یکشنبه, 20 اسفند 1396 - 14:32

با این ۳ سوال، قدرت های اصلی خود را شناسایی کنید

اگر تاکنون با این موقعیت روبه رو شده اید که نتوانید ویژگی های شاخص خودتان را تشخیص دهید، این مقاله را مطالعه کنید.

حتما تاکنون زمان هایی برای شما پیش آمده که در مورد ویژگی ها و استعدادهای خود ناامید شوید و نتوانید آنها را تشخیص دهید. شاید با این سوال در ذهن تان روبه رو شده باشید که قدرت های اصلی شما چه هستند؟

در پاسخ باید بگوییم که گاهی اوقات عدم تشخیص همه ویژگی های شاخص تان عادی است. گاهی اوقات ما به دوستان مان نیاز داریم که مانند آینه، استعدادهای ما را به ما نشان دهند. گاهی اوقات باید از زاویه ای دیگر به خودمان بنگریم و ویژگی های مان را ارزیابی کنیم.

کریستینا والاس، کارآفرین، داستان خود را این گونه تعریف می کند:

پنج سال پیش، پس از شکست نخستین استارت آپ م، با بحران اعتماد به نفس روبه رو بودم. هیچ ایده ای نداشتم که چه کسی هستم یا در چه چیزی مهارت دارم. من مدرک کارشناسی ریاضیات و تئاتر داشتم، ام بی ای داشتم، رزومه من از اپرا تا مشاوره مدیریت را دربرمی گرفت. حالا استارت آپ من در دنیای مد شکست خورده بود. حتی مطمئن نبودم که چیز قابل ارائه ای برای دنیای کسب و کار داشته باشم.

درون رختخوابم خزیدم و سه هفته تمام آنجا ماندم. سریال دیدم و تختم را فقط در صورتی ترک می کردم که غذایی را که سفارش داده ام تحویل بگیرم. پس از سه هفته، موعد پرداخت اجاره خانه بود. پس اندازم را به خاطر استارت آپم از دست داده بودم و پولی نداشتم، بنابراین تصمیم گرفتم که به این جشن بیچارگی پایان دهم و پیش از سر رسیدن موعد اجاره، راهی بیابم.

در اینجا بود که پروژه ۷۰ گفت وگو در زمان صرف قهوه در ۳۰ روز را بنیان گذاشتم.

راهی که پیمودم خیلی ساده بود. به هر کسی که در نیویورک می شناختم، ایمیل فرستادم. از آنها خواستم که برای صرف قهوه یا قدم زدن به من ملحق شوند. من با انسان هایی که بیش از ۱۰ سال مرا می شناختند یا کسانی که فقط چند ماه بود با من آشنا شده بودند، تماس گرفتم. من ۷۰ گفتگو در طول آن ماه داشتم. می خواستم که جامعه آماری درستی داشته باشم.

در هر یک از این گفت گوها، ۳ سوال یکسان می پرسیدم:

- در چه زمینه ای از من کمک می گیری؟

- چه هنگام مرا در شادترین حالتم دیده ای؟

- در مقایسه با همکارانم کجا ایستاده ام؟

این سوال ها به من کمک می کرد تا نقاط قوتم را به وضوح ببینم و بین آنچه که در آن مهارت دارم و آنچه مرا خوشحال می کند، تمایز قائل شوم.

نکته جالب این بود که همه این اشخاص پاسخ های یکسانی برای من داشتند:

- آنها برای کمک گرفتن در داستانگویی، تولید محصول جدید، بهبود رزومه یا برای دست یافتن به دانشی بیشتر به من مراجعه می کردند.

- آنها زمانی من را در خوشحال ترین وضعیت دیده بودند که زمانم در اختیار خودم بود و می توانستم کار و علایقم را در کنار هم پیش ببرم؛ از مشارکت در گروه کر گرفته تا راهنمایی اشخاص در ورک شاپ های نوشتن. من از کار سخت نمی هراسم، فقط می خواهم با شرایط خودم کار کنم.

- مزیت من نسبت به همکارانم، توانایی من در اتصال ایده ها و جوامعی است که شاید در حالت عادی هیچ گاه با یکدیگر تعاملی نداشته باشند.

این گفت گوها به من کمک کردند تا دریابم که در چه شغل هایی موفق خواهم بود و با چه فرهنگ محیط کاری خوشحال خواهم بود. این گفت وگوها به من کمک کردند تا دریابم زندگی چند رشته ای من، ابرقدرت من است و باید به این رویکرد ادامه دهم. بگذارید صادق باشم؛ وقتی به این پاسخ ها فکر کردم، آنها برایم کاملا واضح بودند، اما گاهی ۷۰ گفت وگو طول می کشد تا بتوان چیزی را به صورتی واضح دید.

بنابراین شما هم دست به کار شوید. در غار خود پنهان نشوید. با استفاده از این سه سوال از اطرافیان تان کمک بگیرید تا بتوانید ابرقدرت های تان را کشف کنید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی