دوشنبه, 27 فروردين 1397 - 16:14

پیش بینی «بلومبرگ بیزینس ویک» به همراه «مرکز تحقیقاتی اوراسیا» از مهم ترین ریسک های جهانی سال پیش رو / سال پرریسک ۹۷

فرصت امروز: جهان در سال پیش رو به کدام سو می رود؟ بگذارید روراست باشیم؛ سال ۲۰۱۸ حس خوبی در ما ایجاد نمی کند. درست است که بازارهای جهانی دوباره در حال رونق گیری هستند و اوضاع اقتصاد بد نیست، اما نظم جهانی در حال فروپاشیدن است. این حجم از چالش های سیاسی هم زمان در دنیا مرعوب کننده است. مشروعیت لیبرال دموکراسی ها به پایین ترین حد خود از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون رسیده و قدرتمندترین سران جهان امروز علاقه اندکی به جامعه مدنی یا ارزش های مشترک نشان می دهند.

با این همه اگر قرار باشد یک سال را به عنوان سال بحران های غیرمنتظره بزرگ انتخاب کنیم - معادل ژئوپلیتیک سقوط مالی ۲۰۰۸ - آن سال ۲۰۱۸ خواهد بود. اما مهم ترین ریسک های برهم زننده نظم کنونی دنیا در ماه های آینده چیست؟ در این گزارش به نقل از آینده نگر، به مهم ترین ریسک های جهانی سال پیش رو پرداخته ایم که بلومبرگ بیزینس ویک به همراه مرکز تحقیقاتی اوراسیا بررسی کرده اند.

۱- چین از خلأ قدرت استفاده می کند

کنگره نوزدهم حزب کمونیست چین نقطه عطفی در تاریخ معاصر این کشور بود. سخنرانی شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در نهایت مهم ترین واقعه ژئوپلیتیکی جهان از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به حساب خواهد آمد. تا سال گذشته چین از صحبت کردن درباره رهبری جهانی پرهیز می کرد و لحن دیپلماتیکش به ندرت ایدئولوژیک بود، اما در سال ۲۰۱۷ پکن آشکارا استراتژی رسمی اش را تغییر داد. چین دیگر منتظر فرصت نیست. شی توانسته چین را پشت خود یکپارچه کند و این باعث شده پکن در محیط بین المللی قدرت تازه ای پیدا کند. شی البته به لحاظ زمانی خوش شانسی هم آورده است: ترامپ از زیر بار تعهدات امریكا در برابر هم پیمانانش شانه خالی می کند و باعث شده متحدانش درباره نقش آینده آمریكا در آسیا دچار تردید شوند و این خلأ قدرتی را به وجود آورده که راه را برای مانور چین باز کرده است.

تا چند دهه اکثر تحلیل گران غربی فکر می کردند ظهور طبقه متوسط در چین باعث می شود رهبران این کشور بالاجبار کشور را به سمت لیبرال دموکراسی غربی حرکت دهند. آنها این کار را نکردند و حالا مدل سیاسی چین، قدرتمندتر از همیشه به نظر می رسد، آن هم در زمانی که مدل سیاسی آمریكا ضعیف تر از هر وقتی است. امروز به لحاظ مشروعیت حکومت در چشم شهروندان، این آمریكاست که نیازمند اصلاحات ساختاری سیاسی است و این اعتراف تکان دهنده ای است. این را بگذارید کنار واقعیت مهم دیگر: اینکه رهبر کنونی چین قدرتمندترین رهبر این کشور از زمان مائو زدونگ به حساب می آید و ترامپ یکی از ضعیف ترین رؤسای جمهور تاریخ آمریكاست.

این یعنی چین در حال اعمال استانداردهای بین المللی خود است و با مقاومتی کمتر از سابق روبه رو می شود. این روند را می توانیم در سه حوزه متفاوت ببینیم.

بازرگانی و سرمایه گذاری: هیچ کشوری در دنیای امروز نتوانسته به اندازه چین چنین مؤثر شبکه جهانی بازرگانی و سرمایه گذاری بسازد. درحالی که دیگر کشورها محلی یا دوجانبه می اندیشند، چین به سراسر جهان فکر می کند، پول خرج می کند و محیط بین المللی اش را می سازد. این باعث جلب توجه کشورهای مختلف در آسیا، آفریقا، خاورمیانه و حتی آمریكای لاتین شده و عده زیادی به فکر تقلید افتاده اند. آنها نتیجه مدل چینی را می بینند.

تکنولوژی: چین و آمریكا بزرگ ترین سرمایه گذاران در تکنولوژی های نو به خصوص هوش مصنوعی هستند. در آمریكا رهبری این حوزه در دست بخش خصوصی است اما در چین این دولت است که رهبری را در دست دارد و همراه قوی ترین شرکت ها و موسسات تکنولوژیک حرکت می کند. دولت چین تلاش می کند ذهنیت مردم را در این حوزه ها با آنچه مد نظرش است هماهنگ کند.

ارزش ها: تنها ارزش سیاسی که چین صادر می کند اصل عدم دخالت در امور داخلی دیگر کشورهاست. سیستم غربی شکل دیگری برخورد می کند: به کشورهای فقیرتر کمک مالی می کند و در عوض از آنها می خواهد که دست به اصلاحات سیاسی و اقتصادی - به شیوه غربی - بزنند. به همین خاطر سیاست عدم دخالت چین به شدت برای کشورهای غیرغربی دنیا جذاب است. با به قدرت رسیدن ترامپ و بی توجهی او به سیاست بین الملل و همچنین درگیر بودن رهبران اروپا با مسائل داخلی شان، رویکرد غیرایدئولوژیک چین در حوزه تجارت و دیپلماسی بدون مقاومت به پیشروی ادامه می دهد.

اما در یک حوزه شاهد چنین روندی نیستیم: امنیت. مدل چینی در حوزه امنیت ملی مدل جذابی نشده است چون چین در این حوزه در بهترین حالت فقط قدرتی منطقه ای است. (بودجه آمریكا در این بخش بسیار بالاتر از چین است.)

قدرت گیری چین چه عواقبی خواهد داشت؟ محیط تجارت بین المللی باید با قوانین، استانداردها و رسوم تازه ای سازگار شود که چینی ها مدافعش هستند. وقتی جهان تحت دو شکل تجارت بین الملل پیش برود - شکل چینی و شکل غربی - یعنی بازار به دو شکل تنظیم خواهد شد و این هزینه انجام تجارت را بالا می برد. نکته دوم این است که آسیا دوقطبی خواهد شد چون کشورها مجبور می شوند بین چین و آمریكا یکی را انتخاب کنند.

به هر حال به خصوص از سال ۲۰۰۸ به این طرف جذابیت لیبرال دموکراسی های غربی روزبه روز در حال کاهش است. برای غربی ها البته چین مدل جذابی نیست اما باقی نقاط دنیا به چین به عنوان الگوی مناسب نگاه می کنند. پس می توان گفت جذاب تر شدن مدل چینی و همچنین افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی این کشور، مهم ترین ریسک سال ۲۰۱۸ برای غرب خواهد بود.

۲- جنگ های تصادفی

جهان از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به این طرف شاهد هیچ بحران بزرگ ژئوپلیتیکی نبوده است و هیچ کدام از بحران های دهه های اخیر - به جز بحران موشکی کوبا - توسط دولت ها کلید نخورده است. اما در دنیای امروز نمی شود ریسک آغاز جنگی تصادفی را نادیده گرفت: در سال ۲۰۱۸ در نقاط مختلفی از دنیا یک اتفاق یا برآورد اشتباه می تواند به جنگ جدی بین المللی ختم شود. یکی از دلایل بالا رفتن چنین ریسکی پایین آمدن انعطاف پذیری محیط سیاسی بین المللی است.

ما در آستانه جنگ سوم جهانی نیستیم اما نبود یک قدرت بین المللی که روی امنیت دنیا سرمایه گذاری کرده باشد و همچنین افزایش تعداد بازیگران غیردولتی که توانایی انجام اقدامات بی ثبات کننده را دارند، باعث شده جهان به جای خطرناک تری بدل شود. در طول ماه های اخیر احتمال حوادث ژئوپلیتیکی به طرز قابل توجهی بالا رفته و این روند ادامه خواهد یافت. در سال ۲۰۱۸ در چند منطقه و حوزه می توانیم شاهد چنین حوادثی باشیم: حملات سایبری، کره شمالی، سوریه، روابط واشنگتن- مسکو و تروریسم.

۳.- جنگ سرد بر سر تکنولوژی

پیشرفت های هیجان انگیز در جهان تکنولوژی روز به روز سرعت بیشتری می گیرد. در سال های اخیر به کمک انقلاب ارتباطی، مردم در سراسر جهان دسترسی بی سابقه ای به اطلاعات پیدا کرده اند و همکاری های فرامرزی افزایش داشته است. اما تکنولوژی علاوه بر اینها تبدیل به مهم ترین عامل کسب درآمد و قدرت شده است: در بلندمدت آن شرکت یا کشوری برنده است که در این سه حوزه به طور هم زمان پیشرفت داشته باشد: هوش مصنوعی، کلان داده (big data) و شبکه های فوق سریع. هر سه اینها کاملاً به هم مربوط هستند:

هر سیستم هوش مصنوعی برای قوی تر شدن به جریان متناوب دیتا نیاز دارد. به جز تلفن های همراه ، آرام آرام با بالا رفتن سرعت اینترنت ماشین های ما، خانه ها، کارخانه ها و زیرساخت های عمومی هم دیجیتال می شوند و این یعنی آنها هم در حال تولید کوهی از دیتا هستند. شرکت ها و دولت ها برای دست پیدا کردن به چنین دیتایی می جنگند. ولادیمیر پوتین سال گذشته اعلام کرد دولتی که در حوزه هوش مصنوعی قدرت را در دست بگیرد ابرقدرت جهان آینده خواهد بود.

تا آن روز البته چند سال زمان داریم. فعلاً اما بزرگ ترین جنگ دنیا بر سر رسیدن به قدرت اقتصادی، جنگ در حوزه تکنولوژی است. در سال ۲۰۱۸ این جنگ در چندین حوزه در جریان خواهد بود: رقابت بر سر پیشرفت تکنولوژیک و رقابت بر سر تسلط بر بازار.

۴- روابط ایران و آمریكا

سوزن ترامپ روی ایران گیر کرده است. به او الهام شده که ایران منشأ اکثر مشکلات جهان است. به همین خاطر روابط ایران و آمریكا در سال ۲۰۱۸ یکی از ریسک های ژئوپلیتیکی است که بر بازارها تأثیر خواهد گذاشت. توافق برجام احتمالا از سال ۲۰۱۸ جان سالم به در خواهد برد اما احتمال به هم خوردنش هم وجود دارد و این منطقه را به سمت بحران واقعی می کشاند. 

استراتژی دولت ترامپ مقابله با نفوذ منطقه ای ایران است، به همین خاطر در ماه های آینده شاهد حمایت قوی واشنگتن از عربستان خواهیم بود و تلاش های آمریكا در سوریه، عراق، لبنان و یمن واضح تر خواهد شد. آمریكا احتمالا با سرعت بیشتری با سلاح تحریم با آزمایش های موشکی ایران مقابله خواهد کرد. سعودی ها و حاکم جدیدشان که سیاست های پرریسکی را دنبال می کند تلاش خواهند کرد ترامپ را بیشتر علیه ایران برانگیزند. احتمال حملات سایبری ایران و عربستان علیه هم امسال بالاتر خواهد رفت. این به نفع سرمایه گذاری خارجی در دو کشور نیست.

اینها امیدبخش نیستند اما بدتر از همه احتمال سقوط برجام است. برجام به تار مویی بند است اما احتمالا فرونمی پاشد، چراکه اتحادیه اروپا و روسیه به شدت مدافع آن هستند و جلوی تلاش های ترامپ برای تغییر در بندهای موافقت نامه می ایستند. اما به هر حال احتمال سقوط برجام در سال ۲۰۱۸ هست. ممکن است آمریكا با فشار برای تغییرات در توافق نامه کاری کند که حضور در برجام دیگر به لحاظ اقتصادی به نفع تهران نباشد. یا اصلاً ترامپ به طور یک جانبه برجام را لغو كند و تحریم ها را از سر بگیرد. اگر برجام فروبپاشد ما وارد دوره پرخطر ژئوپلیتیکی می شویم. در چنین وضعیتی دو احتمال وجود دارد.

احتمال اول: بازگشت تحریم های آمریكا باعث می شود واردکنندگان اروپایی، ژاپنی و کره ای خرید نفت ایران را متوقف کنندآ اما دولت های چین و هند در برابر آمریكا مقاومت خواهند کرد. ایران نفت را با تخفیف بیشتر به آنها خواهد فروخت و فروش روزانه ایران حدود ۳۰۰ هزار بشکه خواهد بود. ایران در چنین وضعیتی بخش هایی از برنامه هسته ای را که پس از برجام متوقف کرده بود از سر می گیرد و تهدیدهای آمریكا و اسرائیل احتمالا قیمت نفت را بالاتر خواهد برد.

احتمال دوم: در سناریوی دوم که احتمالش پایین تر است اروپا، روسیه و چین بر سر برجام ۲ با ایران به توافق می رسند. ترامپ تحریم ها را برنمی گرداند و به مردم آمریكا اعلام می کند که پیروز شده و به تعهدش در تغییر برجام پایبند مانده بدون آنکه رابطه آمریكا و اروپا را تیره و تار کند. در چنین حالتی مشتریان اروپایی و آسیایی نفت ایران را خواهند خرید اما ممکن است روند سرمایه گذاری های خارجی کمی کندتر از حالا شود. تأثیرات ژئوپلیتیکی سناریوی دوم محدودتر است اما رابطه آمریكا و ایران گرم نخواهد شد و تنش منطقه ای همچنان وجود خواهد داشت.

۵- امنیت آفریقا

عبارت «اوج گیری آفریقا» در سال ۲۰۰۰ و در واکنش به رشد اقتصادی سریع کشورهای جنوب صحرا و امیدواری تحلیل گران به رشد سریع اقتصاد کل قاره ابداع شد. این عبارت هنوز هم در میان تحلیل گران هوادار دارد اما آفریقا امسال با چالش تازه ای روبه رو است. کشورهای مرکزی قاره (ساحل عاج، نیجریه، کنیا و اتیوپی) در طول سال های اخیر نشان داده اند که فضای مناسبی برای سرمایه گذاری به وجود آورده اند و توانسته اند از دردسرهای کشورهای حاشیه ای (مالی، سودان جنوبی و سومالی) در امان بمانند. اما در سال ۲۰۱۸ سرریز بحران از کشورهای بی ثبات حاشیه ای موفقیت کشورهای مرکزی را تهدید خواهد کرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی