جهش ۱۶ برابری ابزارهای جدید چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

فرصت امروز: یک تغییر مهم در نظام تأمین مالی تولید در حال شکل‌گیری است که شاید در هیاهوی ارز و تورم کمتر دیده شود. مجموع تأمین مالی انجام‌شده از طریق ابزارهای زنجیره‌ای تا پایان مرداد امسال به حدود ۱۹۷ هزار میلیارد تومان رسیده؛ در حالی که رقم مشابه در سال گذشته حدود ۱۲.۳ هزار میلیارد تومان بود. یعنی استفاده از این ابزارها در یک سال حدود ۱۶ برابر شده است.

پشت این جهش، سه ابزار اصلی قرار دارند: اوراق گام، برات الکترونیکی و فکتورینگ. در پنج ماه امسال حدود ۴۱.۵ هزار میلیارد تومان تأمین مالی از طریق اوراق گام انجام شده و حجم برات الکترونیکی به بیش از ۱۴۲ هزار میلیارد تومان رسیده است. فکتورینگ نیز که عملاً در سال قبل سهم قابل توجهی نداشت، به حدود ۲.۵ هزار میلیارد تومان رسیده است.

این اعداد از یک تغییر رویکرد خبر می‌دهند: نظام بانکی تلاش می‌کند بخشی از تأمین مالی بنگاه را از «پرداخت پول نقد» به «گردش اعتبار در زنجیره تولید» منتقل کند.

مشکل وام سنتی چیست؟

فرض کنید یک تولیدکننده مواد اولیه را به کارخانه می‌فروشد، کارخانه محصول را به توزیع‌کننده می‌دهد و توزیع‌کننده آن را به فروشگاه می‌رساند. در مدل سنتی ممکن است هرکدام از این حلقه‌ها جداگانه برای سرمایه در گردش به بانک مراجعه کنند. در نتیجه یک معامله واحد چند بار تقاضای نقدینگی ایجاد می‌کند.

تأمین مالی زنجیره‌ای تلاش می‌کند این مسئله را تغییر دهد. به جای اینکه در هر مرحله پول نقد جدید تزریق شود، اعتبار ناشی از معامله در طول زنجیره منتقل می‌شود. تولیدکننده‌ای که از یک شرکت معتبر طلب دارد، می‌تواند آن طلب را به ابزار مالی تبدیل و برای پرداخت به تأمین‌کننده خود استفاده کند.

این سازوکار در اقتصادی که هم بانک‌ها با محدودیت منابع مواجه‌اند و هم تورم نیاز شرکت‌ها به سرمایه در گردش را بالا برده، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

برای نمونه، عملکرد اوراق گام از حدود ۷.۲ هزار میلیارد تومان در پنج ماه نخست سال گذشته به بیش از ۴۱ هزار میلیارد تومان در مدت مشابه امسال رسیده است. برات الکترونیکی نیز از حدود ۵ هزار میلیارد تومان به بیش از ۱۴۲ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. این رشد نشان می‌دهد بنگاه‌ها به‌تدریج در حال پذیرفتن مدل‌های جدید تأمین مالی هستند.

چه شرکت‌هایی بیشترین منفعت را می‌برند؟

بیشترین منفعت نصیب شرکت‌هایی می‌شود که در زنجیره‌های رسمی فعالیت می‌کنند و مشتریان معتبر دارند. برای مثال، یک قطعه‌ساز که محصول خود را به یک خودروساز بزرگ می‌فروشد، ممکن است مجبور باشد چند ماه برای دریافت پول صبر کند. اگر طلب او قابلیت تبدیل به برات یا فاکتورینگ داشته باشد، می‌تواند بدون انتظار برای سررسید، از اعتبار مشتری بزرگ برای تأمین مواد اولیه خود استفاده کند.

همین سازوکار در صنایع دارویی، غذایی، پتروشیمی، فولاد، لوازم خانگی و زنجیره‌های بزرگ توزیع قابلیت استفاده دارد.

اما یک نکته مهم وجود دارد: این ابزارها بیشتر به شرکت‌هایی کمک می‌کنند که حسابداری شفاف، فاکتور رسمی و معاملات قابل ردیابی دارند. بنابراین گسترش تأمین مالی زنجیره‌ای به‌طور طبیعی هزینه فعالیت غیررسمی را افزایش می‌دهد.

از این منظر، شفافیت مالی دیگر فقط مسئله مالیاتی نیست؛ می‌تواند مستقیماً بر دسترسی شرکت به منابع مالی اثر بگذارد.

مشکل ریال حل شود، مشکل ارز باقی می‌ماند

بزرگ‌ترین محدودیت این سیاست در شرایط فعلی همین‌جاست. ممکن است اوراق گام یا برات الکترونیکی مشکل سرمایه در گردش ریالی را کاهش دهد، اما اگر کارخانه نتواند ارز مورد نیاز ماده اولیه خارجی را دریافت کند، تولید همچنان محدود خواهد شد.

بانک مرکزی نیز اعلام کرده ارز در دسترس صنایع طی پنج ماه نخست امسال حدود ۳۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده است. بنابراین مسئله تولید اکنون دو بخش دارد: «تأمین مالی ریالی» و «تأمین ارز». ابزارهای زنجیره‌ای بخش اول را هدف قرار داده‌اند، اما بخش دوم همچنان یکی از گلوگاه‌های جدی است.

در سناریوی مثبت، استفاده از گام، برات و فکتورینگ گسترش پیدا می‌کند و شرکت‌ها بخش بیشتری از نیاز سرمایه در گردش خود را بدون دریافت وام نقدی تأمین می‌کنند. در سناریوی میانه، این ابزارها عمدتاً در اختیار بنگاه‌های بزرگ باقی می‌مانند و شرکت‌های کوچک بهره محدودی از آنها می‌برند. در سناریوی منفی نیز هزینه تنزیل، پیچیدگی اجرایی یا عدم پذیرش ابزار توسط تأمین‌کنندگان مانع گسترش آنها می‌شود.

برای مدیر مالی یک شرکت، اقدام عملی مشخص است: فهرست مطالبات و بدهی‌های شرکت را بررسی کند و مشخص کند کدام طلب‌ها از مشتریان معتبر را می‌توان به ابزار قابل معامله یا تنزیل تبدیل کرد. بسیاری از بنگاه‌ها همزمان چند ماه از مشتری طلبکارند و برای پرداخت به تأمین‌کننده وام می‌گیرند. اگر این دو جریان به هم متصل شوند، نیاز شرکت به پول نقد می‌تواند به شکل محسوسی کاهش پیدا کند.

در اقتصادی که نقدینگی گران و دسترسی به وام دشوار شده، سرمایه شرکت فقط پول موجود در حساب بانکی نیست؛ مطالبات معتبر، فاکتورها و اعتبار مشتریان نیز می‌توانند بخشی از سرمایه در گردش باشند.