پنج شنبه, 29 مهر 1395 - 13:45

رویای بیدارشدن بازار از خواب زمستانی

ردپای روزهای رفته را می شد در لابه لای تارهای سفید جمع شده روی سرش پیدا کرد. خطوط نامنظم چهره و دستان چروک خورده حکایت از رنج سال های متمادی در پی نان دویدن دارند. از باربری کف بازار تهران شروع کرده، بعدها به توصیه دوستانش برای یافتن چند قران بیشتر کار فنی یاد می گیرد و تأسیساتی می شود. چند صباحی خاک می خورد و از این همه مشکل به ستوه می آید. فشارها و ناملایمات زندگی ناگزیرش می کند تا بالاخره دست به کاری اساسی بزند.

با سرمایه و کمک های برادرش که نقش پدر را داشته، وارد پروسه تولید می شود و به قول خودش چند بار زیر فشار تا لبه های پرتگاه هم پیش رفته اما یاری خدا بوده که تا امروز سرپا مانده. چشم بادامی ها چند باری دستش را در پوست گردو گذاشتند و حجم بالایی از سرمایه اش را برده اند. اما از نو شروع کرده و حالا بیش از 20سال است که یک واحد تولیدی محصولات بهداشتی و شیرآلات ساختمانی را مدیریت می کند و دو فروشگاه یکی در خیابان شیراز و یکی در بنی هاشم دارد. تکیه کلامش هم این است که تنبلی از سرطان بدتر است آقا، خوش خیم هم ندارد از اول تا آخرش بدخیم است و متاستازش  (پیشروی) وسیع تر از آن. یک مغازه دو دهنه با ویترین شیک که لازمه اولیه در این صنف است.

آقای بهرامی پنج نفر فروشنده در مغازه دارد و بیش از 60کارگر در کارگاه تولیدی. قسم و آیه می آورد که در این سال ها حتی پول یک نفر از کارگران گم نشده و اگر اکنون یکی از واحدهای مطمئن تولید کاشی و سرامیک ایرانی است به مدد همین اعتمادی است که در تیم تولید ایجاد کرده است.

بهرامی می گوید: در خیابان بنی هاشم بیش از 50فروشگاه وجود دارد و شاید بتوان گفت برای حدود 200نفر به طور مستقیم شغل ایجاد شده است. این گروه تولیدی علاوه بر محصولات متداول دیوارپوش های تزیینی تولید می کنند که ظاهری شبیه روکش مبلمان به دیوارهای خانه می دهند و استاندارد روز اروپا را دارد. هرچند که به اذعان خودش در طراحی مشکلات بسیاری دارد اما همین که در مواد اولیه از نیاز به خارجی خلاص شده، نتیجه تلاش های این سالیان را گرفته.

می گوید کالای خارجی نفسش را بریده و هرچند توان رقابت با ایرانی را در بورس بنی هاشم ندارد اما در دیگر مناطق تهران که مشتریان تمکن مالی بالاتری دارند، همچنان اقبال با خارجی هاست. کاشی  و سرامیک های خارجی مناسب از متری 60هزار تومان آغاز می شود درحالی که تولیدکننده ایرانی با همین کیفیت متری 40هزار تومان تولید می کند و فروش نمی رود. البته اشاره می کند که همه ماجرا این نیست.

بازار در خواب زمستانی طولانی فرو رفته که او امیدی به بیدار شدنش ندارد و حالا حالاها قرار بر این است که ضرر بدهند. وقتی از او درباره دلایل این ضررهای دنباله دار می پرسم اخم هایش را در هم می کشد و با صدای بلند می گوید:  ای بابا، بنده خدا به نان شبش مانده، بجای خانه ساختن به فکر سیر کردن شکمش باشید. چند سال پیش در اوج درگیری های مردم با مشکلات اقتصادی یکباره میلیون ها واحد ساختمان ساختند.آدم هایی که اصلاً هیچ ارتباطی به موضوع ساخت و ساز نداشتند وارد بازار شدند، پول بیت المال را گرفتند و هیچ تحویل ندادند. اتفاقی که برای صنف ما افتاد سقوط آزاد یکباره تقاضا بود.

یک استکان چای جلویم می گذارد، قندان را جلو می کشد و ادامه می دهد که پسرجون من این موها را کف این بازار سفید کردم تا وضعیت آن همه واحد بی آب و برق و گازی که فقط در دارند مشخص نشود وضع من و امثال من که زندگی مان را تو این راه گذاشتیم تغییری نمی کند.

 از او درباره آخرین معامله اش می پرسم؛ لبخندی می زند، یک نگاه به سر تا پایم می اندازد و می گوید: حول و حوش برج سه یکی از رفقای قدیمی یک ساختمان می ساخت تو جنت آباد. اومد پیشم گفت بیا رفاقتی همین کار رو برام جمع کن. هر چی خواست دادم بهش. سود نکردم اونجا سر به سر شد برام. چایی رو سر می کشم کارت مغازه اش را بهم می دهد و می گوید: گذر شما جماعت که به این طرفا نمی افته ولی اگه کسی خواست ما را معرفی کن بهش.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی