به گزارش سامانه تخصصی ساختمان ، بازار مسکن در ماه‌های اخیر مسیر پرنوسانی را طی کرده است. پیش‌بینی ادامه‌ی این مسیر برای سرمایه‌گذاران، خریداران مصرفی و سازندگان اهمیت زیادی دارد. در این گزارش تحلیلی، بر پایه شاخص‌های کلیدی بازار مسکن، وضعیت حجم معاملات، هزینه ساخت، قدرت خرید و چهار سناریوی محتمل پیش‌روی قیمت مسکن بررسی شده است.

حجم معاملات؛ دماسنج اصلی رکود و رونق

با تحلیل انجام شده توسط سامانه پیام ساختمان، بر اساس تجربه هفت سال گذشته بازار مسکن تهران، سه بازه برای حجم معاملات ماهانه تعریف می‌شود:

  1. بین سه تا پنج هزار معامله نشانه رکود است.

  2. شش تا هشت هزار معامله به معنای ثبات نسبی بازار (شکل‌گیری معامله بدون رشد محسوس قیمت).

  3. نُه تا پانزده هزار معامله نشانه رونق واقعی به شمار می‌رود.

تهران به دلیل نقش تاریخی‌اش، معمولاً با فاصله یک تا سه ماه الگوی خود را به کل کشور منتقل می‌کند.

پس از جنگ دوازده‌روزه، حجم معاملات تهران برای حدود چهار ماه به زیر دو هزار معامله در ماه سقوط کرد؛ رکودی بی‌سابقه که با ارزانی شدید مسکن به شکل دلاری (تا حدود ۷۰۰ دلار در هر مترمربع) همراه بود.

همین ارزانی سیگنالی برای بازگشت بخشی از تقاضا شد و حجم معاملات در دی و بهمن به هفت تا نه هزار معامله رسید. روندی که در فروردین و اردیبهشت نیز تکرار شد. اما در خرداد بار دیگر با افت شدید مواجه گردید.

برای ماه‌های باقی‌مانده سال، انتظار می‌رود حجم معاملات تهران در محدوده سه تا پنج هزار معامله باقی بماند؛ یعنی همچنان در فاز رکود، هرچند مناطق شمالی کشور به دلیل فاصله از فضای جنگی وضعیت نسبتاً بهتری خواهند داشت و جنوب کشور بیشترین افت را تجربه خواهد کرد.

 

چهار سناریوی پیش‌روی بازار مسکن

تحلیل چشم‌انداز بازار مسکن در ادامه سال، حول چهار سناریوی اصلی شکل می‌گیرد که هرکدام بازه قیمتی دلاری خاص خود را برای تهران به همراه دارند:

  1. محاصره دریایی بدون جنگ گسترده(سناریوی جاری): با تداوم محدودیت واردات و رشد دلار، مسکن نیز رشد می‌کند اما با شیبی کندتر از دلار؛ میانگین تهران در محدوده ۱۱۰۰ تا ۱۲۵۰ دلار در هر مترمربع.

  2. تشدید تنش نظامی (قوی ترین سناریوی ماه های پیش رو): رکود معاملاتی عمیق‌تر می‌شود و قیمت دلاری مسکن در تهران می‌تواند دوباره به زیر هزار دلار برسد؛ در این حالت، خرید صرفاً با افق بلندمدت توجیه دارد.

  3. رفع تحریم‌ها (سناریوی خوش‌بینانه): در صورت آزادسازی منابع ارزی مسدودشده، تشکیل صندوق توسعه و برداشتن تحریم‌های نفت و گاز، انتظار می‌رود سرمایه از دارایی‌های دلارمحور مانند طلا، نقره و ارز به‌سمت مسکن و بورس حرکت کند و بازار مسکن رونق محسوسی بگیرد؛ با این حال، احتمال وقوع این سناریو در حال حاضر کم‌تر از دو سناریوی نخست ارزیابی می‌شود.

  4. آتش‌بس با بازماندن تنگه هرمز (سناریوی ضعیف): بدون توافق جامع اما با کاهش تنش، قیمت دلاری مسکن در تهران در بازه ۹۰۰ تا هزار دلار پیش‌بینی می‌شود؛ سناریویی که همچنان امکان سرمایه‌گذاری بلندمدت را باز می‌گذارد.

 

چرا قیمت مسکن جهش کرد؟ نقش طلا و دلار

قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران با شیبی غیرمعمول از حدود ۱۳۵ میلیون تومان در آغاز تنش‌های نظامی به بیش از ۲۰۶ میلیون تومان رسید؛ رشدی که در کلان‌شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز و اهواز حتی از تهران هم بیشتر بود و در برخی شهرهای کوچک‌تر به بیش از ۱۱۰ تا ۱۲۰ درصد رسید.

نکته مهم این‌جاست که این جهش نه از افزایش وام و تسهیلات ناشی شده و نه از رشد قدرت خرید عمومی؛ بلکه رشد شدید طلا، دلار و نقره باعث شد دارندگان این دارایی‌ها بخشی از سود شناسایی‌شده خود را وارد بازار مسکن کنند و آن را دارایی امن‌تری تلقی کنند.



نقش هزینه مصالح ساختمانی ؛ متغیری که کمتر دیده می‌شود

هزینه ساخت هر مترمربع بنای غیرمفید در تهران هم‌اکنون بصورت میانگین، حدود 65 میلیون تومان است. آمار نقطه‌به‌نقطه یک سال گذشته رشد ۹۶ درصدی هزینه ساخت را نشان می‌دهد و برآورد می‌شود این رقم تا پایان سال به ۷۰ تا ۸۰ درصد برسد؛

روندی که می‌تواند هزینه ساخت غیرمفید را تا ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان در مترمربع بالا ببرد. از مجموع هزینه ساخت (بدون احتساب زمین)، حدود ۶۰ درصد صرف مصالح می‌شود:

  • ۱۸ درصد فولاد

  • ۱۲ درصد سیمان

  • ۷ درصد کاشی و سرامیک

  • ۷ درصد تأسیسات برقی

بخش قابل توجهی از این اقلام، به‌ویژه تجهیزات سرمایشی و گرمایشی و موتور آسانسور، وارداتی هستند و با کاهش دسترسی به ارز، کمیاب‌تر و گران‌تر خواهند شد.

در فصل زمستان گذشته، هزینه ساخت در یک فصل ۳۶ درصد رشد کرد و برای فصول پیش‌رو نیز رشد فصلی ۲۵ تا ۳۰ درصد دور از انتظار نیست. قیمت میلگرد نیز می‌تواند در نیمه نخست سال به ۸۰ تا ۹۰ هزار تومان در هر کیلوگرم برسد و ورق گالوانیزه که در جریان جنگ چهل‌روزه از ۱۱۰ هزار تومان به بیش از ۲۰۰ هزار تومان رسیده بود، همچنان بیشترین رشد را در میان محصولات فولادی تجربه خواهد کرد.

نکته مهم برای سازندگان این است که در شرایط کنونی، رشد هزینه ساخت از رشد قیمت فروش پیشی گرفته و همین موضوع توجیه اقتصادی بسیاری از پروژه‌های جدید را زیر سؤال می‌برد.

 

مسکن ارزان است یا گران؟ نگاهی از دریچه طلا و دلار

از منظر دلاری، میانگین پنج‌ساله قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران حدود ۱۱۷۰ دلار بوده، در حالی‌که این رقم اکنون به حدود ۱۰۲۵ دلار رسیده است؛ یعنی مسکن نسبت به میانگین بلندمدت خود ارزان‌تر شده است. از زاویه طلا نیز، اگر در سال ۱۳۹۵ خرید هر مترمربع آپارتمان معادل حدود ۴۰ گرم طلا بود.

امروز همان معامله تنها معادل ۱۰ گرم طلاست؛ نشانه‌ای از عقب‌ماندگی چشمگیر مسکن نسبت به طلا در یک بازه بلندمدت. این ارزانی نسبی، به‌ویژه برای سرمایه‌گذارانی با افق یک تا دو ساله، می‌تواند فرصت به شمار رود، هرچند به معنای بازگشت زودهنگام رونق معاملاتی نیست.

 

توصیه به سرمایه‌گذاران: مسکن چند درصد از سبد باشد؟

برای سرمایه‌گذارانی که افق دید بیش از یک تا دو سال دارند، تخصیص ۱۵ تا ۲۰ درصد از سبد دارایی به مسکن، در کنار حدود ۵۰ درصد دلار، طلا و نقره، به‌عنوان ترکیب معقولی از دارایی‌های نقدشونده و غیرنقدشونده مطرح می‌شود.

نکته کلیدی این‌جاست که ورود جدی نقدینگی به مسکن معمولاً پس از دوره‌ای از رشد دارایی‌های دلارمحور و شناسایی سود در آن‌ها اتفاق می‌افتد، نه پیش از آن.



توصیه به ساختمان سازها : چه زمانی ساخت ‌وساز توجیه دارد؟

با توجه به پیشی‌گرفتن رشد هزینه ساخت از رشد قیمت فروش، ساخت‌وساز بدون برنامه‌ریزی دقیق ریسک بالایی دارد.

توصیه‌های عملی برای سازندگانی که تصمیم به ادامه پروژه می‌گیرند شامل این موارد است:

  1. انتخاب جواز ساخت با تراکم جذاب

  2. تأمین زودهنگام اقلام نازک‌کاری (تأسیسات برقی، سرمایشی و گرمایشی، سیم و کابل، موتور آسانسور، در و پنجره) پیش از رشد بیشتر قیمت‌ها

  3. استفاده از تسهیلات خرید مدت‌دار برای تأمین مصالح

  4. در صورت امکان، تهاتر ملک با مصالح ساختمانی به‌جای فروش نقدی

  5. طولانی‌کردن دوره ساخت نیز به‌شدت پرهزینه است؛ با تورم ماهانه حدود هفت و نیم تا نه درصد در هزینه‌های ساخت، هر ماه تأخیر عملاً به معنای عقب‌ماندن از تورم است.

تفاوت‌های منطقه‌ای: چرا حومه و کلان‌شهرهای دیگر جذاب‌ترند؟

افت شدید قدرت خرید در تهران باعث شده بخشی از تقاضای مسکن به کرج و کلان‌شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد سرریز کند؛

به همین دلیل رشد قیمت در این شهرها از تهران هم پیشی گرفته است. به بیان دیگر، تهران بیشتر نقش شاخص و پیشرو در تعیین جهت بازار را دارد تا لزوماً بیشترین رشد قیمت را. بر همین مبنا، سرمایه‌گذاری در واحدهای ۷۰ تا ۸۰ مترمربع در مناطق متوسط و جنوب شهرهای مختلف کشور، به‌ویژه در شمال کشور که فاصله بیشتری از فضای جنگی دارد، گزینه جذاب‌تری ارزیابی می‌شود؛

در مقابل، جنوب کشور به دلیل نزدیکی به کانون تنش، بیشترین افت معاملات را تجربه خواهد کرد.

نیاز واقعی بازار چقدر است؟

برخلاف دهه‌های ۷۰ تا ۹۰ که نیاز سالانه کشور به مسکن نزدیک به یک میلیون واحد برآورد می‌شد، این رقم اکنون به حدود ۵۹۰ هزار واحد در سال کاهش یافته است؛ کاهشی که ریشه در تحولات جمعیتی مانند کاهش ازدواج در نسل جدید و افزایش آمار طلاق دارد.

همین موضوع در کنار افزایش هزینه‌های ساخت، به‌تدریج بازار مسکن را از حالت گذشته که تقریباً هر فردی با اندکی سرمایه وارد ساخت‌وساز می‌شد، به بازاری تخصصی‌تر تبدیل می‌کند که تنها سازندگان حرفه‌ای در آن باقی می‌مانند.

جمع‌بندی آینده بازار املاک و مسکن + سرمایه گذاری

بازار مسکن در ماه‌های پیش‌رو همچنان در فاز رکود نسبی معاملاتی باقی می‌ماند، حتی اگر قیمت‌های اسمی به دلیل تورم عمومی و هزینه بالای ساخت رشد محدودی را تجربه کنند.

مسیر آینده این بازار کمتر به سیاست‌های داخلی مسکن و بیشتر به متغیرهای کلان مانند نرخ دلار، طلا و تحولات ژئوپلیتیک منطقه گره خورده است.

برای خریداران با افق بلندمدت، شرایط فعلی می‌تواند فرصت باشد؛ اما برای سازندگان و سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت، احتیاط و برنامه‌ریزی دقیق‌تر از همیشه اهمیت دارد.