در فروش سازمانی، شناخت تصمیمگیرندگان متعدد میتواند از توقف قرارداد جلوگیری کند
قرارداد پشت چند امضا
چرا توافق اولیه به قرارداد تبدیل نمیشود؟
فروشندهای را تصور کنید که چند جلسه موفق با مدیر یک کارخانه برگزار کرده است. مشتری از مشخصات فنی محصول رضایت دارد و درباره قیمت نیز اختلاف جدی وجود ندارد.
بااینحال، قرارداد نهایی نمیشود.
پس از پیگیری مشخص میشود که واحد مالی درباره شرایط پرداخت تردید دارد، واحد فناوری اطلاعات درباره اتصال سامانه نگرانی دارد و بخش حقوقی هنوز مفاد ضمانت را تأیید نکرده است.
فروشنده تصور میکرد یک نفر تصمیمگیرنده اصلی است، درحالیکه خرید نیازمند موافقت چند بخش سازمان بوده است.
در فروش سازمانی، تصمیم خرید اغلب نتیجه مجموعهای از ارزیابیهای اقتصادی، فنی، حقوقی و عملیاتی است.
اگر شرکت فروشنده این ساختار را نشناسد، ممکن است فرصت معامله را بیشازحد پیشرفته ارزیابی کند.
تفاوت کاربر، خریدار و تصمیمگیرنده
در بسیاری از قراردادهای سازمانی، فردی که از محصول استفاده میکند با فردی که بودجه را تأیید میکند متفاوت است.
کاربر نهایی ممکن است بر سهولت استفاده و سرعت اجرا تمرکز داشته باشد.
مدیر مالی به هزینه کل، شرایط پرداخت و بازگشت سرمایه توجه کند.
واحد فنی درباره کیفیت، قابلیت اطمینان و الزامات استاندارد تصمیم بگیرد.
مدیرعامل یا هیئتمدیره نیز ممکن است درباره ریسک راهبردی و تناسب پروژه با برنامه شرکت نظر بدهند.
بنابراین یک پیشنهاد فروش حرفهای باید بتواند به پرسشهای متفاوت این افراد پاسخ دهد.
ابزار عملی: نقشه ذینفعان خرید
برای هر معامله بزرگ، فهرستی از افراد یا واحدهای مؤثر بر تصمیم تهیه شود.
مقابل هر مورد، نقش، اولویت، نگرانی و مرحله تأیید ثبت گردد.
هدف این نیست که فروشنده بدون هماهنگی با مشتری مستقیماً به تمام مدیران سازمان دسترسی پیدا کند.
هدف آن است که ساختار تصمیمگیری روشن شود و اطلاعات لازم برای ارزیابی هر بخش، از مسیر حرفهای و مورد توافق ارائه گردد.
ممکن است مشتری ترجیح دهد تمام ارتباطات از طریق مدیر خرید انجام شود. در این صورت، فروشنده باید مدارک کافی را در اختیار همین مسیر رسمی قرار دهد.
چهار نوع نگرانی در قرارداد
نگرانی نخست، اقتصادی است. مشتری میخواهد بداند خرید چه منفعتی ایجاد میکند و هزینههای پنهان آن چیست.
نگرانی دوم، فنی است. آیا محصول در شرایط واقعی سازمان کار میکند و با تجهیزات موجود سازگار است؟
نگرانی سوم، اجرایی است. نصب، آموزش و انتقال از روش فعلی چه مدت طول میکشد و چه اختلالی ممکن است ایجاد کند؟
نگرانی چهارم، حقوقی و قراردادی است. مسئولیت طرفین، ضمانتها، محرمانگی و شرایط خاتمه قرارداد چگونه تعریف شدهاند؟
اگر پیشنهاد فروش فقط به قیمت و ویژگی محصول بپردازد، ممکن است به بسیاری از این پرسشها پاسخ ندهد.
بسته اطلاعاتی متناسب با هر نقش
برای مدیر مالی، ارائه محاسبه هزینه کل مالکیت و سناریوهای بازگشت سرمایه مفید است.
برای مدیر فنی، مشخصات استاندارد، گزارش آزمون و جزئیات نگهداری اهمیت دارد.
برای مدیر عملیات، برنامه اجرا و آموزش کارکنان باید روشن باشد.
برای واحد حقوقی، شرایط قرارداد و تعهدات طرفین باید به شکل دقیق ارائه شود.
تهیه این مدارک از ابتدا میتواند رفتوبرگشتهای غیرضروری را کاهش دهد.
البته نباید برای متقاعدکردن هر بخش، ادعاهای متفاوت یا متناقض مطرح شود. اطلاعات باید هماهنگ و قابل راستیآزمایی باشند.
خرید سازمانی چه زمانی واقعاً جلو رفته است؟
تعداد جلسات برگزارشده معیار کافی برای سنجش پیشرفت معامله نیست.
یک فروشنده ممکن است جلسات متعددی داشته باشد اما هنوز بودجه، مسئول تصویب یا زمان تصمیم مشخص نشده باشد.
پیشرفت واقعی زمانی رخ میدهد که مانعی مشخص برطرف شده یا تعهد تازهای از سوی مشتری ایجاد شده باشد.
برای مثال، تأیید نتیجه آزمون فنی، پذیرش چارچوب مالی یا تعیین موعد بررسی نهایی قرارداد میتواند نشانه پیشرفت باشد.
اما ارسال مجدد کاتالوگ یا تکرار مذاکرات بدون تصمیم جدید الزاماً چنین ارزشی ندارد.
نقش حامی داخلی
در بعضی سازمانها، یک فرد یا واحد به دلیل شناخت بهتر مسئله میتواند از راهحل پیشنهادی حمایت کند.
این فرد ممکن است اطلاعات مفیدی درباره مشکلات اجرایی و فرایند خرید داشته باشد.
اما حمایت او نباید به معنای عبور از تشریفات رسمی یا نادیدهگرفتن سایر ذینفعان باشد.
فروشنده حرفهای از این ارتباط برای شناخت بهتر مسئله و آمادهکردن مدارک مناسب استفاده میکند.
هدف، کمک به تصمیم آگاهانه مشتری است؛ نه ایجاد فشار غیرشفاف بر روند تصویب.
مثال یک فروش نرمافزار صنعتی
فرض کنیم شرکت فروشنده، سامانه مدیریت تعمیرات به ارزش سه میلیارد تومان پیشنهاد کرده است.
مدیر تعمیرات به قابلیت برنامهریزی سرویس علاقه دارد، اما واحد مالی درباره مدت بازگشت سرمایه سؤال میکند.
واحد فناوری نیز باید امنیت اطلاعات و سازگاری نرمافزار با سیستمهای فعلی را بررسی کند.
اگر فروشنده فقط قابلیتهای فنی را توضیح دهد، احتمال دارد معامله متوقف شود.
اما اگر برای واحد مالی برآورد قابل اتکایی از کاهش توقف تجهیزات ارائه کند و برای واحد فناوری برنامه یکپارچهسازی و کنترل امنیت داشته باشد، ابهام کمتر خواهد شد.
اعداد این مثال فرضیاند و تحقق منافع باید پس از اجرا اندازهگیری شود.
چرا تخفیف همیشه مشکل را حل نمیکند؟
وقتی معامله متوقف میشود، بعضی فروشندگان تصور میکنند مشتری به قیمت اعتراض دارد.
در نتیجه، پیشنهاد تخفیف میدهند.
اما اگر مانع واقعی، نبود تأیید امنیتی یا نگرانی درباره اجرای پروژه باشد، کاهش قیمت مشکل را حل نمیکند.
حتی ممکن است تخفیف زودهنگام ارزش ادراکشده محصول را کاهش دهد.
پیش از هر امتیاز قیمتی، باید علت دقیق توقف روشن شود.
برنامه اجرایی دهروزه
در روزهای نخست، پنج فرصت فروش بزرگ انتخاب شوند.
برای هر فرصت، نقشه افراد و واحدهای مؤثر بر تصمیم تهیه شود.
سپس مدارک لازم برای پاسخ به مهمترین نگرانیها آماده گردد.
در مرحله بعد، با هماهنگی مشتری، وضعیت تأییدها و زمان تصمیم بررسی شود.
در پایان، فرصتهایی که هنوز فاقد بودجه یا مسیر تصمیم مشخصاند از معاملات نزدیک به نهاییشدن جدا شوند.
حکم فرصت امروز
برای سه قرارداد بزرگ در دست مذاکره، مشخص کنید چه کسی استفاده میکند، چه کسی بودجه را تأیید میکند، چه کسی ریسک را ارزیابی میکند و چه کسی قرارداد را امضا خواهد کرد.
در فروش سازمانی، قانعکردن یک نفر کافی نیست؛ باید مسیر تصمیمگیری واقعی مشتری را شناخت و به نگرانیهای مشروع آن پاسخ داد.

نظرات کاربران
در حال حاضر امکان ثبت دیدگاه در این بخش فعال نیست.