مسعود نیلی در اتاق ایران خطاب به بخشخصوصی مطرح کرد
3 نیاز، 7 تنگنا، 8 امکان اقتصاد ایران در پساتحریم
مسعود نیلی در اتاق ایران خطاب به بخشخصوصی مطرح کرد
مسعود نیلی، مشاور اقتصادی دولت یازدهم با حضور در سومین نشست هیات نمایندگان اتاق هشتم به تشریح شرایط اقتصادی، تواناییها و دلایل نیاز ایران به رشد اقتصادی در دوران پساتحریم پرداختکه شرح آن را در ادامه میخوانید.
دلایل نیاز ایران به رشد اقتصادی
اشتغال: تعداد شاغلان کشور در سال ۸۴ معادل ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بوده که این رقم در پایان سال ۹۱ تغییری نداشته است؛ بنابراین در این فاصله در ابتدا شغلی ایجاد نشده و در مقابل، 7 میلیون و ۳۰۰ هزار نفر نیز به جمعیت متقاضیان اشتغال کشور اضافه شده است.
رفاه: رفاه متوسط خانوارها از سال ۸۶ به بعد روند نزولی داشته درحالیکه منابع قابل توجهی به اقتصاد ایران وارد شده است اما متوسط سطح رفاه در شهرها ۱۵.۴ درصد و در روستاها بالغ بر ۲۹ درصد کاهش یافته است. پس خانوارهایی در کشور در ۱۰ سال اخیر مشاهده میشوند که درآمد حقیقی سرپرست آنها کاهش یافته است.
موقعیت نسبی در منطقه: کشور ما بر اساسی سند چشمانداز 1404 قرار بود از نظرقدرت اقتصادی، فناوری و علمی کشور اول در منطقه باشد، بر همین اساس رشد اقتصادی از سال 1384 به بعد باید 8 درصد باشد درحالیکه 1/3 است، به همین دلیل ما از کشورهای منطقه بسیار فاصله داریم.
تنگناها در مسیر رشد اقتصادی
تنگناهای مالی: روبهرو شدن اقتصاد ایران با بحران ارزی در سالهای 91 و 92 تبدیل به تنگناهای مالی شده و کاهش قیمت نفت و اتفاقات در چین و بازار بورس به آن دامن زده است و عملکرد بودجه تا پایان سال براساس بودجه تصویب شده دور از انتظار است.
ضعف و کمبود سرمایهگذاری در کشور: متوسط رشد سرمایهگذاری از سال 76 تا 83 (کاهش قیمت نفت) 9/8 درصد بوده درصورتیکه در دوره افزایش درآمدهای نفتی 5/5 درصد رشد سرمایهگذاری اتفاق افتاده است. ضعف سرمایهگذاری در حمل ونقل نیز مانع از شکلگیری زیرساختها برای رشد سرمایهگذاری شده است.
اقتصاد غیررسمی: در دوران تحریم اقتصاد غیررسمی در کشور بهشدت رشد کرده است و این مسئله اثر سیاستگذاری دولت را کم میکند. به این دلیل که وقتی در بخشهایی مانند بخش پول، تجارت خارجی و تولید یک بخش غیررسمی بزرگ نیز وجود داشته باشد، در آن دولت ضعیفتر میشود.
تورم دورقمی: از دید یک سرمایهگذار خارجی سوالات و ابهامات زیادی درباره نرخ ارز وجود دارد که آنها را به سمت سرمایهگذاری کوتاهمدت سوق میدهد درحالیکه ایران خواستار سرمایهگذاری خارجی بلندمدت است.
مشکلات فضای کسبوکار: دوستی و صمیمیت در پیشینه تاریخی روابط بخشخصوصی و دولت و در جهت ایجاد انگیزه در بخش خصوصی نبوده است.
منابع طبیعی: کاهش منابع آبی و مشکلات ایجاد شده در محیطزیست به مشکلات اقتصادی شدت بخشیده است.
کمبود تقاضای داخلی: موجودی انبار کارخانهها بهشدت افزایش یافته است.
امکانات پیشروی اقتصاد ایران
*منابع ارزی آزاد شده به دیگر منابع افزوده خواهد شد.
*امکان واردات بیشتر خواهد شد.
*بانکهای داخلی با بانکهای جهانی ارتباط برقرار خواهند کرد.
*ریسک سیاسی کشور که در نتیجه مذاکرات کاهش پیدا کرده و در واقع ریسک اقتصادی را کاهش خواهد داد و این نشان میدهد این نظام در بنبست نمیماند و قابلیتهای فنی بسیاری دارد؛ بنابراین به نتیجه رسیدن مذاکرات یک سرمایه سیاسی و اجتماعی برای کشور فراهم کرده که برای دولتها ذیقیمت است.
*امکان تأمین منابع خارجی فراهم خواهد شد که تا به حال نداشتهایم.
*سرمایهگذاری خارجی که تا به حال با محوریت دولت بوده امروز با ورود بخشخصوصی انجام خواهد شد.
*امکان انتقال تکنولوژی فراهم میشود که بسیار محدود بوده است.
* صادرات غیرنفتی روزهای جدیدی را تجربه خواهد کرد و از صادرات سنتی به سوی صادرات صنعتی خواهیم رفت.
پساتحریم فرصت مناسبی را پیشروی بخشخصوصی قرار داده و وقتش است این بخش مطالبات خود را بهصورت شفاف و صریح بیان کرده و شرایطش را در زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی، تجارت، همکاری مشترک و محیط کسبوکار به گوش دولت برساند.

نظرات کاربران
ثبت دیدگاه در نسخه آزمایشی فعال نیست.