دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت(۲) ۱۴۰۵ / Mon, 11 May(5) 2026 /
           
فرصت امروز

دیگر نمی‌توان اینترنت را با همان ادبیات قدیمی توضیح داد. اینترنت امروز برای بخش بزرگی از جامعه، نه تفریح است و نه حاشیه زندگی؛ نان روزانه است. وقتی فروشگاه‌های آنلاین به خیابان می‌آیند، فریلنسرها سفارش از دست می‌دهند، بازار موبایل ملتهب می‌شود و میلیاردها تومان عدم نفع برای اقتصاد دیجیتال ثبت می‌شود، یعنی مسئله فقط کندی اتصال نیست؛ بخشی از اقتصاد کشور از مدار درآمد خارج شده است.
سال‌ها پیش شاید اینترنت برای بسیاری از مردم بیشتر ابزار ارتباط، سرگرمی یا دسترسی به اطلاعات بود. اما امروز این تعریف دیگر کافی نیست. اینترنت به دفتر کار، ویترین فروش، صندوق پرداخت، مسیر تبلیغ، کلاس درس، سامانه خدمات دولتی، ابزار حمل و نقل، راه ارتباط با مشتری و حتی محل شکل‌گیری کسب وکارهای خانگی تبدیل شده است. برای میلیون‌ها نفر، قطع یا محدودیت اینترنت به معنای از دست دادن بخشی از درآمد است. این واقعیت باید نقطه شروع هر تصمیم‌گیری درباره اینترنت باشد.
وقتی اتصال قطع می‌شود، درآمد قطع می‌شود. فروشنده‌ای که صفحه آنلاین دارد، با اختلال اینترنت فقط چند پیام پاسخ‌نداده از دست نمی‌دهد؛ مشتری، سفارش، اعتبار و گردش مالی خود را از دست می‌دهد. فریلنسری که پروژه خارجی یا داخلی می‌گیرد، با اینترنت ناپایدار نمی‌تواند زمان تحویل را تضمین کند. مدرس آنلاین، تولیدکننده محتوا، راننده پلتفرمی، مشاور، طراح، برنامه‌نویس، فروشنده خانگی و هزاران کسب وکار کوچک دیگر با همین اتصال زنده‌اند. قطع اینترنت برای آنها مثل پایین کشیدن کرکره مغازه است؛ با این تفاوت که این مغازه در هیچ خیابانی دیده نمی‌شود.
مشکل بزرگ‌تر این است که بخش بزرگی از خسارت اقتصاد دیجیتال در آمارهای رسمی کامل دیده نمی‌شود. مغازه‌ای که تعطیل شود، اجاره و مالیات و پروانه دارد و اثر آن راحت‌تر قابل مشاهده است. اما زنی که از خانه پوشاک یا صنایع دستی می‌فروشد، جوانی که طراحی انجام می‌دهد، فروشنده‌ای که با چند پلتفرم سفارش می‌گیرد، یا تولیدکننده‌ای که مشتریانش را از شبکه‌های اجتماعی پیدا می‌کند، در زمان اختلال اینترنت بی‌صدا آسیب می‌بیند. اینجا بحران، پنهان‌تر اما گسترده‌تر است.
آنچه امروز در تغییر مسیر برخی کسب وکارهای آنلاین دیده می‌شود، فقط جابه‌جایی از فضای مجازی به خیابان نیست؛ نشانه عقب‌گرد در بهره‌وری است. فروش آنلاین به بسیاری از کسب وکارهای کوچک امکان داده بود بدون اجاره مغازه، بدون سرمایه سنگین و بدون واسطه‌های پرهزینه به مشتری برسند. وقتی این مسیر ناامن یا ناپایدار می‌شود، همان کسب وکار باید به مدل سنتی بازگردد؛ مدلی گران‌تر، محدودتر و کم‌دامنه‌تر. این یعنی هزینه بیشتر برای فروشنده و انتخاب کمتر برای خریدار.
اقتصاد دیجیتال با بخشنامه زنده نمی‌ماند. می‌توان دستگاه‌های اجرایی را مکلف کرد خدمات خود را از مسیر سکوهای داخلی ارائه دهند، اما نمی‌توان اعتماد مردم و بازار را فقط با دستور ساخت. پلتفرم بومی اگر قرار است به ستون اقتصاد دیجیتال تبدیل شود، باید سریع، امن، پایدار، رقابتی و قابل اعتماد باشد. مردم و کسب وکارها به جایی مهاجرت می‌کنند که مشتری، کیفیت، امنیت داده و امکان فروش وجود داشته باشد. اجبار ممکن است ترافیک اداری بسازد، اما اکوسیستم اقتصادی نمی‌سازد.
این نکته به معنای نفی ظرفیت‌های داخلی نیست. برعکس، اقتصاد ایران به پلتفرم‌های داخلی قوی، زیرساخت بومی امن و خدمات دیجیتال قابل اتکا نیاز دارد. اما این مسیر با رقابت و کیفیت ساخته می‌شود، نه با محدود کردن انتخاب‌ها. اگر سکوی داخلی بتواند خدمات بهتر، امنیت بیشتر و بازار بزرگ‌تر فراهم کند، کسب وکارها خودشان به آن تکیه می‌کنند. اما اگر مهاجرت به آن از سر اجبار و نبود جایگزین باشد، نتیجه پایدار نخواهد بود.
بازار موبایل هم از همین زاویه اهمیت دارد. موبایل امروز فقط کالا نیست؛ ابزار کار است. افزایش قیمت گوشی یعنی گران‌تر شدن ورود به اقتصاد دیجیتال. برای فروشنده آنلاین، راننده پلتفرمی، دانشجو، تولیدکننده محتوا و کاربر خدمات بانکی، موبایل بخشی از سرمایه کاری است. وقتی قیمت موبایل لحظه‌ای تغییر می‌کند و دسترسی اینترنت هم ناپایدار است، هزینه کار در اقتصاد دیجیتال دو برابر می‌شود: هم ابزار گران است، هم زیرساخت نامطمئن.
در جهان، رقابت اقتصادی هر روز بیشتر به سمت هوش مصنوعی، تجارت داده، تراشه، خدمات ابری، فروش آنلاین و کار از راه دور می‌رود. در چنین وضعی، کشوری که هنوز فعالان اقتصادی‌اش نگران اصل اتصال هستند، از مسابقه آینده عقب می‌ماند. اقتصاد دیجیتال فقط مسئله چند استارتاپ بزرگ نیست. این اقتصاد می‌تواند برای جوانان، زنان، شهرهای کوچک، مناطق محروم و کسب وکارهای خرد فرصت بسازد. اما شرط اول آن، اینترنت پایدار و قابل پیش‌بینی است.
نباید فراموش کرد که اینترنت پایدار، خود نوعی سیاست حمایتی است. همان‌طور که دولت برای تولیدکننده برق، آب، جاده، امنیت و نظام بانکی فراهم می‌کند، برای اقتصاد دیجیتال هم باید اتصال مطمئن فراهم کند. نخستین حمایت از کسب وکارهای آنلاین، وام و وعده نیست؛ این است که فرد بتواند مطمئن باشد فردا هم به مشتری خود دسترسی دارد، سفارش می‌گیرد، پرداخت انجام می‌دهد و خدماتش قطع نمی‌شود.
اگر قرار است اقتصاد دیجیتال بخشی از راه‌حل بیکاری، کاهش هزینه مبادله، افزایش شفافیت و توسعه بازار باشد، باید آن را جدی گرفت. نمی‌شود از رشد کسب وکارهای دانش‌بنیان، صادرات خدمات فنی، توسعه هوش مصنوعی و اقتصاد نوآوری سخن گفت، اما زیرساخت ارتباطی را در وضعیت بی‌ثبات نگه داشت. اقتصاد دیجیتال به اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد کاربر، اعتماد سرمایه‌گذار، اعتماد کارآفرین و اعتماد مشتری.
سرمقاله امروز را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: اینترنت امروز زیرساخت معیشت است. هر سیاستی که آن را ناپایدار کند، عملا بخشی از بازار کار و قدرت خرید مردم را هدف می‌گیرد. دیگر زمان آن گذشته که اینترنت را صرفا موضوعی فنی یا فرهنگی بدانیم. اینترنت برای بسیاری از مردم، محل کسب درآمد است. اگر اتصال بلرزد، درآمد می‌لرزد؛ و اگر درآمد بلرزد، سفره مردم کوچک‌تر می‌شود.

 

برچسب ها : یادداشت اختصاصی
لینک کوتاه صفحه : www.forsatnet.ir/u/IA6SRdyP
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی :
نظرات :
قیمت های روز
پیشنهاد سردبیر
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
وبگردی
آزمون آنلاینحرف تو: مرجع مقایسه برند و بررسی کسب کارهاکاپشن مردانهکوچینگ چیستموفقیت در اینستاگرامآموزش اتاق معاملاتی فراز گلدخرید جم فری فایرقیمت نیم سکهماشین ظرفشویی بوش
تبلیغات
  • تبلیغات بنری : 09031706847 (واتس آپ)
  • رپرتاژ و بک لینک: 09945612833

كلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است و هرگونه بهره ‌برداری غیرتجاری از مطالب و تصاویر با ذكر نام و لینک منبع، آزاد است. © 1393/2014
بازگشت به بالای صفحه