از دلار ۲۲۵ هزار تومانی و رسوب موبایل در انبارها تا جهش قطارهای چین و بازگشت نفت به بالای ۹۶ دلار

یکشنبه با چهار سیگنال متفاوت آغاز می‌شود. بازار ارز در اولین روز هفته دوباره رکورد تازه‌ای ثبت کرده، یک مشکل بوروکراتیک نشان داده چگونه کالای واردشده می‌تواند پس از ترخیص هم ماه‌ها به سرمایه منجمد تبدیل شود، تعداد قطارهای چین به ایران از چند قطار در سال به بیش از صد قطار در ماه رسیده و در سوی دیگر، تشدید درگیری‌های منطقه‌ای نفت و سوخت را دوباره گران کرده است.

این چهار خبر برای همه کسب‌وکارها اهمیت یکسانی ندارند. اما هرکدام یک سؤال مدیریتی مشخص ایجاد می‌کنند و همین سؤال‌ها موضوع «تصمیم امروز» هستند.

۱. دلار به محدوده ۲۲۴ تا ۲۲۵ هزار تومان رسیده؛ اعتبار قیمت را هم مثل خود قیمت مدیریت کنید

قیمت دلار در معاملات شنبه مسیر افزایشی هفته قبل را ادامه داد. تجارت‌نیوز در میانه روز نرخ حدود ۲۲۴ هزار تومان را گزارش کرد و در معاملات عصرگاهی از رسیدن دلار به محدوده ۲۲۵ هزار تومان خبر داد. دلار فقط در هفته گذشته حدود ۲۱ هزار تومان افزایش داشته است.

در چنین بازاری، بسیاری از شرکت‌ها اولین مسئله را «قیمت جدید» می‌بینند، در حالی که مسئله مهم‌تر می‌تواند مدت اعتبار قیمت باشد.

فرض کنید شرکتی تجهیزی را یک میلیارد تومان قیمت‌گذاری می‌کند و پیش‌فاکتور را هفت روز معتبر می‌داند. اگر بخش مهمی از هزینه جایگزینی محصول ارزی باشد، شرکت عملاً به مشتری هفت روز فرصت داده است که اگر بازار به نفع او حرکت کرد خرید کند، اما تمام ریسک حرکت مخالف بازار را فروشنده تحمل کند.

این یک قرارداد نامتقارن است.

راه‌حل هم الزاماً افزایش دائمی قیمت نیست. ممکن است قیمت کاملاً منصفانه باشد اما مدت اعتبار آن با شرایط بازار هماهنگ نباشد.

تصمیم پیشنهادی امروز

برای محصولات ارزبَر سه چیز را از هم جدا کنید:

قیمت فروش، مدت اعتبار قیمت و میزان پیش‌پرداخت.

لازم نیست هر سه همزمان تغییر کنند.

برای مثال، ممکن است قیمت فعلی حفظ شود اما اعتبار پیش‌فاکتور از هفت روز به ۲۴ یا ۴۸ ساعت کاهش پیدا کند. یا در قراردادهای سفارشی سهم پیش‌پرداخت بیشتر شود تا شرکت مجبور نباشد تمام نوسان دوره تأمین را خودش تحمل کند.

همزمان، حاشیه سود را با هزینه جایگزینی امروز محاسبه کنید؛ نه فقط قیمت خرید موجودی انبار.

اگر کالایی را زمانی خریده‌اید که دلار بسیار پایین‌تر بوده، سود حسابداری فروش امروز می‌تواند تصویری فریبنده ایجاد کند. معیار مهم‌تر این است که بعد از فروش، آیا پول کافی برای خرید مجدد همان موجودی باقی می‌ماند یا خیر.

یکشنبه روز خوبی برای پیش‌بینی نرخ ارز نیست.

روز خوبی است برای اینکه مشخص کنید شرکت تا چه زمانی حاضر است یک قیمت را تضمین کند.

۲. موبایل ترخیص شده اما قابل فروش نیست؛ «زمان مقررات» را وارد هزینه موجودی کنید

گزارش تازه ایسنا درباره بازار تلفن همراه یک مثال بسیار آموزنده از سرمایه در گردش ارائه می‌کند. براساس این گزارش، بخشی از گوشی‌هایی که در شرایط خاص از گمرک ترخیص شدند، به دلیل صادر نشدن کد ساتا امکان رجیستری و عرضه پیدا نکردند و در انبار شرکت‌ها باقی ماندند. یعنی کالا از گمرک خارج شده اما هنوز از نظر تجاری قابل فروش نیست.

ممکن است این اتفاق مختص موبایل به نظر برسد، اما درس آن تقریباً برای تمام واردکنندگان مهم است.

مدیر معمولاً Lead Time را این‌گونه محاسبه می‌کند:

سفارش → حمل → گمرک → انبار.

اما در صنایع مقررات‌محور یک مرحله دیگر وجود دارد:

زمان تبدیل کالای واردشده به کالای قابل فروش.

این فاصله می‌تواند ناشی از مجوز، ثبت، استاندارد، رجیستری، کدگذاری، تأییدیه یا فرآیند اداری دیگری باشد.

از منظر سرمایه در گردش، کالایی که در انبار شماست ولی نمی‌توانید بفروشید تقریباً همان اثر کالایی را دارد که هنوز در راه است: پول پرداخت شده اما نقدینگی برنگشته است.

اگر یک شرکت ۵۰ میلیارد تومان کالا داشته باشد که دو ماه امکان فروش ندارد، فقط با مشکل انبار مواجه نیست. ۵۰ میلیارد تومان سرمایه در چرخه‌ای قرار گرفته که هیچ درآمدی تولید نمی‌کند.

تصمیم پیشنهادی امروز

اگر واردکننده یا تولیدکننده‌ای هستید که محصولتان به مجوز وابسته است، Lead Time را به سه قسمت تقسیم کنید:

زمان حمل

زمان گمرک

زمان مقررات تا قابلیت فروش

سپس سرمایه‌ای را که در هر مرحله قفل می‌شود محاسبه کنید.

این عدد باید در تصمیم خرید بعدی وارد شود.

ممکن است تأمین‌کننده به شما ۵ درصد تخفیف بدهد اگر دو برابر خرید کنید، اما اگر فرآیند اداری بعد از ورود کالا ۶۰ روز طول بکشد، سود تخفیف می‌تواند به‌وسیله هزینه تأمین مالی و خواب سرمایه از بین برود.

قاعده مهم یکشنبه این است:

موجودی فقط چیزی نیست که در انبار شمارش می‌کنید؛ پولی است که باید بدانید چه زمانی دوباره به نقد تبدیل می‌شود.

۳. از هفت قطار در سال به بیش از صد قطار در ماه؛ مسیر چین را دوباره روی میز تأمین بگذارید

یکی از مثبت‌ترین خبرهای اقتصادی شنبه از راه‌آهن آمد. مدیرکل بازرگانی خارجی راه‌آهن گفته تعداد قطارهای چین به ایران از حدود هفت قطار در سال به سه قطار در روز رسیده و اکنون بیش از ۱۰۰ قطار در ماه از این مسیر استفاده می‌کنند. همزمان برنامه افزایش ظرفیت بار در مرزهای سرخس و اینچه‌برون از حدود پنج میلیون تن به بیش از ۱۰ میلیون تن دنبال می‌شود.

برای مدیر واردات یا زنجیره تأمین، این خبر نباید فقط به‌عنوان موفقیت حمل‌ونقل خوانده شود.

وقتی یک مسیر از حالت موردی به جریان پرتکرار تبدیل می‌شود، باید دوباره اقتصاد آن را با مسیرهای موجود مقایسه کرد.

بخش بزرگی از تجارت با چین به‌طور سنتی براساس حمل دریایی برنامه‌ریزی می‌شود. اما در شرایطی که هرمز، بیمه دریایی و زمان حمل تحت فشار قرار گرفته‌اند، مسیر ریلی می‌تواند برای بعضی کالاها ارزش متفاوتی پیدا کند.

این به معنای آن نیست که راه‌آهن برای هر کالایی ارزان‌تر یا بهتر است. کالاهای حجیم و کم‌ارزش، کالاهای سنگین یا سفارش‌هایی با مشخصات خاص ممکن است همچنان اقتصاد بهتری در دریا داشته باشند.

اما مدیر نباید پاسخ امروز را با محاسبات دو سال قبل بدهد.

تصمیم پیشنهادی امروز

اگر از چین خرید دارید، برای یکی از سفارش‌های واقعی خود سه سناریو قیمت بگیرید:

دریایی

ریلی

ترکیبی

و فقط کرایه را مقایسه نکنید. این پنج عدد را کنار هم بگذارید:

هزینه حمل، زمان واقعی، بیمه، سرمایه در گردش قفل‌شده در مسیر و احتمال تأخیر.

فرض کنید حمل ریلی ۱۵ درصد گران‌تر است اما کالا ۲۰ روز زودتر به دست شما می‌رسد. اگر ارزش محموله بالا باشد، کاهش ۲۰ روز خواب سرمایه می‌تواند بخشی از اختلاف کرایه را جبران کند.

این محاسبه باید با عدد انجام شود، نه با این فرض عمومی که «دریایی ارزان‌تر است» یا «ریل سریع‌تر است».

خبر افزایش قطارهای چین فرصت خوبی است که واحد تدارکات اقتصاد مسیر تأمین را از نو محاسبه کند.

۴. نفت ۹۶ دلاری و حمله به نفتکش‌ها؛ هزینه لجستیک هنوز قابلیت جهش دارد

نفت برنت هفته گذشته را در ۹۶ دلار و ۲۸ سنت به پایان رساند و در یک هفته ۷.۶ درصد رشد کرد. همزمان قیمت گازوئیل در آمریکا به رکورد ۵.۸۵ دلار در هر گالن رسیده است؛ نشانه‌ای از فشار جدی بر بازار سوخت و حمل‌ونقل جهانی.

روز شنبه نیز آمریکا اعلام کرد سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داده است؛ اتفاقی که ریسک بازار انرژی و حمل دریایی منطقه را دوباره افزایش می‌دهد.

برای یک کسب‌وکار ایرانی مسئله فقط قیمت نفت خام نیست. اثر نهایی ممکن است چند مرحله بعد دیده شود:

حمل دریایی، بیمه، کرایه زمینی، مواد پتروشیمی، پلاستیک، بسته‌بندی، کالاهای وارداتی و حتی زمان تحویل.

یکی از دشوارترین بخش‌های مدیریت هزینه این است که این افزایش‌ها همزمان وارد صورت‌حساب نمی‌شوند. بخشی امروز ظاهر می‌شود، بخشی در سفارش بعدی و بخشی زمانی که تأمین‌کننده موجودی قبلی‌اش تمام شود.

تصمیم پیشنهادی امروز

برای پنج قلم اصلی هزینه، مشخص کنید کدام‌یک به انرژی و حمل وابستگی بالا دارند.

سپس از تأمین‌کننده یک سؤال مشخص بپرسید:

«اگر هزینه حمل و انرژی در سطح فعلی باقی بماند، قیمت بعدی شما احتمالاً چه زمانی بازنگری می‌شود؟»

هدف گرفتن پیش‌بینی قطعی نیست. هدف شناسایی تأخیر انتقال هزینه است.

اگر می‌دانید قیمت خرید سه هفته دیگر ممکن است بازنگری شود، فرصت دارید درباره قیمت فروش، مقدار موجودی یا قرارداد مشتری تصمیم بگیرید.

جمع‌بندی تصمیم امروز

برای یکشنبه چهار اقدام مشخص داریم:

در فروش ارزی، فقط قیمت را مدیریت نکنید؛ مدت اعتبار قیمت را هم مدیریت کنید.

در واردات، علاوه بر زمان حمل و گمرک، زمان مقررات تا قابلیت فروش را اندازه بگیرید.

در خرید از چین، مسیر ریلی را دوباره با مسیر دریایی براساس هزینه کامل و خواب سرمایه مقایسه کنید.

و در قراردادهای وابسته به حمل و انرژی، منتظر نمانید افزایش هزینه در فاکتور بعدی غافلگیرتان کند.

مدیریت در محیط پرنوسان همیشه درباره پیش‌بینی بهتر نیست.

گاهی مزیت اصلی این است که هزینه‌ای را که دیگران زمانی می‌بینند که وارد فاکتور شده، شما چند هفته زودتر ببینید.