چهارشنبه, 24 خرداد 1396 - 14:38

مدیریت گربه ها

یکی از سخت ترین کارهایی که در حوزه مدیریت و رهبری تجاری باید با آن دست وپنجه نرم کرد، مسئله نحوه رهبری و هدایت کارمندان است. نکته اصلی نه در خلاقیت کارمندان و عدم کنترل پذیری شان، بلکه در تفاوت منابع و اهرم های موجود در راستای مدیریت بهینه رهبران قرار دارد.

به عبارت ساده، منابع قدرت و ابزارهایی که مدیران در برندهای مختلف در اختیار دارند، گوناگون می باشد. همین امر باعث بروز مشکلاتی در اداره سازمان ها از یک نقطه به نقطه ای دیگر خواهد شد. در حوزه آکادمیک چنین مشکلی اصطلاحا بحران " مدیریت گربه ها" نایده می شود. در ادامه به بررسی دقیق تر این موضوع خواهیم پرداخت.

ایده

پروفسور الن گراسمن را در حوزه دانشگاهی به عنوان استاد مطرح و صاحب نظر دانشگاه هاروارد می شناسند. با این حال این استاد مطرح علاوه بر فعالیت های آکادمیک، مدیریت موسسه خیریه Outward Bound را نیز بر عهده داشته است.

این موسسه یک سازمان آموزشی غیرانتفاعی بین المللی می باشد. در همین راستا گراسمن در یکی از مصاحبه های خود از سختی-های مدیریت این مجموعه گفته است. در ادامه سخنان وی را با هم مرور خواهیم کرد.

"بعشی از افراد اداره سازمان ها را به سرپرستی از گربه ها تشبیه کرده اند. با این حال رهبری برندهای تجاری بسیار آسان تر از موسسات غیرانتفاعی است. در واقع یک موسسه مانند Outward Bound اهداف والایی را دنبال می کند که شامل ارائه آموزش رایگان است. با این حال در زمینه مدیریت داخلی، رهبری و هدایت طیف وسیعی از کارمندان که با انگیزه های بشر دوستانه دست به فعالیت زده اند بسیار دشوار می باشد. در واقع مدیریت یک سازمان خیریه محلی بسیار  راحت است، زیرا این سازمان ها معمولا با فرهنگ محلی همسو بوده و توسط اعضای اندک شان مدیریت می شوند. با این حال اوضاع در مورد موسسات بین المللی کاملا متفاوت است. متقاعد ساختن یک موسسه با کارمندانی از ملیت های مختلف به منظور انتخاب یک فرهنگ و دیدگاه واحد، امری است که اگر نگویم غیر ممکن، بسیار دشوار محسوب می شود. این نکته در زمان مدیریت من بر Outward Bound یک چالش اساسی بود."

نارایانا مورثی، مدیرعامل برند هندی اینفوسیس، در خصوص شرایط کاری در زمینه جهانی مطالب جالبی را بر زبان آورده است. وی که سابقه درخشانی در زمینه مدیریت بین المللی دارد، فرایند بررسی، انتخاب و متصل کردن المان های مختلف در زمینه مشاوره اقتصادی-تکنولژیک را به "قصه گویی" و "خلق امید" تشبیه کرده است.

"وظیفه اصلی یک مدیر در شرکت ایجاد احساس امیدوار و خلق یک مسیر مشخص برای کارمندان است. این مسیر باید دنباله روی مسیر و دیدگاه اصلی مدیر باشد. همچنین لازم است در راستای عملکرد بهتر کارمندان از ابزارهایی مانند ارائه داستان ها روحیه بخش نیز استفاده شود. با این حال نکته مهم در زمینه طراحی چنین نقشه  راهی امکان دستیابی و مشارکت برای همه کارمندان است. در همین راستا نخستین گام ایجاد فضای مبتنی بر اعتماد متقابل است. به عبارت ساده، به منظور تقویت روحیه و عزم کارمندان باید به آنان اعتماد کرد. این امر شامل فراهم کردن منابع مالی و تکنولوژی مور نیاز می باشد. همچنین لازم به یادآوری است که نحوه برخورد شما با کارمندان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر این مراحل را به درستی طی کنید، به احتمال فراوان تیمی با ویژگی هایی از قبیل خلاقیت، نوآوری و عملکرد بالا به دست خواهید آورد."

آنچه در عمل باید انجام دهیم

-    همان طور که در ابتدا نیز اشاره شد، منابع در دسترس مدیران از یک شرکت به شرکتی دیگر متفاوت است. اشاره به این تفاوت به معنای سرپوش گذاشتن بر روی ناکامی ها نیست. در واقع شما به عنوان رهبر یک سازمان باید راه-های مناسب در راستای دستیابی به اهداف را پیدا کنید. انطباق با شرایط موجود یکی از مهم ترین ویژگی های هر مدیر موفقی است که در چنین فضایی به کار خواهد آمد.

-    در چنین شرایطی نکته اساسی که باید به آن توجه کرد، تقدم سازمان در مفهوم کلی بر اعضاست. در همین راستا بهتر است جلوی خودسری های کارمندان را گرفته و همه افراد را در راستای دیدگاه کلی تان سازماندهی کنید. البته باید توجه داشت که این توصیه به معنای نادیده گرفتن ایده های مناسب کارمندان نیست.

-    نقش داستان ها در مقام مدیریتی و تاثیر آن ها بر روی کارمندان بستگی تام با میزان مقبولیت تان در میان کارمندان و ویژگی های شخصیتی  شما دارد. در همین راستا توصیه من تلاش برای ایجاد رابطه صمیمانه با کارمندان و تقویت توانایی داستان سرایی می باشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی