درآمد مالیاتی دولت در سالهای اخیر با سرعت قابل توجهی افزایش یافته است. براساس دادههای منتشرشده، وصول مالیات از حدود ۴۷۲ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۱ به حدود یکمیلیون و ۷۰۴ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده؛ یعنی رقم اسمی درآمد مالیاتی طی سه سال تقریباً ۳.۶ برابر شده است. در بهار ۱۴۰۵ نیز بیش از ۴۰۳ هزار میلیارد تومان مالیات وصول شده که ۲۳۸ هزار میلیارد تومان آن مالیات مستقیم و ۱۶۴ هزار میلیارد تومان مربوط به مالیات بر کالا و خدمات بوده است.
این ارقام در نگاه نخست از حرکت بودجه به سمت منابع پایدارتر حکایت دارند. اقتصادی که بتواند مخارج دولت را بیشتر از محل مالیات و کمتر از منابع ناپایدار یا درآمدهای نفتی تأمین کند، از نظر نظری با ساختار مالی سالمتری روبهروست. اما برای بنگاه ایرانی سؤال مهم فقط این نیست که دولت چه میزان مالیات دریافت میکند. دو سؤال تعیینکنندهتر وجود دارد: این مالیات از چه بخشی از اقتصاد دریافت میشود و منابع حاصل از آن به چه نوع هزینهای تبدیل میشود؟
پاسخ به این دو پرسش مشخص میکند افزایش درآمد مالیاتی برای محیط کسبوکار به معنای حرکت به سمت یک اقتصاد شفافتر است یا افزایش سهم بنگاه رسمی از تأمین هزینههای دولت.
_Pf7tI.jpg)
۳.۶ برابر شدن مالیات را چگونه باید خواند؟
اولین نکته آن است که ارقام مالیاتی اسمی هستند. اقتصاد ایران طی همین دوره تورم بالایی را تجربه کرده و بنابراین رشد مبلغ فروش شرکتها، حقوقها و ارزش معاملات باعث میشود حتی بدون تغییر جدی در نرخهای مالیاتی، حجم ریالی مالیات نیز افزایش پیدا کند.
شرکتی که سه سال قبل محصولی را ۱۰۰ واحد میفروخت و امروز همان محصول را به دلیل تورم ۳۰۰ واحد میفروشد، الزاماً سه برابر ثروتمندتر نشده است. بخش قابل توجهی از رشد فروش فقط افزایش سطح عمومی قیمتهاست. بنابراین افزایش ۳.۶ برابری رقم مالیات را نمیتوان به همان میزان افزایش فشار واقعی مالیاتی تعبیر کرد.
با این حال، دادهها یک تغییر واقعی را نیز نشان میدهند: مالیات به منبع مهمتری برای تأمین مالی دولت تبدیل شده است. در سال ۱۴۰۴ از رقم ۱۸۲۰ همتی پیشبینیشده در بودجه، حدود ۱۷۰۴.۵ همت وصول شد؛ یعنی نزدیک به ۹۳.۶ درصد هدف مالیاتی تحقق یافته است. از این رقم حدود ۱۱۱۵ همت مالیات مستقیم و نزدیک به ۵۹۰ همت مالیات بر کالاها و خدمات بوده است.
برای مدیر مالی، معنای عملی این اتفاق روشن است: مالیات دیگر موضوعی نیست که بتوان فقط در پایان سال مالی به آن پرداخت. باید از زمان قیمتگذاری، عقد قرارداد، خرید، فروش و مدیریت جریان نقد وارد محاسبات شرکت شود.
فشار اصلی کجا دیده میشود؟
مسئله مهمتر، نحوه توزیع بار مالیاتی در اقتصاد است.
هرچه سامانههای مالیاتی و بانکی به یکدیگر متصلتر میشوند، بنگاه رسمی قابل مشاهدهتر میشود. حساب تجاری، صورتحساب الکترونیکی، کارکنان بیمهشده، خرید و فروش ثبتشده و تراکنشهای بانکی باعث میشود بخش بزرگی از فعالیت شرکت در اختیار نظام مالیاتی باشد.
این اتفاق از منظر شفافیت اقتصادی مطلوب است. اما تنها در صورتی میتواند به رقابت عادلانه منجر شود که همزمان فعالیتهای غیررسمی، فرار مالیاتی و بخشهایی از اقتصاد که خارج از شبکه رسمی فعالیت میکنند نیز به پایه مالیاتی اضافه شوند.
اگر توسعه مالیاتستانی بیشتر بر مؤدیانی متمرکز شود که پیش از این نیز شناسایی شدهاند، بنگاه رسمی ممکن است احساس کند هزینه شفافیت را به تنهایی پرداخت میکند.
این مسئله بهخصوص برای SMEها اهمیت دارد. یک شرکت بزرگ معمولاً واحد مالیاتی، مشاور، سیستم ERP و ظرفیت نقدینگی بیشتری دارد. اما یک واحد کوچک ممکن است با یک مطالبه مالیاتی ناگهانی یا تأخیر در استرداد مالیات بر ارزش افزوده با بحران سرمایه در گردش مواجه شود.
بنابراین معیار موفقیت نظام مالیاتی نباید فقط مقدار وصول باشد. سؤال مهمتر این است که چه مقدار از افزایش درآمد از گسترش پایه و کاهش فرار مالیاتی حاصل شده و چه مقدار از مؤدیان موجود گرفته شده است؟
مالیات بیشتر در برابر چه چیزی؟
سمت دیگر معادله به نحوه مصرف درآمدهای دولت مربوط میشود.
دادههای مربوط به عملکرد بودجه نشان میدهد در سال ۱۴۰۲ مجموع مصارف بودجه عمومی حدود ۲۱۷۵ هزار میلیارد تومان بوده که نزدیک به ۱۶۸۸ هزار میلیارد تومان آن به هزینههای جاری و حدود ۳۰۵ هزار میلیارد تومان به تملک داراییهای سرمایهای یا همان مخارج عمرانی اختصاص یافته است. در نتیجه، هزینه جاری تقریباً ۵.۵ برابر بودجه عمرانی بوده است.
این نسبت به خودی خود اثبات نمیکند که هزینه جاری نامطلوب است. دولت برای آموزش، سلامت، حقوق کارکنان، امنیت و ارائه خدمات عمومی ناچار به هزینه جاری است.
اما از دید بخش خصوصی، سؤال دیگری مطرح میشود: آیا رشد دریافت مالیات با رشد کیفیت زیرساخت عمومی متناسب است؟
یک کارخانه ممکن است مالیات پرداخت کند و در عین حال برای تأمین برق مطمئن ژنراتور بخرد. یک شرکت لجستیکی مالیات میدهد اما بخشی از هزینه فرسودگی جاده را در تعمیر ناوگان میپردازد. یک واحد صنعتی ممکن است علاوه بر مالیات، برای آب، امنیت، اینترنت پشتیبان یا زیرساخت داخلی خود سرمایهگذاری کند.
از نظر حسابداری این هزینهها مالیات نیستند، اما از نظر اقتصادی بخشی از هزینه فعالیت در محیطی هستند که زیرساخت عمومی کافی در اختیار بنگاه قرار نمیدهد.
به همین دلیل، بحث مالیات فقط بحث «پرداخت» نیست؛ بحث بازدهی مالیات برای اقتصاد نیز هست.
مالیات وقتی به مسئله نقدینگی تبدیل میشود
برای مدیر شرکت، گاهی نرخ مالیات حتی مهمترین مسئله نیست. زمان پرداخت مهمتر است.
فرض کنید بنگاهی کالای خود را به مشتری بزرگ با تسویه ۹۰روزه فروخته است. فروش ثبت شده و تعهدات مالیاتی نیز شکل گرفته، اما وجه معامله هنوز دریافت نشده است. شرکت باید پیش از وصول کامل درآمد، بخشی از مالیات یا ارزش افزوده را پرداخت کند.
در چنین شرایطی مالیات عملاً بخشی از سرمایه در گردش شرکت را مصرف میکند.
هرچه دوره وصول مطالبات طولانیتر باشد، این مسئله شدیدتر میشود. به همین دلیل، مدیر مالی باید مالیات را نه فقط در صورت سود و زیان، بلکه در Cash Flow Forecast شرکت نیز مشاهده کند.
شاخص کاربردی برای این کار میتواند «پرداخت مالیات به جریان نقد عملیاتی» باشد. اگر این نسبت در حال افزایش باشد، شرکت حتی بدون تغییر نرخ قانونی مالیات ممکن است تحت فشار بیشتری قرار گرفته باشد.
دلیل افزایش میتواند رشد فروش اسمی، تغییر ترکیب درآمد، جرایم مالیاتی، ضعف اسناد، تغییر زمان وصول مطالبات یا مقررات جدید باشد.
بنگاه شفاف باید برنده شود
حرکت به سمت مالیاتستانی دادهمحور میتواند یک فرصت نیز ایجاد کند.
اگر دولت بتواند فعالیتهای غیررسمی را بهتر شناسایی کند، شرکتهایی که سالها مالیات پرداخت کردهاند با رقبایی مواجه خواهند شد که بخش بیشتری از هزینه قانونی خود را میپردازند. در چنین شرایطی شفافیت شرکت به جای نقطه ضعف، به مزیت تبدیل میشود.
این همان نقطهای است که مالیات میتواند کیفیت بازار را افزایش دهد.
اما اگر نتیجه دیجیتالیشدن فقط کنترل بیشتر همان مؤدیان قبلی باشد، اثر متفاوت خواهد بود. فشار مالیاتی بر بخش شفاف افزایش مییابد بدون آنکه رقابت غیررسمی کاهش پیدا کند.
بنابراین آینده نظام مالیاتی را نه فقط باید با عدد وصول، بلکه با شاخصهایی مانند تعداد مؤدیان جدید، کاهش فرار مالیاتی، زمان رسیدگی، تعداد پروندههای اختلافی و سرعت استرداد مالیات بررسی کرد.
برندگان و بازندگان روند جدید
برندگان بلندمدت، بنگاههایی هستند که حسابداری منظم، اسناد کامل، جریان مالی شفاف و سیستم مدیریت مالی حرفهای دارند. شرکتهای نرمافزار حسابداری، ERP، فینتک و خدمات تخصصی مالیاتی نیز با دادهمحورشدن مالیات بازار بزرگتری پیدا خواهند کرد.
اگر گسترش پایه مالیاتی به درستی انجام شود، شرکت رسمی نیز میتواند از کاهش مزیت رقابت غیرشفاف منتفع شود.
در مقابل، بنگاههای کمحاشیه و دارای سرمایه در گردش محدود بیش از دیگران نسبت به زمانبندی وصول مالیات آسیبپذیرند.
کسبوکاری که سود اسمی آن به دلیل تورم بالا رفته اما حاشیه سود واقعیاش کاهش یافته نیز در معرض ریسک دیگری قرار دارد. بزرگتر شدن اعداد فروش ممکن است تصویر ظاهری مناسبی ایجاد کند، در حالی که جریان نقد واقعی شرکت وضعیت متفاوتی دارد.
مدیر امروز چه کاری باید انجام دهد؟
اولین اقدام این است که مالیات از یک موضوع «پس از معامله» به بخشی از طراحی معامله تبدیل شود.
قبل از امضای قرارداد باید اثر مالیات، ارزش افزوده، زمان صدور صورتحساب و زمان دریافت وجه دیده شود.
دومین اقدام، تهیه پیشبینی مالیاتی در کنار پیشبینی نقدینگی است. واحد مالی باید بتواند برای حداقل سه تا شش ماه آینده بگوید شرکت در چه ماهی چه مقدار پرداخت مالیاتی دارد و آیا نقدینگی لازم در همان زمان موجود خواهد بود.
سومین اقدام، کاهش اختلافات قابل پیشگیری است. بسیاری از جرایم و پروندهها نه به دلیل فرار عمدی، بلکه بر اثر ضعف مستندسازی، ثبت نامناسب یا عدم تطبیق اطلاعات شکل میگیرند.
در محیط جدید، کیفیت داده مالی شرکت بخشی از مدیریت ریسک آن است.
Decision Trigger این گزارش روشن است: اگر نسبت مجموع پرداختهای مالیاتی شرکت به جریان نقد عملیاتی طی چند فصل متوالی در حال افزایش است، مدیر مالی باید بررسی مستقلی انجام دهد؛ حتی اگر نرخ رسمی هیچ مالیاتی تغییر نکرده باشد.
در سطح کلان نیز باید شاخص دیگری را دنبال کرد: همزمان با رشد وصول مالیات، سهم سرمایهگذاری عمرانی و کیفیت خدمات عمومی چه تغییری میکند؟
افزایش مالیات به خودی خود نه نشانه موفقیت است و نه شکست. یک اقتصاد مدرن به درآمد مالیاتی پایدار نیاز دارد. اما تفاوت اصلی را دو سؤال تعیین میکند: مالیات از چه کسی گرفته میشود و به چه چیزی تبدیل میشود؟
برای بخش خصوصی، مالیاتی که به زیرساخت بهتر، رقابت عادلانهتر و ثبات اقتصادی تبدیل شود با مالیاتی که صرفاً برای پوشاندن افزایش هزینههای جاری استفاده شود، یک چیز نیست.
