چهارشنبه, 08 آذر 1396 - 12:54

دلنوشته های یک کارآفرین (75) / به عمل کار برآید

کارلوس کاستاندا می گوید دانایان با عمل زندگی می کنند نه با اندیشه عمل. تو هم در کسب و کارت لازم است اطلاعات خوبی از طریق مطالعه یا گفت وگو با افراد با تجربه و متخصص فراهم کنی اما این اطلاعات بالذات نمی تواند تو را به موفقیت مالی برساند. برای موفقیت لازم است اطلاعات خود را به عمل تبدیل کنی.

برخی از علاقه مندان به کسب و کار، ساعت ها و روزها و ماه ها در زمینه کسب و کاری که می خواهند راه اندازی کنند مطالعه می کنند و به دنبال ایجاد انگیزه های لازم برای راه اندازی هستند، اما هیچ وقت این دانسته ها به کار نمی آید زیرا آن اتفاق مهم در عرصه عمل می تواند موفقیت را تضمین کند.

شاید تو هم جزو آن دسته از افرادی باشی که ایده های زیادی در ذهنت باشد و دوست باشی به آنها عمل کنی، اما تداخل این ایده ها باعث می شود نتوانی به هیچ یک از ایده ها فرصت عملیاتی شدن بدهی.

بنابراین کسانی که ذهنی ایده پرداز دارند و همواره در حال مطالعه هستند لازم است به استعداد و علاقه خود توجه کنند و یک ایده برتر را هر چه زودتر عملیاتی کنند. حتی اگر آن ایده در ادامه راه با شکست مواجه شود بهتر از این است که صرفا در حد ایده باقی بماند.

هیچ کس نمی تواند با قصد انجام یک کار به موفقیت مالی و کاری برسد. اقدام و عمل مهم ترین مرحله در کسب و کاراست. وقتی به خودت و کسب و کارت باور  داری از هیچ چیز نترس و از همین حالا نخستین گام را بردار. برداشتن نخستین گام به تو انگیزه می دهد تا گام های بعدی را برداری و آرام آرام به موفقیت برسی. 

برخی از مردم اهل حرف زدن هستند و هیچ وقت عمل نمی کنند و زمانی که تو آنها را به میدان عمل دعوت می کنی مدام دنبال بهانه هستند تا از زیر بار تعهد و مسئولیت در بروند. وقتی در مجلسی می نشینند آنقدر از ایده ها و موفقیت ها حرف می زنند که هیچ گاه فرصت نمی کنند لحظه ای به حرف های خود فکر کنند. 

دوستی داشتم که عاشق شعرهای سهراب سپهری بود و همیشه این شعر را با لذت تمام برای من می خواند: چشم ها را باید شست / جور دیگر باید دید / چترها را باید بست / زیر باران باید رفت / فکر را خاطره را زیر باران باید برد /  با همه مردم شهر زیر باران باید رفت / دوست را زیر باران باید دید  / عشق را زیر باران باید جست / هر کجا هستم باشم/ آسمان مال من است / پنجره،  فکر،  هوا، عشق،  زمین مال من است / چشم ها را باید شست / جور دیگر باید دید / چترها را باید بست / زیر باران باید رفت.

من همیشه فکر می کردم که او عاشق باران است و دوست دارد زیر باران راه برود و حرف بزند، اما در یک روز بارانی در ویلای شمال ناگهان از زیر باران جنگلی به طرف ویلا رفت. گفتم امیر علی مگه نمی گفتی زیر باران باید رفت خوب این باران لطیف بهاری است چرا در می روی؟  

از آن روز فهمیدم که او مرد حرف است نه مرد عمل. تو شاید با خواندن کتاب ها و رفتن به همایش ها و کارگاه های آموزشی دانسته های زیادی در باره کسب و کار کسب کنی و ایده های زیادی در ذهنت باشد اما تا زمانی که این ایده ها را به مرحله عمل در نیاوری هیچ کدام از این دانسته ها ارزشی ندارد. تو کتاب می خوانی تا آگاه و دانا شوی و این دانسته ها را در زندگی اجتماعی و اقتصادی به کار ببری.

 دوستی داشتم که نویسنده داستان های کوتاه و رمان بود. یک روز از او پرسیدم چرا رمان می نویسی؟ هدف اصلی تو از نوشتن چیست؟ بادی به غبغب انداخت و گفت: آرزو دارم در سراسر جهان صلح و آشتی و مهر و محبت و صمیمیت رواج پیدا کند و من به سهم خود با نوشتن به ترویج تفکر انسان دوستانه کمک می کنم. دیدم عجب حرف زیبا و بزرگی است. گفتم آقا بهزاد پس چرا رفتارهای تو با خواهر و مادرت این قدر نامهربانانه و گستاخانه است. سرش را پایین انداخت و درحالی که از اتاق خارج می شد گفت این فرق می کند.

برخی از افراد فقط حرف می زنند و وقتی نوبت کار کردن آنها می شود از زیر کار در می روند تا دیگران ایده هایش را عملی کنند. در کسب و کار آموزه های زیادی است و من بر این باورم که افراد موفق با این آموزه ها آشنا هستند، اما پس از آشنایی آن را در زندگی خود به کار می برند و همین عامل موفقیت آنهاست.

از مرحله حرف و گفتار به مرحله عمل درآمدن تضمین اصلی موفقیت هر صاحب کسب و کاری است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی