جابهجایی تشریفات گمرکی میتواند زمان و هزینه تجارت را تغییر دهد
مرز از توقفگاه به گذرگاه؟
چه اتفاقی افتاده است؟
مصوبه تازه ستاد ملی گذر با هدف کاهش معطلی کالا و ناوگان در مرزها، انتقال بخش عمده تشریفات گمرکی به گمرکات داخلی را در دستور کار قرار داده است. در این مصوبه برای نمونهبرداری، صدور مجوز و انجام آزمایشهای قانونی نیز زمانهای مشخصی پیشبینی شده است. بر اساس ضوابط اعلامشده، دستگاههای مجوزدهنده باید حداکثر ظرف دو ساعت از اعلام گمرک نمونهبرداری را آغاز کنند و برای برخی بررسیها و مجوزهای قانونی نیز مهلت حداکثر پنج روز در نظر گرفته شده است.
این تصمیم در ظاهر یک تغییر اداری است، اما میتواند پیامد اقتصادی گستردهتری داشته باشد. مرز برای یک تولیدکننده یا بازرگان صرفاً محل عبور کامیون نیست؛ نقطهای است که هزینه حمل، سرمایه در گردش، تعهدات قراردادی و قابلیت تحویل کالا به یکدیگر گره میخورند.
وقتی کالایی در مرز متوقف میشود، تنها کامیون معطل نمیماند. سرمایهای که صرف خرید و حمل کالا شده نیز دیرتر به چرخه تولید یا فروش بازمیگردد. در نتیجه، حتی بدون افزایش تعرفه، هزینه واقعی تجارت بیشتر میشود.
بااینحال، هنوز نباید هدف مصوبه را با نتیجه تحققیافته آن یکسان دانست. کاهش واقعی زمان ترخیص به دستورالعمل اجرایی، آمادگی گمرکات داخلی و همکاری دستگاههای مسئول وابسته است.
چرا مرز به گلوگاه هزینه تبدیل میشود؟
در فرایند تجارت، هزینهها را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: هزینههای قابل پیشبینی و هزینههای ناشی از عدم قطعیت. کرایه حمل، تعرفه و بخشی از هزینههای انبارداری در گروه نخست قرار میگیرند. اما مدت توقف غیرمنتظره، آزمایش تکراری و تأخیر در دریافت مجوز به گروه دوم تعلق دارند.
گروه دوم برای بسیاری از بنگاهها خطرناکتر است؛ زیرا شرکت نمیتواند قیمت نهایی یا زمان تحویل را با اطمینان محاسبه کند. یک تولیدکننده ممکن است قرارداد فروش خود را بر اساس تحویل مواد اولیه در زمان مشخص تنظیم کرده باشد، اما توقف پیشبینینشده یک محموله، برنامه کل خط تولید را تغییر دهد.
مسئله دیگر، هزینه فرصت ناوگان است. کامیونی که چند روز در صف میماند، نمیتواند مأموریت بعدی را انجام دهد. این هزینه در نهایت به کرایه حمل یا قیمت کالا منتقل میشود. حتی اگر راننده و شرکت حملونقل هزینه توقف را مستقیماً مطالبه نکنند، ظرفیت ازدسترفته ناوگان هزینه اقتصادی واقعی دارد.
انتقال بخشی از تشریفات به داخل کشور، در صورت اجرای مناسب، میتواند محل انجام امور اداری را از مسیر عبور جدا کند. نتیجه مطلوب آن است که پایانه مرزی بیشتر نقش گذرگاه داشته باشد و فعالیتهای زمانبر در نقاط مجهزتر انجام شود.
آیا هزینه تجارت واقعاً کاهش مییابد؟
برای پاسخ، باید زنجیره کامل هزینه بررسی شود. انتقال تشریفات ممکن است توقف در مرز را کم کند، اما اگر کالا پس از آن در گمرک مقصد با تأخیر مشابه روبهرو شود، فقط محل انتظار جابهجا شده است.
از سوی دیگر، اگر هماهنگی میان دستگاهها بهتر شود، امکان دارد چند منفعت همزمان ایجاد شود: کاهش مدت توقف کامیون، حذف آزمایشهای تکراری، برنامهریزی دقیقتر تحویل و بهبود استفاده از ظرفیت انبار.
مهمترین شاخص موفقیت، تعداد ساعت یا روز میان ورود محموله به مرز و زمان تحویل قابل استفاده آن به صاحب کالا است. کاهش صرفِ زمان توقف در مرز، بدون کاهش زمان کل، موفقیت کامل محسوب نمیشود.
این تفاوت برای واردکنندگان مواد اولیه اهمیت ویژه دارد. محمولهای که سریع از مرز عبور کند اما بهدلیل نهایینشدن مجوز هنوز قابلیت مصرف یا فروش نداشته باشد، تمام منفعت مورد انتظار را ایجاد نکرده است.
اثر بر کسبوکارهای ایرانی
اولین گروه ذینفع، شرکتهای حملونقل و لجستیک هستند. کاهش زمان توقف میتواند تعداد سفرهای قابل انجام با ناوگان موجود را افزایش دهد. این افزایش بهرهوری، بدون خرید کامیون تازه، ظرفیت عملیاتی ایجاد میکند.
دومین گروه، واردکنندگان مواد اولیه و تجهیزات صنعتیاند. هرچه فاصله زمانی خرید تا تحویل کمتر و قابل پیشبینیتر باشد، نیاز به موجودی احتیاطی و سرمایه در گردش میتواند کاهش یابد.
سومین گروه، صادرکنندگان محصولات دارای محدودیت زمانی هستند. برای محصولات غذایی، کشاورزی و کالاهایی که به زمان تحویل حساساند، چند روز تأخیر ممکن است باعث افت کیفیت، کاهش ارزش محموله یا از دسترفتن مشتری شود.
شرکتهای کوچک و متوسط نیز ممکن است از کاهش توقف بهره ببرند؛ البته به شرطی که فرایند جدید برای آنها قابل دسترس باشد و هزینههای اداری تازهای ایجاد نکند.
در مقابل، اگر سامانهها و دستگاههای مسئول با یکدیگر هماهنگ نباشند، احتمال شکلگیری گلوگاههای جدید در گمرکات داخلی وجود دارد.
سه سناریو برای اجرای مصوبه
سناریوی مطلوب زمانی رخ میدهد که دستورالعملها بهموقع ابلاغ شوند، دستگاهها مهلتهای خود را رعایت کنند و اطلاعات مجوزها بهصورت الکترونیکی مبادله شود. در این وضعیت، سرعت عبور افزایش یافته و هزینه قابل پیشبینی تجارت کاهش مییابد.
در سناریوی میانه، بخشی از تشریفات منتقل میشود اما برخی آزمایشها و مجوزها همچنان با تأخیر انجام میشوند. نتیجه این وضعیت، بهبود محدود و ناهمگون خواهد بود؛ بهطوریکه بعضی مسیرها سریعتر میشوند و برخی دیگر تغییر محسوسی نمیکنند.
سناریوی نامطلوب آن است که تشریفات صرفاً از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل شوند. این وضعیت ممکن است هزینه اضافی انبارداری و حمل داخلی ایجاد کند و مزیت اقتصادی مصوبه را کاهش دهد.
برندگان و بازندگان
شرکتهای دارای سامانه رهگیری محموله، قراردادهای حمل منعطف و ارتباط عملیاتی مناسب با گمرکات میتوانند زودتر از تغییرات بهره ببرند. همچنین ارائهدهندگان خدمات لجستیکی که زمان و هزینه تحویل را شفاف گزارش میکنند، فرصت رقابتی خواهند داشت.
در مقابل، کسبوکارهایی که برنامه تأمین خود را بدون شناخت فرایند جدید تنظیم میکنند، ممکن است با تأخیر و هزینه پیشبینینشده روبهرو شوند.
حکم فرصت امروز
مدیران واردات و صادرات از ابتدای اجرای مصوبه، زمان واقعی ترخیص و تحویل حداقل ده محموله متوالی را ثبت کنند و میانگین آن را با دوره قبل مقایسه کنند. چهار شاخص باید سنجیده شود: زمان توقف در مرز، زمان تکمیل مجوزها، زمان تحویل نهایی و هزینه واقعی هر محموله.
اصلاح فرایند زمانی موفق است که کالا سریعتر و ارزانتر به مقصد اقتصادی خود برسد؛ نه صرفاً زودتر از دروازه مرز عبور کند.

نظرات کاربران
در حال حاضر امکان ثبت دیدگاه در این بخش فعال نیست.