دولت از حالا برای یکی از مهم‌ترین ریسک‌های اقتصادی زمستان آماده می‌شود. معاون صنایع عمومی وزارت صمت امروز اعلام کرد که قرار است در ماه‌های شهریور، مهر و آبان ۷۵۰ میلیون لیتر گازوئیل برای صنایع و معادن کشور ذخیره شود تا بخشی از کمبود احتمالی گاز در ماه‌های سرد جبران شود. اهمیت این خبر در خود عدد ۷۵۰ میلیون لیتر نیست؛ پیام مهم‌تر آن است که سیاست‌گذار صنعتی از همین حالا احتمال محدودیت انرژی در زمستان را جدی تلقی کرده است. 

طبق توضیحات وزارت صمت، نگرانی اصلی امسال بیشتر متوجه گاز است. معاون وزیر صمت گفته اگر ذخیره پیش‌بینی‌شده محقق شود، گازوئیل ذخیره‌شده می‌تواند بخش قابل توجهی از نیاز صنایع و معادن را در آذر، دی و بهمن پوشش دهد. همزمان او تأکید کرده است که اگر سوخت نیروگاه‌ها تأمین شود، احتمالاً مشکل برق شدت کمتری خواهد داشت. 

این خبر برای مدیر یک کارخانه، شرکت معدنی یا حتی بنگاهی که در زنجیره تأمین صنایع بزرگ قرار دارد، یک هشدار زودهنگام است: ریسک انرژی زمستان ۱۴۰۵ را نمی‌توان تا آذرماه به تعویق انداخت.

مسئله فقط قطع گاز نیست

در سال‌های گذشته بحث ناترازی انرژی عمدتاً با چند ساعت قطعی برق یا محدودیت گاز صنایع توضیح داده می‌شد، اما اثر اقتصادی آن بسیار گسترده‌تر است. وقتی یک واحد صنعتی مجبور می‌شود تولید خود را متوقف یا کاهش دهد، هزینه ثابت کارخانه متوقف نمی‌شود. حقوق کارکنان، هزینه مالی، استهلاک، اجاره، تعهدات قراردادی و بخشی از هزینه‌های سربار همچنان پابرجا هستند.

به همین دلیل هر ساعت توقف تولید می‌تواند قیمت تمام‌شده محصول نهایی را افزایش دهد.

ماجرا برای صنایعی که فرآیند تولید آنها پیوسته است، جدی‌تر می‌شود. در برخی واحدها خاموش و روشن کردن خط تولید خود هزینه دارد و در برخی دیگر توقف ناگهانی می‌تواند موجب آسیب به تجهیزات، مواد اولیه یا محصول در حال تولید شود.

اظهارات امروز معاون وزیر صمت نیز نشانه‌هایی از همین فشار را نشان می‌دهد. او گفته حاشیه سود صنایع در حال کاهش است و برخی بنگاه‌ها به دلیل مشکلات تأمین نهاده‌های تولید از جمله انرژی در حال ورود به محدوده زیان هستند. وی همچنین بخشی از رشد منفی صنایع را به ناترازی و افزایش هزینه انرژی نسبت داده است. 

بنابراین ذخیره گازوئیل را نباید صرفاً یک عملیات لجستیکی دید؛ این اقدام در واقع نوعی بیمه تولید زمستانی است.

اما جایگزینی گاز با گازوئیل بدون هزینه نیست

اگر برنامه ۷۵۰ میلیون لیتری به‌طور کامل اجرا شود، احتمال توقف برخی واحدها کاهش پیدا می‌کند، اما مشکل اقتصادی به‌طور کامل حل نمی‌شود. تغییر سوخت می‌تواند هزینه‌های جدیدی به بنگاه تحمیل کند: حمل و نگهداری سوخت، سازگاری تجهیزات، هزینه تعمیر و نگهداری و در برخی صنایع افزایش هزینه تولید.

در نتیجه ممکن است زمستان امسال با دو گروه متفاوت از صنایع مواجه باشیم.

گروه اول واحدهایی هستند که امکان استفاده از سوخت جایگزین دارند و ذخیره مناسب نیز برای آنها فراهم می‌شود. این شرکت‌ها احتمالاً می‌توانند سطح بیشتری از تولید خود را حفظ کنند، هرچند ممکن است قیمت تمام‌شده آنها افزایش یابد.

گروه دوم صنایعی هستند که یا دسترسی کافی به سوخت جایگزین ندارند یا فرآیند تولید آنها امکان تغییر سریع منبع انرژی را نمی‌دهد. ریسک کاهش تولید در این گروه همچنان بالاتر خواهد بود.

از نگاه زنجیره تأمین نیز مسئله مهم است. حتی شرکتی که خود با کمبود انرژی مواجه نمی‌شود، ممکن است از توقف تأمین‌کننده مواد اولیه، بسته‌بندی، حمل‌ونقل یا یک قطعه صنعتی آسیب ببیند.

به همین دلیل مدیران نباید سؤال را فقط این‌گونه مطرح کنند که «آیا گاز کارخانه من قطع خواهد شد؟» سؤال صحیح‌تر این است که:

کدام نقطه از زنجیره تأمین من در صورت محدودیت انرژی متوقف می‌شود؟

یک علامت دیگر؛ فشار همزمان بر حاشیه سود

خبر امروز وزارت صمت داده دیگری هم دارد که از منظر کسب‌وکار اهمیت زیادی دارد. معاون وزیر اعلام کرده واردات صنعت تأسیسات نسبت به سال گذشته نزدیک به ۵۰ درصد و صادرات آن حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است. همچنین تولید این صنعت که در فروردین افت ۲۵ درصدی داشته، هنوز نسبت به سال قبل حدود ۱۲ درصد پایین‌تر گزارش شده است. 

این ارقام نشان می‌دهد که مسئله انرژی در خلأ اتفاق نمی‌افتد. بسیاری از بنگاه‌ها همزمان با چند فشار روبه‌رو هستند: محدودیت انرژی، هزینه تأمین مالی، افزایش هزینه نهاده‌ها، دشواری تجارت و کاهش حاشیه سود.

در چنین وضعیتی یک شوک انرژی ممکن است اثری بسیار بزرگ‌تر از شرایط عادی داشته باشد.

برای مثال شرکتی که حاشیه سود بالایی دارد می‌تواند افزایش موقت هزینه سوخت را تحمل کند، اما بنگاهی که حاشیه سودش پیشاپیش به چند درصد محدود شده ممکن است با همان افزایش هزینه وارد زیان شود.

سه سناریوی زمستان برای صنعت

سناریوی نخست، اجرای موفق برنامه ذخیره‌سازی است. اگر حجم وعده‌داده‌شده ذخیره و توزیع شود و تأمین سوخت نیروگاه‌ها نیز بدون اختلال جدی ادامه یابد، محدودیت‌ها می‌تواند مدیریت‌پذیر باقی بماند. در این شرایط اثر اصلی احتمالاً افزایش هزینه انرژی خواهد بود، نه توقف گسترده تولید.

سناریوی دوم، کمبود موضعی است. برخی استان‌ها یا صنایع با محدودیت بیشتری روبه‌رو می‌شوند و تولید به‌صورت دوره‌ای کاهش می‌یابد. این سناریو می‌تواند باعث تأخیر در سفارش‌ها و افزایش قیمت برخی کالاهای صنعتی شود.

سناریوی سوم، زمستان سخت همراه با محدودیت جدی گاز است. در این حالت ذخیره ۷۵۰ میلیون لیتری نقش ضربه‌گیر دارد اما ممکن است برای حفظ کامل ظرفیت تولید کافی نباشد. نتیجه می‌تواند کاهش عرضه، افزایش هزینه و فشار بیشتر بر سرمایه در گردش شرکت‌ها باشد.

برای مدیران صنعتی، تصمیم منطقی این نیست که منتظر مشخص‌شدن سناریو بمانند.

تصمیم عملی

از همین مهرماه باید یک Energy Contingency Plan برای سه ماه آذر تا بهمن تهیه شود. مدیر باید برای سه سؤال پاسخ عددی داشته باشد: اگر انرژی ۱۰ درصد محدود شود چه می‌کنیم؟ اگر محدودیت به ۳۰ درصد برسد کدام خطوط تولید اولویت دارند؟ و چند روز موجودی مواد اولیه و محصول نهایی برای پوشش توقف احتمالی لازم است؟

همچنین باید تأمین‌کنندگان کلیدی براساس میزان وابستگی به گاز و برق طبقه‌بندی شوند. در بسیاری از شرکت‌ها، بزرگ‌ترین خطر نه خاموشی کارخانه خودشان، بلکه خاموشی تأمین‌کننده‌ای است که جایگزین فوری ندارد.

زمستان هنوز شروع نشده، اما خبر امروز وزارت صمت یک پیام روشن دارد: مدیریت انرژی امسال باید قبل از رسیدن سرما آغاز شود.