چهارشنبه, 22 فروردين 1397 - 16:24

از کجا بدانیم که کسب و کارمان سود می کند؟

اکثر افراد و اکثر کسب و کارها وارد دنیای تجارت می شوند تا سود کنند. به عبارت ساده، سود کردن یعنی دست یافتن به پولی بیشتر از آنچه خرج کرده اید. برخی افراد سود را با درآمد اشتباه می گیرند. در نتیجه نمی فهمند علت چیست که تمام درآمدشان هم نمی تواند آنها را به پیش ببرد؛ چرا هیچ کس حاضر نیست در شرکت پرفروش ایشان سرمایه گذاری کند و چرا بانک خط اعتباری ایشان را افزایش نمی دهد.

در این مقاله می آموزیم از کجا بفهمیم که کسب وکارمان سود می کند یا اینکه فقط فروش بیشتری دارد.

سود درمقابل درآمد

اغلب اشخاص/کسب وکارها درآمدشان را به دقت کنترل می کنند. فروش هر وسیله در کتاب یا صفحات گسترده کامپیوتری ثبت و ضبط می شود. هر چکی که در قبال ارائه مشاوره از مشتری دریافت می شود، در دفتر چک یا در نرم افزار حسابداری ثبت می شود. دفتر حسابرسی یا نرم افزار حسابداری مرتب جمع بندی می شود. اما در واقع این سود شما نیست. این درآمد شماست. این ورودی کسب و کار شما می شود. برای حساب کردن سود، باید هزینه هایی که از کسب و کارتان خارج می شود را از ورودی کسر کنید. سود = درآمد – هزینه ها.

محاسبه هزینه ها

کسب وکار شما دو نوع هزینه (یا مخارج) دارد؛ هزینه های ثابت و هزینه های متغیر. هزینه های ثابت هزینه هایی هستند که با تغییر میزان فعالیت شما تغییری نمی کنند. این هزینه ها مواردی چون اجاره را دربرمی گیرند. چه در هر شیفت کاری 10 محصول تولید کنید و چه 15 محصول، اجاره شما ثابت خواهد ماند. از طرف دیگر، هزینه های متغیر مستقیماً به این بستگی دارند که چند واحد کالای قابل فروش تولید می کنید. اگر شما 10 دلار پیچ نیاز داشته باشید تا 100 وسیله تولید کنید، پس برای تولید 200 وسیله 20 دلار نیاز خواهید داشت.

هزینه های ثابت

به طور کلی هزینه های ثابت را می توانید در ابتدای سال تخمین زده و برای 12ماه آینده به خوبی پیش بینی کنید. برای مثال می دانید که اجاره محل کار شما 10000 دلار در ماه است. ممکن است بدانید یا پیش بینی کنید که در ابتدای سال افزایش اجاره بهاء خواهید داشت و باید در ماه 11000 دلار بپردازید.

هزینه های ثابت شامل مواردی چون اجاره، هزینه استهلاک، مجوز ها، پرداخت بهره ها، برخی از انواع مالیات و دستمزد کارهای غیرمستقیم را دربرمی گیرد.

هزینه های متغیر

هزینه های متغیر مخارجی هستند که به میزان تولید بستگی دارند. به همان نسبت که حجم تولید افزایش می یابد، هزینه های متغیر نیز با افزایش روبه رو می شوند. به عنوان مثال برای تولید واگن کودک، باید یک بدنه واگن، دو میله و چهار چرخ برای هر واگن بخریم. اگر قیمت یک بدنه واگن 3 دلار باشد، و من پول کافی برای خرید 6 بدنه واگن داشته باشم، هزینه بدنه واگن 18 دلار خواهد شد. حال اگر بخواهم 20 واگن تولید کنم، هزینه خرید بدنه واگن 60 دلار خواهد شد. هزینه های متغیر را می توان در ابتدای سال تخمین زد اما این تخمین به اندازه هزینه های ثابت دقیق و صحیح نخواهد بود. هزینه های متغیر شامل هزینه مواد مورد استفاده در تولید، خدمات شهری خاص، برخی از انواع مالیات و دستمزدها و دستمزد کارهای مستقیم را دربرمی گیرد.

هزینه های ثابت و متغیر

برخی از هزینه های کسب وکار خود به دو دسته ثابت و متغیر تقسیم می شوند از جمله دستمزد کار. دستمزدی که به کارگر تولیدی پرداخت می کنید، کار مستقیم نامیده می شود و هزینه متغیر محسوب می شود. این هزینه به مقدار کالاهای تولیدی شما بستگی دارد. دیگر دستمزدهای کار از جمله حقوقی که به کارمندان واحد حسابداری پرداخت می کنید، هزینه ثابت هستند. دستمزد کار غیرمستقیم به میزان تولید شما بستگی ندارد. اگر میزان تولید شما از 10 محصول در ماه به 15 محصول در ماه افزایش پیدا کند، احتمال کمی هست که شما حسابدار دیگری استخدام کنید.

مطلب مرتبط :راهکارهای کسب سود بیشتر

خدمات شهری هزینه دیگری است که به هزینه های ثابت و متغیر تقسیم می شود. برای نمونه قبض تلفن شما با افزایش یا کاهش تولید شما تغیر چندانی نخواهد کرد، اما زمانی که به خاطر افزایش تولید خط های تولیدی مدت بیشتری فعال باشند و هنگام شب لامپ بیشتری استفاده شود؛ تقاضای شما برای انرژی برق و متعاقبا هزینه آن افزایش پیدا می کند.

درآمد چیست

پولی که به شما پرداخت می شود، درآمد شماست. معمولاً درآمد به میزان تولید ارتباط دارد اما مستقیماً به آن وابسته نیست. ممکن است شما کمتر یا بیشتر از میزان تولیدتان فروش داشته باشید. برای مثال، اگر شما 100 قلم کالا در انبار داشته باشید و سفارش 150 قلم کالا دریافت کنید، کافی است تنها 50 کالای دیگر تولید کنید. یا اگر لوازم اسکی تولید می کنید، ممکن است در هر ماه تابستان 20 کالا تولید کنید درحالی که در تابستان هیچ فروشی ندارید، بلکه برای فروش در زمستان انبار می کنید.

بدین ترتیب درآمد زمانی است که شما پولی را دریافت می کنید نه زمانی که محصولی را برای فروش تولید می کنید. کل درآمد جمع کلیه وجوه دریافتی شما در طول سال است.

تحلیل سر به سر

منظور از نقطه سر به سر مقدار تولیدی است که درآمد شما برای تولید تعداد معینی محصول با هزینه های ثابت به علاوه هزینه های متغیر همان تعداد محصول برابر شود. برای مثال، هزینه ثابت شما 500 دلار و هزینه متغیرتان برای هر محصول 20 دلار است. تصور کنید شما هر محصول را 25 دلار بفروشید، نقطه سر به سری شما 100 محصول می شود. حال اگر شما هزینه ثابت را به 400 دلار کاهش دهید، نقطه سر به سری شما 80 محصول خواهد شد. یا اگر هزینه متغیر هر محصول را از 20 دلار به 15 دلار برسانید، نقطه سر به سری شما 50 محصول خواهد شد.

پول نقد در جیب شما

هر فروشی فراتر از نقطه سر به سری درآمد محسوب می شود. در مثال بالا (هزینه ثابت 500 دلار، هزینه متغیر 15 دلار برای هر محصول، درآمد 25 دلار برای هر محصول) نقطه سر به سر شما 50 محصول است. اگر شما 50 کالا تولید کنید و تمام 50 کالا را بفروشید به نقطه سر به سر رسیده اید. به عبارتی هزینه هایتان با درآمدتان برابر می شود. سود شما صفر خواهد بود. اگر کمتر از 50 محصول بفروشید، ضرر کرده اید و اگر بیشتر از 50 محصول بفروشید سود کرده اید. برای مثال اگر 70 محصول بفروشید، هزینه ثابت شما 500 دلار و هزینه متغیرتان به 1050 دلار خواهد رسید (15*70) و بنابرین کل هزینه شما 1550 دلار خواهد شد. در این صورت درآمد شما 1750 دلار (25*70) و سود شما 200 دلار (1550-1750) خواهد بود.

حرف آخر

برای رسیدن به سود بیشتر، باید بتوانید هر محصول را بیش از هزینه ساخت آن بفروشید و باید محصول تان را به قیمتی بفروشید که هر دو هزینه متغیر و هزینه ثابت مشترک آن را پوشش دهد. این مسئله در مورد فروش هر محصول یا خدماتی صدق می کند، چه ابزار باشد، چه سیب باشد، چه تدریس موسیقی باشد، و چه ساعت های مشاوره مالی.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی