بازار نفت امروز یک معمای مهم ایجاد کرده است. با وجود اختلال شدید در صادرات خاورمیانه، کاهش عبور کشتیها از هرمز و حملات تازه به تأسیسات انرژی عربستان، نفت برنت همچنان زیر مرز ۱۰۰ دلار باقی مانده و عصر سهشنبه حدود ۹۷.۱۹ دلار معامله میشد.

اما برای مدیر ایرانی، مهمترین نکته امروز خود عدد ۹۷ دلار نیست. مسئله این است که بازار فیزیکی نفت و سوخت بسیار تحت فشارتر از چیزی است که قیمت شاخص برنت نشان میدهد.
بر اساس تحلیل جداگانه رویترز، صادرات نفت تولیدکنندگان خاورمیانه از حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز پیش از بحران به حدود ۱۱ میلیون بشکه رسیده است. در عین حال، تولید بیشتر آمریکا، کانادا و گویان و افت تقاضا، بهویژه در چین، بخشی از این شوک را خنثی کرده و اجازه نداده قیمت شاخص نفت جهش بزرگتری داشته باشد.
اما در بازار واقعی محمولهها وضعیت متفاوت است. قیمتهای نقدی برخی نفتهای منطقه از ۱۰۰ دلار عبور کردهاند و رویترز گزارش میدهد بازار گازوئیل نیز نشانههای جدی کمبود عرضه دارد. بانکهایی از جمله گلدمن ساکس و HSBC نیز با فرض ادامه اختلالات حملونقل خاورمیانه، پیشبینیهای نفتی خود را افزایش دادهاند.
این تفاوت برای کسبوکار بسیار مهم است.
فرض کنید مدیری فقط قیمت Brent را در داشبورد خود نگاه میکند. میبیند نفت هنوز زیر ۱۰۰ دلار است و نتیجه میگیرد شوک انرژی محدود مانده است. اما هزینه واقعی شرکت او ممکن است از کانال دیگری بالا برود: گازوئیل، کرایه حمل، هزینه پتروشیمی، بیمه دریایی یا قیمت فرآوردههای پالایشی.
در واقع امروز یک سیگنال مهم از بازار جهانی مخابره میشود: ممکن است شوک انرژی آینده کمتر به شکل «نفت ۱۵۰ دلاری» و بیشتر در قالب پراکندگی هزینهها در زنجیره تأمین ظاهر شود.
برای ایران این موضوع پیچیدهتر است. افزایش قیمت نفت بالقوه درآمد صادراتی را تقویت میکند، اما اگر همزمان صادرات دشوارتر، تخفیف فروش بیشتر یا هزینه حمل و بیمه بالاتر شود، تمام افزایش قیمت جهانی به درآمد واقعی تبدیل نمیشود. از طرف دیگر برای بنگاه داخلی، نفت گران میتواند از مسیر تورم جهانی، ارز، مواد اولیه و حمل به هزینه تولید منتقل شود.
مدیر ایرانی چه چیزی را رصد کند؟
فقط Brent کافی نیست. چهار شاخص باید کنار آن قرار گیرد: قیمت گازوئیل جهانی، کرایه حمل دریایی، هزینه بیمه مسیرهای خلیج فارس و حجم عبور کشتی از هرمز.
اگر این چهار شاخص بدتر شوند حتی در شرایطی که نفت در محدوده ۹۵ تا ۱۰۰ دلار باقی مانده، ریسک هزینه برای بنگاه در حال افزایش است.
اقدام امروز: شرکتهایی که سهم حمل، انرژی یا مواد پتروشیمی در بهای تمامشده آنها بالاست، یک Stress Test با افزایش ۱۰، ۲۰ و ۳۰ درصدی هزینه لجستیک و انرژی انجام دهند. اگر حاشیه سود در سناریوی ۲۰ درصدی از بین میرود، اکنون زمان مذاکره درباره قیمت فروش یا شرایط قرارداد است، نه زمانی که شوک وارد فاکتور خرید شده باشد.

