آن کلیک آرام و تقریبا ناخودآگاه بر روی یکی از 10 لینک آبی صفحه نتایج گوگل را به خاطر دارید؟ آن حرکت ساده در حال تبدیل شدن به یک اثر باستانی است. برای دو دهه مدل ذهنی ما از اینترنت بر پایه یک پیمان ساده بنا شده بود: ما یک سوال می پرسیم و گوگل به ما لیستی از بهترین وب‎سایت های ممکن برای یافتن پاسخ را پیشنهاد می کند، اما این پیمان به صورت یکطرفه لغو شده است. ظهور هوش مصنوعی در قلب موتور جست‎وجو این بازارچه لینک ها را به یک تخته سنگ یکپارچه تبدیل کرده است؛ جایی که گوگل دیگر یک راهنما به سوی پاسخ ها نیست، بلکه خود پاسخ است. این دگرگونی، یک به‎روزرسانی الگوریتم ساده نیست. این یک انقراض بزرگ برای استراتژی های بازاریابی دیجیتالی است که بر پایه برنده شدن در نبرد برای کلیک بنا شده بودند و یک چالش وجودی بنیادین برای هر رهبر تجاری مطرح می کند: وقتی دیگر ورودی به فروشگاه شما وجود ندارد، چگونه می خواهید محصولی بفروشید؟

هوش مصنوعی چه بلایی سر سئو آورده؟

هوش مصنوعی چه بلایی سر سئو آورده

بزرگ‎ترین ترس یک هوش مصنوعی مولد اشتباه کردن است. یک پاسخ غلط یا غیرقابل اعتماد، می تواند اعتبار کل سیستم را در یک لحظه نابود کند. بنابراین اصلی ترین ماموریت الگوریتم جدید گوگل نه یافتن محبوب ترین پاسخ، بلکه یافتن معتبرترین پاسخ است. 

این یک تغییر پارادایم اساسی در فلسفه سئو است. در گذشته، سئو یک بازی فنی برای متقاعدکردن ربات های جست‎وجو از طریق کلمات کلیدی، لینک ها و ساختارهای فنی بود اما در دنیای جدید، شما نمی توانید هوش مصنوعی را با ترفندها فریب دهید. شما باید آن را با اقتدار و تخصص واقعی خود، تحت تاثیر قرار دهید. 

مطلب مرتبط: نجات سئو از چنگ هوش مصنوعی

هوش مصنوعی به دنبال برندهایی نمی گردد که بهترین سئو را دارند؛ به دنبال برندهایی می گردد که به طور مداوم، عمیق ترین، دقیق ترین و قابل اعتمادترین دانش را در حوزه خود تولید می کنند. در این مدل جدید، بهینه سازی موتور جست‎وجو از یک تاکتیک بازاریابی، به یک استراتژی «مدیریت دانش» در سطح کل سازمان ارتقا پیدا می کند. هدف، دیگر رتبه گرفتن نیست؛ هدف، تبدیل شدن به مرجع نهایی است.

یک شرکت خدمات مالی مانند آمریکن اکسپرس را در نظر بگیرید. آنها می توانند صدها مقاله وبلاگ با عنوان «چگونه یک کسب و کار کوچک را مدیریت کنیم» منتشر کنند، اما چیزی که آنها را به یک منبع معتبر برای هوش مصنوعی تبدیل می کند، انتشار یک گزارش تحقیقاتی سالانه و عمیق، براساس داده های میلیون ها تراکنش واقعی است که روندهای کلان اقتصادی در بخش کسب و کارهای کوچک را تحلیل می کند. 

وقتی یک کاربر از هوش مصنوعی گوگل می پرسد بزرگ ترین چالش های مالی برای رستوران داران در سال آینده چیست، هوش مصنوعی به احتمال زیاد، به آن گزارش تحقیقی دقیق و پر از داده استناد خواهد کرد، نه به یک پست وبلاگ عمومی. آمریکن اکسپرس با این کار، سئو انجام نداده است؛ آنها اعتبار را معماری کرده اند و در اقتصاد جدید هوش مصنوعی، اعتبار، با ارزش ترین ارز است.

زبان جدید دنیای کسب و کار

یک سایت دو مخاطب دارد: انسان هایی که آن را می بینند و ماشین هایی که آن را می خوانند. برای سال ها، تمرکز سئو عمدتا بر روی راضی کردن ماشین ها برای جذب انسان ها بود. اما اکنون، خود ماشین (هوش مصنوعی گوگل) به کاربر نهایی تبدیل شده است که اطلاعات را پردازش کرده و به انسان ها ارائه می دهد. 

این یعنی خوانایی ماشینی سایت شما به اندازه خوانایی انسانی آن حیاتی شده است. این به معنای چیزی فراتر از طراحی زیبا و متن روان است. این به معنای مهندسی اطلاعات در یک لایه پنهان و ساختاریافته است که به هوش مصنوعی، بدون هیچ ابهامی، می گوید که هر قطعه از اطلاعات چیست. این یک منو است، این یک دستور پخت است، این یک بررسی محصول با امتیاز ۴.۷ ستاره است. برندی که بتواند دانش خود را به این زبان دقیق و ساختاریافته ترجمه کند، به هوش مصنوعی یک کتابخانه کاملا مرتب و آماده برای استفاده ارائه می دهد و هوش مصنوعی، همیشه ساده ترین و معتبرترین مسیر را برای یافتن اطلاعات انتخاب خواهد کرد.

برند خرده فروشی آیکیا را تصور کنید. یک صفحه محصول برای یک کتابخانه در وب سایت آنها، برای یک انسان، مجموعه ای از تصاویر، قیمت و ابعاد است. اما در یک لایه ساختاریافته برای ماشین، همان صفحه می گوید: «نوع محصول: کتابخانه. نام مدل: بیلی. قیمت: ۶۹ دلار. تعداد نقدها: ۱۲۴۵. میانگین امتیاز: ۴.۸ ستاره».

وقتی یک کاربر از هوش مصنوعی گوگل می پرسد: «بهترین کتابخانه با قیمت زیر ۱۰۰ دلار کدام است؟»، هوش مصنوعی می تواند با اعتماد به نفس کامل، این داده های ساختاریافته را استخراج کرده و در پاسخ خود بگنجاند، زیرا این یک داده است، نه یک ادعا. در مقابل، یک وب سایت که فاقد این ساختار است، هوش مصنوعی را مجبور به حدس زدن و تفسیر می کند و این، ریسکی است که هوش مصنوعی ترجیح می دهد آن را نپذیرد.

از برند به پاسخ اصلی: ماموریت جدید بازاریاب ها

هراس انگیزترین مفهوم برای بازاریابان در این دنیای جدید جست‎وجوی بدون کلیک است. اگر گوگل پاسخ کامل را به کاربر بدهد، دیگر چه دلیلی برای بازدید از وب سایت شما وجود دارد؟ این سوال، اگرچه منطقی است، اما بر پایه یک فرض قدیمی بنا شده است: اینکه ارزش سئو، در تولید «ترافیک» است. در پارادایم جدید، مقدس ترین هدف، نه کسب کلیک، بلکه «ذکر شدن» در پاسخ هوش مصنوعی است. این یک تغییر بنیادین در مدل ارزش است. 

مطلب مرتبط: چگونه هوش مصنوعی دنیای سئو را شکل می دهد؟

حضور در پاسخ هوش مصنوعی گوگل، یک تاییدیه بی نهایت قدرتمند از اعتبار و جایگاه برند شماست. این یعنی در لحظه نیاز، گوگل شما را به عنوان بخشی از راه حل معرفی کرده است. در این اقتصاد جدید، موفقیت نهایی این نیست که مردم به وب سایت شما بیایند؛ موفقیت نهایی این است که برند شما، به طور جدایی ناپذیری، با خود پاسخ گره بخورد.

یک ابزار مدیریت پروژه مانند نوشن (Notion) را در نظر بگیرید. هدف استراتژیک آنها در این دنیای جدید، صرفا رتبه گرفتن برای عبارت «نرم افزار مدیریت پروژه» نیست. پیروزی واقعی برای آنها زمانی است که یک کاربر از هوش مصنوعی گوگل می پرسد: «بهترین راه برای هماهنگ کردن یک تیم بازاریابی دورکار برای عرضه یک محصول جدید چیست؟» و هوش مصنوعی در پاسخ چند مرحله ای خود بگوید: «مرحله سوم: یک منبع حقیقت واحد ایجاد کنید. استفاده از یک فضای کاری مشترک دیجیتال مانند ابزارهای نوشن، به همه اجازه می دهد تا به آخرین نسخه از استراتژی، تقویم محتوا و نتایج دسترسی داشته باشند.» در این سناریو، نوشن یک کلیک دریافت نکرده است؛ آنها چیزی بسیار ارزشمندتر را به دست آورده اند. آنها به بخشی از تعریف خود راه حل تبدیل شده اند و نام‎شان در ذهن کاربر، نه به عنوان یک فروشنده، بلکه به عنوان یک فکر استراتژیک حک شده است.

سخن پایانی

ما در حال تماشای تغییر گسل های تکتونیکی در زیربنای اینترنت هستیم. سئو، به معنایی که می شناختیم، مرده است اما از دل این تغییر، یک رشته جدید و بسیار استراتژیک تر در حال ظهور است: بهینه سازی برای هوش مصنوعی. این دیگر وظیفه یک بخش فنی در دپارتمان بازاریابی نیست. این یک مسئولیت در سطح رهبری تجاری است که نیازمند یک بازنگری کامل در نحوه تولید، ساختاربندی و توزیع دانش در کل سازمان است. چالش نهایی، دست کشیدن از تلاش برای برنده شدن در بازی دیروز و شروع به سرمایه گذاری بر روی بازی فرداست. سوالی که هر رهبر تجاری باید از خود بپرسد این است: آیا کسب و کار من، صرفا یک شرکت دیگر است که تلاش می کند چیزی بفروشد یا ما در حال ساختن یک منبع دانش آنچنان عمیق و قابل اعتماد هستیم که حتی هوش مصنوعی نیز برای آموختن، به ما مراجعه خواهد کرد؟ آینده متعلق به کسانی است که پاسخ‎شان به این سوال، دومی باشد.

منابع:

https://www.searchenginejournal.com

https://developers.google.com

https://proranktracker.com