌خرند، تولید افزایش می‌یابد و اشتغال ایجاد می‌شود. اما در عمل، این مسیر همیشه به‌سادگی طی نمی‌شود.

بخش مهمی از نقدینگی در ایران به جای سرمایه‌گذاری بلندمدت، به سمت بازارهایی می‌رود که سریع‌تر نقد می‌شوند و ریسک کمتری دارند. دلار، طلا، زمین، مسکن، خودرو و برخی دارایی‌های مالی، برای بسیاری از مردم و سرمایه‌گذاران جذاب‌تر از ساخت کارخانه یا توسعه پروژه صنعتی هستند. زیرا سرمایه‌گذاری در تولید با ریسک‌های زیادی همراه است؛ از نوسان نرخ ارز و قیمت مواد اولیه گرفته تا محدودیت انرژی، تغییر مقررات، دشواری تامین مالی و نبود بازار پایدار.

وقتی سرمایه‌گذار احساس کند ساخت یک واحد تولیدی سود نامطمئنی دارد، اما خرید یک دارایی می‌تواند ارزش پول او را حفظ کند، مسیر انتخابش قابل پیش‌بینی است. سرمایه به جای خط تولید، وارد بازار دارایی می‌شود. این تصمیم از نگاه فردی ممکن است منطقی باشد، اما در سطح کلان، به کاهش سرمایه‌گذاری مولد منجر می‌شود.

کسری بودجه؛ یکی از ریشه‌های اصلی

یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های رشد نقدینگی، کسری بودجه است. وقتی درآمدهای دولت با هزینه‌های آن همخوانی ندارد، دولت ناچار است از مسیرهای مختلف این شکاف را پوشش دهد. استقراض، فروش دارایی، فشار بر شبکه بانکی یا استفاده از منابع پولی، هرکدام می‌توانند به شکلی بر نقدینگی اثر بگذارند.

کسری بودجه فقط یک مسئله حسابداری نیست. اگر پایدار و مزمن شود، به اقتصاد علامت می‌دهد که فشارهای تورمی ادامه خواهد داشت. فعال اقتصادی در این شرایط برای آینده خود برنامه‌ریزی محتاطانه‌تری می‌کند. تولیدکننده قیمت را بالاتر در نظر می‌گیرد، واردکننده ارز بیشتری ذخیره می‌کند و خانوار بخشی از پس‌انداز خود را به دارایی‌های امن‌تر تبدیل می‌کند.

این رفتارها خود به موج تازه‌ای از فشار در بازارها منجر می‌شود. به همین دلیل، کنترل نقدینگی بدون اصلاح بودجه، شبیه تلاش برای خالی کردن آب از یک مخزن در حالی است که شیر ورودی همچنان باز مانده است.

ناترازی بانک‌ها و خلق پول

بانک‌ها در اقتصاد نقش مهمی در تامین اعتبار دارند. اما وقتی بخشی از شبکه بانکی با ناترازی روبه‌رو باشد، مسئله پیچیده‌تر می‌شود. بانک ناتراز ممکن است منابع کافی برای پوشش تعهدات خود نداشته باشد، دارایی‌های کم‌بازده یا مطالبات معوق زیادی داشته باشد و برای ادامه فعالیت، به منابع تازه نیاز پیدا کند.

در چنین شرایطی، افزایش اعتبار و خلق پول می‌تواند به جای تامین مالی تولید، صرف حفظ وضعیت بانک یا پوشش مشکلات گذشته شود. این نوع خلق پول نه به افزایش ظرفیت تولید کمک می‌کند و نه رشد پایدار ایجاد می‌کند. فقط حجم نقدینگی را بالا می‌برد.

اصلاح نظام بانکی از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. بانک باید بتواند منابع را به سمت پروژه‌های دارای توجیه اقتصادی هدایت کند، نه اینکه تسهیلات به بنگاه‌های وابسته، فعالیت‌های غیرمولد یا پوشش بدهی‌های قدیمی محدود شود.

اعتبار به کارخانه می‌رسد یا بازار دارایی؟

بسیاری از بنگاه‌های کوچک و متوسط همچنان از دشواری تامین مالی گلایه دارند. آنها برای سرمایه در گردش، خرید مواد اولیه یا نوسازی تجهیزات به منابع نیاز دارند، اما با وثیقه‌های سنگین، نرخ‌های بالا، زمان طولانی دریافت تسهیلات و محدودیت‌های اعتباری روبه‌رو می‌شوند.

در مقابل، بخشی از منابع ممکن است به فعالیت‌هایی برسد که ارزش افزوده واقعی ایجاد نمی‌کنند. اینجاست که مسئله هدایت اعتبار مطرح می‌شود. اقتصاد به وام بیشتر نیاز ندارد؛ به وام بهتر نیاز دارد. تسهیلات باید به جایی برود که بتواند تولید را افزایش دهد، بهره‌وری را بالا ببرد، اشتغال ایجاد کند یا ظرفیت صادرات را تقویت کند.

اگر اعتبار فقط در مسیر خریدوفروش کوتاه‌مدت بچرخد، اثر آن بر اقتصاد واقعی محدود خواهد بود. نقدینگی شاید بزرگ‌تر شود، اما تولید بزرگ‌تر نمی‌شود.

رشد نقدینگی و تورم؛ رابطه‌ای پیچیده اما واقعی

گاهی گفته می‌شود رشد نقدینگی به تنهایی دلیل تورم نیست. این گزاره تا حدی درست است، زیرا تورم تحت تاثیر عوامل مختلفی مانند نرخ ارز، عرضه کالا، هزینه تولید، تحریم، انتظارات تورمی و سیاست‌های بودجه‌ای قرار دارد. اما در بلندمدت، رشد سریع نقدینگی بدون افزایش متناسب تولید، نمی‌تواند بی‌اثر بماند.

نقدینگی مانند آبی است که وارد یک زمین می‌شود. اگر زمین ظرفیت جذب داشته باشد، این آب به رشد محصول کمک می‌کند. اما اگر ظرفیت محدود باشد یا مسیرهای خروجی بسته باشند، آب جمع می‌شود و مشکل ایجاد می‌کند. اقتصاد نیز اگر ظرفیت تولید، سرمایه‌گذاری و صادرات نداشته باشد، پول اضافه را به شکل تورم و نوسان جذب می‌کند.

برای همین، مهار تورم فقط با کنترل یک متغیر ممکن نیست. باید همزمان کسری بودجه کاهش یابد، ناترازی بانک‌ها اصلاح شود، تولید تقویت شود، فضای کسب‌وکار قابل پیش‌بینی باشد و سرمایه‌گذاری برای بخش خصوصی جذاب شود.

پول داغ و بازارهای پرریسک

رشد بالای نقدینگی معمولاً رفتار سرمایه‌گذاران را نیز تغییر می‌دهد. وقتی مردم احساس کنند ارزش پول ملی در حال کاهش است، تلاش می‌کنند دارایی خود را به چیزی تبدیل کنند که در برابر تورم مقاوم‌تر باشد. این رفتار می‌تواند بازار طلا، ارز، خودرو، مسکن یا سهام را تحت تاثیر قرار دهد.

این همان چیزی است که گاهی «پول داغ» نامیده می‌شود؛ پولی که مدام میان بازارها حرکت می‌کند و به دنبال سود کوتاه‌مدت یا حفظ ارزش است. ورود چنین پولی به هر بازار می‌تواند قیمت‌ها را بالا ببرد و خروج ناگهانی آن نیز نوسان ایجاد کند.

بازارهای دارایی در این شرایط فقط بازتاب اقتصاد نیستند؛ خود به عامل بی‌ثباتی هم تبدیل می‌شوند. وقتی قیمت‌ها سریع بالا می‌روند، انتظار تورمی بیشتر می‌شود و مردم بیشتری برای حفظ دارایی خود وارد بازار می‌شوند. این چرخه، کنترل اقتصاد را دشوارتر می‌کند.

راه خروج چیست؟

راه‌حل، صرفاً کاهش دستوری نقدینگی نیست. کاهش شدید و بدون برنامه اعتبارات می‌تواند تولید را نیز دچار مشکل کند. سیاست پولی باید دقیق و هدفمند باشد؛ یعنی اعتبار به بخش‌های مولد برسد و خلق پول بی‌ضابطه کنترل شود.

نخستین گام، اصلاح کسری بودجه است. دولت باید درآمدهای پایدارتر ایجاد کند و وابستگی خود به منابع تورم‌زا را کاهش دهد. دومین گام، اصلاح شبکه بانکی است تا بانک‌ها بتوانند منابع را به‌درستی تخصیص دهند. سومین گام، بهبود محیط کسب‌وکار است؛ زیرا تا زمانی که تولید با ریسک بالا همراه باشد، سرمایه به سمت فعالیت‌های غیرمولد می‌رود.

در کنار اینها، سیاست‌گذار باید اعتماد ایجاد کند. سرمایه‌گذار باید بتواند نرخ ارز، مقررات، قیمت انرژی و مسیر تجارت را تا حدی پیش‌بینی کند. بدون این پیش‌بینی‌پذیری، نقدینگی به سختی وارد پروژه‌های بلندمدت خواهد شد.

جمع‌بندی؛ پول بیشتر، اقتصاد بزرگ‌تر نمی‌سازد

رشد نقدینگی زمانی مفید است که به تولید و سرمایه‌گذاری تبدیل شود. اما اگر پول از توان تولید اقتصاد جلو بزند، نتیجه بیشتر در تورم، نوسان بازارها و کاهش قدرت خرید دیده می‌شود.

نقدینگی ۵۳ درصدی، هشدار بزرگی برای اقتصاد ایران است. این رقم نشان می‌دهد پول با سرعتی بالا در حال رشد است، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این پول به کارخانه، فناوری، اشتغال و توسعه می‌رسد یا فقط میان بازارهای دارایی می‌چرخد؟

اقتصاد با پول بیشتر بزرگ نمی‌شود. با تولید بیشتر، سرمایه‌گذاری بهتر، بانک‌های سالم‌تر و بودجه منضبط‌تر بزرگ می‌شود. تا زمانی که این مسیر اصلاح نشود، نقدینگی به جای موتور رشد، به عامل فشار بر زندگی مردم تبدیل خواهد شد.