صبح یک مدیر نباید با ده‌ها تیتر خبری آغاز شود. مسئله اصلی این نیست که طی ۲۴ ساعت گذشته چه اتفاقاتی افتاده؛ مسئله این است که کدام اتفاق‌ها می‌توانند فروش، هزینه، نقدینگی و تصمیم‌های کسب‌وکار را تغییر دهند.

در نخستین شماره «تصمیم امروز»، پنج تحول را انتخاب کرده‌ایم که به اعتقاد «فرصت امروز» ارزش قرار گرفتن روی میز مدیران ایرانی را دارند.

۱. نفت دوباره بالای ۹۰ دلار؛ هزینه انرژی هنوز یک ریسک زنده است

بازار جهانی نفت بار دیگر به تحولات خاورمیانه واکنش نشان داده است. نفت برنت در معاملات سه‌شنبه به محدوده ۹۱ دلار در هر بشکه رسید و همزمان نگرانی بازارها درباره طولانی‌شدن اختلال در جریان انرژی خلیج فارس افزایش یافت. افزایش قیمت انرژی، فشار تازه‌ای نیز بر بازار اوراق قرضه و انتظارات تورمی در اقتصادهای بزرگ ایجاد کرده است.

این خبر برای کسب‌وکار ایرانی چه معنایی دارد؟

برای ایران موضوع فقط قیمت فروش نفت نیست. افزایش قیمت جهانی انرژی می‌تواند بر هزینه حمل‌ونقل بین‌المللی، کرایه کشتی، مواد اولیه وابسته به انرژی، محصولات پتروشیمی و بسیاری از قیمت‌های وارداتی اثر بگذارد.

اگر کسب‌وکار شما مواد اولیه وارد می‌کند یا هزینه لجستیک سهم قابل توجهی از بهای تمام‌شده دارد، قیمت امروز کالا را نباید مبنای قطعی قراردادهای چند ماه آینده قرار دهید.

تصمیم پیشنهادی امروز:
در قراردادهایی که هزینه حمل، انرژی یا مواد اولیه وارداتی سهم بالایی دارند، بند تعدیل قیمت و سناریوی افزایش هزینه را دوباره بررسی کنید.


۲. دلار به مرز حساس ۱۸۷ هزار تومان رسیده است

دلار در معاملات سه‌شنبه با افزایش ۵۰۰ تومانی در محدوده ۱۸۶ هزار و ۵۰۰ تومان بسته شد. بازار طی روزهای گذشته عمدتاً در کانال‌های ۱۸۵ و ۱۸۶ هزار تومان نوسان کرده و محدوده ۱۸۷ هزار تومان به یکی از نقاط مهم کوتاه‌مدت تبدیل شده است.

آنچه برای مدیر یک شرکت اهمیت دارد، پیش‌بینی چند هزار تومان بالا یا پایین رفتن دلار نیست؛ بلکه نوسان‌پذیری هزینه‌ها است.

این خبر برای چه کسانی مهم‌تر است؟

واردکنندگان مواد اولیه، شرکت‌های فناوری، فروشندگان تجهیزات، شرکت‌هایی که بدهی ارزی دارند و کسب‌وکارهایی که موجودی کالای وارداتی نگهداری می‌کنند، بیش از دیگران در معرض این ریسک هستند.

تصمیم پیشنهادی امروز:
سه عدد را برای کسب‌وکار خود محاسبه کنید: بهای تمام‌شده با دلار ۱۸۵ هزار تومان، ۱۹۵ هزار تومان و ۲۰۵ هزار تومان. اگر در سناریوی سوم حاشیه سودتان از بین می‌رود، همین امروز مسئله قیمت‌گذاری یا تأمین را بازبینی کنید.


۳. فشار بر قدرت خرید؛ زمان بازنگری در سبد محصول است

گزارش رویترز با استناد به داده‌های مرکز آمار ایران از شدت گرفتن فشار تورمی بر خانوارها حکایت دارد. در این گزارش، تورم سالانه تیرماه ۶۶ درصد و افزایش قیمت مواد غذایی در مقایسه با یک سال قبل بسیار شدید گزارش شده است.

برای کسب‌وکار، این فقط یک خبر اقتصاد کلان نیست.

وقتی درآمد واقعی خانوار کاهش پیدا می‌کند، رفتار مشتری تغییر می‌کند: خرید به تعویق می‌افتد، بسته کوچک‌تر انتخاب می‌شود، برند ارزان‌تر جایگزین برند قبلی می‌شود و حساسیت نسبت به قیمت افزایش پیدا می‌کند.

خطر بزرگ چیست؟

اینکه شرکت همان محصول، همان بسته‌بندی، همان قیمت و همان پیشنهاد فروش سال قبل را ادامه دهد و کاهش تقاضا را صرفاً به «رکود بازار» نسبت دهد.

تصمیم پیشنهادی امروز:
محصولات خود را به سه گروه تقسیم کنید:

  • ضروری و کم‌کشش؛
  • قابل جایگزینی؛
  • قابل حذف از سبد مصرف مشتری.

اگر بخش بزرگی از فروش شما در گروه دوم و سوم قرار دارد، طراحی نسخه اقتصادی‌تر، بسته کوچک‌تر یا روش پرداخت منعطف را بررسی کنید.


۴. وقتی فولاد فقط ۷.۵ ماه در سال با ظرفیت کامل کار می‌کند

گزارشی که سه‌شنبه منتشر شد نشان می‌دهد نرخ بهره‌برداری صنعت فولاد ایران در سال گذشته حدود ۶۳ درصد بوده است؛ معادل تقریبی ۷.۵ ماه تولید با ظرفیت کامل. محدودیت برق و گاز یکی از عوامل مهم کاهش استفاده از ظرفیت تولید معرفی شده است.

اهمیت این خبر بسیار فراتر از صنعت فولاد است.

اگر یک صنعت بزرگ با سرمایه‌گذاری میلیاردی نمی‌تواند روی دسترسی پایدار به انرژی حساب کند، شرکت‌های متوسط و کوچک نیز باید «تداوم عملیات» را به عنوان یک مسئله مدیریتی مستقل ببینند.

سؤال مدیر نباید این باشد:

«آیا برق قطع می‌شود؟»

بلکه باید بپرسد:

«اگر فردا بخشی از زیرساخت من از دسترس خارج شد، چند ساعت بعد کسب‌وکار متوقف می‌شود؟»

تصمیم پیشنهادی امروز:
برای برق، اینترنت، سرور، تأمین‌کننده اصلی و مسیر حمل، حداقل یک جایگزین تعریف کنید. تاب‌آوری عملیاتی دیگر هزینه اضافی نیست؛ بخشی از هزینه ادامه کسب‌وکار است.


۵. درس والمارت: گاهی سود اصلی جایی غیر از محصول اصلی پنهان شده است

یکی از جالب‌ترین خبرهای کسب‌وکاری روز از والمارت آمده است.

در حالی که رشد فروش فروشگاه‌های این شرکت کند شده، کسب‌وکار تبلیغاتی Walmart Connect در فصل اخیر ۴۴ درصد رشد کرده است. این شبکه با استفاده از داده خرید مشتریان، به برندها اجازه می‌دهد تبلیغات را هدفمند کنند و نتیجه تبلیغ را تا مرحله خرید اندازه بگیرند. طبق برآورد تحلیلگران، حاشیه سود ناخالص این کسب‌وکار حدود ۷۰ درصد است و با وجود سهم کوچک آن از فروش کل، سهم قابل توجهی در سود عملیاتی والمارت دارد.

درس آن برای مدیر ایرانی چیست؟

ممکن است بزرگ‌ترین دارایی بلااستفاده شرکت شما همان چیزی باشد که هر روز تولید می‌کنید ولی نمی‌فروشید:

داده مشتری، ترافیک سایت، شبکه توزیع، جامعه کاربران، فضای فروشگاهی، دانش تخصصی یا ارتباط با یک گروه خاص از بازار.

تصمیم پیشنهادی امروز:
از خودتان بپرسید: «کدام دارایی را در شرکت دارم که برای کسب‌وکارهای دیگر ارزش دارد اما امروز از آن درآمدی ندارم؟»

همین سؤال، موضوع نخستین شماره «فرصت‌سنج» امروز نیز هست.


جمع‌بندی تصمیم امروز

اگر فقط پنج دقیقه برای مرور این گزارش وقت دارید، پیام امروز این است:

هزینه‌ها را برای نفت و ارز بالاتر سناریونویسی کنید؛ محصول را با قدرت خرید جدید مشتری تطبیق دهید؛ برای اختلال عملیاتی برنامه جایگزین داشته باشید و به دنبال درآمدی بگردید که الزاماً از فروش محصول اصلی شما حاصل نمی‌شود.

این تفاوت میان «دانستن خبر» و «استفاده از خبر» است.