بسیاری از کسبوکارها هنوز درباره کانال فروش اینگونه فکر میکنند: سایت برای فروش. اینستاگرام برای فروش. فروشگاه برای فروش. مارکتپلیس برای فروش. نمایندگی برای فروش. پس اگر همه برای فروشاند، تفاوتشان چیست؟ مع...
وقتی یک برند تصمیم میگیرد رشد کند، اولین واکنش معمولاً قابل پیشبینی است: مخاطب بیشتری پیدا کنیم. پیام را عمومیتر کنیم. ویژگیهای خاص را کمتر کنیم. کمپین را طوری بسازیم که هیچ گروهی احساس نکند «این برای من نیس...
یکی از تناقضهای بازاریابی محلی این است که کسبوکار هرچه کوچکتر است، گاهی بازار خود را بزرگتر تعریف میکند. یک کافه تازهتأسیس میگوید: «میخواهیم در تمام تهران شناخته شویم.» یک رستور...
بعضی برندها یک مشکل بازاریابی ساده دارند: محصولشان ناشناخته است. برندهای دیگری مشکل دشوارتری دارند: مردم محصول را میشناسند، اما علاقهای ندارند درباره موضوع آن حرف بزنند. محصولات بهداشت شخصی، بعضی خدمات مالی، بیماریها، مش...
جلسه فروش ساختار واضحی دارد. یک اتاق. یک Presentation. چند سؤال. و معمولاً طرف مقابل از لحظه اول میداند قرار است چیزی به او فروخته شود. اما بعضی روابط تجاری در موقعیتهایی بهتر شکل میگیرند که «فروش» موضوع ا...
در فروش، وقتی مشتری رقیب را انتخاب میکند، تحلیل نسبتاً ساده است. شاید قیمت او بهتر بوده، شاید ویژگی محصول مناسبتر بوده یا رابطه قویتری داشته است. اما یک نوع باخت فروش بسیار پیچیدهتر است: مشتری شما را به رقبا ترجیح...
در بسیاری از شرکتها، «ایونت بازاریابی» هنوز یک پروژه کوتاهمدت است. غرفه ساخته میشود، چند عکس گرفته میشود، نمونه محصول توزیع میشود و بعد از سه روز همهچیز جمع میشود. اگر تیم حرفهای...
تقریباً هر برند دوست دارد محصولش «با کیفیت»، «متمایز»، «پریمیوم»، «نوآورانه» یا «پایدار» دیده شود. مشکل این نیست که این صفات الزاماً غلطاند. مشکل این است که تقریباً همه رقبا...
در بسیاری از شرکتها جلسه برنامهریزی محتوا با یک سؤال شروع میشود: «این ماه درباره چه موضوعاتی مطلب منتشر کنیم؟» این سؤال ظاهراً منطقی است، اما ممکن است از همان ابتدا تیم را به سمت خروجیهای معمولی ببرد....
بسیاری از کسبوکارها یک ویدئوی Viral میخواهند. اما تعداد بسیار کمتری میدانند اگر واقعاً Viral شدند، بعدش باید چه کنند. داستان The Nitro Bar دقیقاً به همین دلیل جالب است. این برند قهوه ابتدا با یک Cart کوچک شروع شد. نقطه ت...
بازاریابی با اینفلوئنسرها برای سالها در بسیاری از شرکتها چیزی شبیه یک آزمایش بود: چند همکاری، چند پست، مقداری Reach و Engagement و در پایان گزارشی که معمولاً معلوم نبود دقیقاً چه چیزی به کسبوکار اضافه کرده است. این وضعیت...
تقریباً تمام تیمهای بازاریابی میدانند مشتری معرفیشده مشتری خوبی است. اما تعداد بسیار کمتری آن را مانند یک «کانال جذب» مدیریت میکنند. در داشبورد بازاریابی معمولاً این چیزها وجود دارد: Google Ads Instag...
اینستاگرام در دهه گذشته از یک اپلیکیشن سرگرمکننده برای اشتراک گذاری تصاویر فیلتردار، به یکی از حیاتی ترین زیرساخت های استراتژیک برای برندسازی و رشد کسب و کار در اقتصاد مدرن تبدیل شده است. درک این پلتفرم به عنوان یک ویترین دیجیتال صرف،...
کمپین خوب اجرا شده، مشتری وارد فروشگاه یا سایت شده، هزینه جذب پرداخت شده و تبلیغ وظیفهاش را انجام داده است؛ اما مشتری خرید نمیکند یا برنمیگردد. قبل از افزایش بودجه تبلیغات یک جای دیگر را بررسی کنید: تجربهای که کارکنا...
مدل کلاسیک بازاریابی بسیار ساده بود: ابتدا مشتری باید برند را بشناسد، سپس به محصول علاقهمند شود، آن را بررسی کند و در نهایت خرید انجام دهد. به همین دلیل شرکتها بودجه خود را میان تبلیغات آگاهی از برند، بازاریابی، فروش و نقطه خرید...