جمعه, 31 فروردين 1397 - 14:43

4 مدیر که از شم خود پیروی کردند و پیروز شدند

وقتی صحبت از شم و انگیزه درونی می شود معمولا اسم مالکم گلادول به ذهن می رسد. کمی بیشتر فکر کنید.

تعداد قابل توجهی از روان شناسان و اندیشمندان رفتار بر اساس شم و غریزه را نقطه مقابل انتخاب های آگاهانه و سنجیده ای می دانند که بر مبنای تعقل و تفکر اتخاذ می شود. برای نمونه، سونیا چوکت مشاور شهودی گرا و نویسنده کتاب پرفروش «در کار به احساسات خود اعتماد کن» می گوید: «وقتی از شم درونی خود پیروی می کنید، عنصری طبیعی به کارتان می بخشید. شم درونی تان شما را از آستانه فراتر می برد و شما را به جایی می رساند که بیانگر پرشورترین علایق و سرشت شماست.»

همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه پول وارد بازی می شود. رهبرانی که بر اساس شم درونی تصمیمات مهمی اتخاذ می کنند (حتی اگر در کنار شم بر تحقیقات و گزارش ها هم تکیه داشته باشند) در یافته اند که وقتی صحبت از سود، سهم بازار و قیمت سهام به میان می آید افراد مضطرب می شوند.

ثابت شده است که هرچند تصمیم گیری بر اساس شم درونی از ویژگی های مثبت یک کسب و کار است، اما هرچه قیمت سهام بالاتر می رود سرمایه گذاران، کارمندان، همکاران و دوستان بیشتر مضطرب و پریشان می شوند. حال اگر تلاش کنید مرزهای خرد مرسوم را با کمک شم درونی گسترش دهید، آخرین انتقادی که از شما می شود این است: «دیوانه شدی!»

اگر این جمله را شنیدید لبخند بزنید. این خبر بسیاری خوبی است. به نظر من اگر به این خاطر که ایده های تان برای دیگران ناخوشایند است دیوانه خطاب شوید، به یکی از مطمئن ترین نشانه های موفقیت دست یافته اید.

مطلب مرتبط: 5 ویژگی مهم رهبران آینده

وقتی بر اساس تحقیقات و گزارشات اقدام می کنید، انتخاب های تان را بر مبنای آمار پایه ریزی می کنید- تصوری که همه افراد دیگر هم دارند – و در کار تیمی نوآوری رخ نمی دهد. اما وقتی بر اساس شم درونی عمل می کنید، قابل پیش بینی نیستید. شما از منطق فراتر می روید و متوجه ارتباطاتی می شوید که دیگران نمی بینند. شم درونی به شما کمک می کند تا فراتر از آنجایی را ببینید که امروز کسب وکارتان هست و دریابید که فردا به کجا خواهد رسید. این نکته بخش مهمی از تفکر است که من آن را «گونه نادر» می نامم.

اشتباه متوجه نشوید، شم درونی همیشه درست از آب در نمی آید. علوم شناختی نشان می دهد که شم درونی درصورتی مفید است که بر اساس آگاهی و تجربه فراوان در حوزه تخصص فرد ایجاد شود. همان اندازه که شهود قدرتمند است، اگر با برنامه ریزی، مهارت و مدیریت قوی آن را دنبال نکنید، یک ایده جذاب روی تخته وایت برد تمام چیزی است که نصیب تان می شود.

و اما تبلیغ معروف اپل با عنوان «متفاوت فکر کن» وقتی می گوید «کسانی که آنقدر دیوانه اند که تصور می کنند می توانند دنیا را تغییر دهند، بالاخره این کار را می کنند.» درست تیرش را به هدف می زند. در چهار نمونه زیر نشان می دهم چطور تفکر «عقلت را از دست داده ای» این افراد جسور را به موفقیت های بزرگ می رساند:

- آدام ورباخ مدیرعامل سیریا (یک سازمان حفاظت از محیط زیست) بود که تصمیم گرفت مشاور شرکت وال مارت شود، شرکتی که از طماع ترین شرکت های کره زمین است. همکاران او که همگی از حافظان محیط زیست بودند، او را خائن و وطن فروش خواندند و طردش کردند، اما ورباخ قصد داشت از درون تفاوت ایجاد کند و موفق هم شد: وی به شرکت وال مارت کمک کرد تا پروژه توسعه پایدار شخصی را راه اندازی کند، این پروژه به بیش از 40درصد کارمندان شرکت کمک کرده است تا در فعالیت های توسعه شخصی شرکت کنند.

- هنری فورد در سال 1914 با تقاضای رو به کاهش و جابه جایی فراوان کارگر روبه رو شد. او دست به اقدامی زد که دیگر بزرگان عرصه صنعت را از پا انداخت. او دستمزد کارکنانش را دو برابر کرد. دیوانگی نیست؟ اما در عرض یک سال میزان جابه جایی کارگران بیش از 20درصد کاهش پیدا کرد درحالی که قابلیت تولید تقریبا دو برابر شده بود و تقاضا برای ماشین های فورد بیشتر شده بود، چون کارمندان شرکت فورد خود قادر به خرید محصولی بودند که تولید می کردند.

- بیل آلن در دهه 1950 مدیرعامل شرکت بویینگ بود، زمانی که شرکت برای صنایع دفاعی هواپیما می ساخت. اما آلن ایده احمقانه ای داشت. او تصمیم داشت هواپیمای جت تجاری بسازد که خدمات نوینی ارائه می کرد و مطمئن بود این خدمات به زودی صنعتی پررونق خواهد شد: هواپیمای مسافرتی غیرنظامی. بدین ترتیب او بر سر آینده شرکت بویینگ ریسک کرد و هیأت مدیره را قانع کرد 16 میلیون دلار روی هواپیمای قاره پیمای 707 سرمایه گذاری کنند. اقدام او شرکت بویینگ و صنعت مسافرت هوایی را دگرگون کرد.

- تراویس کالانیک زمانی که اوبر (سرویس آنلاین هم سفریابی) افزایش ناگهانی قیمت هایش را آغاز کرد با مخالفت های شدیدی روبه رو شد. کدامیک سخت تر است: وقتی تقاضا به بالاترین حد رسیده، مشتریان هزینه بیشتری پرداخت کنند یا خودشان رانندگی کنند؟ انتظار می رفت این اقدام جنجال برانگیز مدیرعامل موجب خشم و کاهش مشتریان شود. درست است که این اقدام با مقاومت های بسیاری روبه رو شد، اما اوبر بر سر تصمیم خود پافشاری کرد و به قانون عرضه و تقاضا پایدار ماند و تنها در زمان مناسب شیوه افزایش قیمت هایش را اصلاح کرد و حالا قیمت گذاری پویا بخش پذیرفته شده ای از این کسب و کار است و حتی شرکت هایی چون دیزنی در حال آزمودن این استراتژی هستند.

مطلب مرتبط: مدیران موفق چگونه رفتار می کنند

گاهی اوقات تصمیمات یا نظراتی که به نظر احمقانه می رسند و بی شک اطرافیان شما را خشمگین خواهند کرد، برای ایجاد تغییر یا حرکت در دنیا ضروری هستند. توانایی اتخاذ چنین تصمیماتی و ایمان به درستی آنها بر اساس شم درونی یکی از نشانه های رهبری موفق است.

اگر در اعتماد به شم درونی خود تردید دارید، تنها کسی نیستید که چنین احساسی دارد. اما اعتماد به این انگیزه درونی همان چیزی است که تفاوت ها را می سازد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی