چهارشنبه, 22 دی 1395 - 09:00

سیاست ورزی بین احتمال و امکان

سخن گفتن و نوشتن در مورد مردی که حدود60سال حضور بی وقفه در ساحت سیاست و کنش سیاسی و فرهنگی آن هم در بالاترین سطح ممکن داشته است، سهل و ممتنع است. سهل است چون به سهولت می توان فهرستی از مناصب و سمت های او را به همراه نقش او در اتفاقات مهم و تأثیرگذار قطار کرد و با چندین جمله در ستایش و تحسین او به پایان برد و دشوار و ممتنع است چرا که لازم می آید از مسیر هموار و «همگان رفته» فاصله ای معقول گرفته شود و نکته ای نغز و جدید، فراتر از همه آنچه دیگران می گویند، گفته شود.

اگر نگاهی گذرا هم به طیف نظریات ایرانیان در مورد شخصیت مرحوم هاشمی رفسنجانی داشته باشیم دامنه اختلاف نظر شگفت آوری مشاهده خواهیم کرد؛ از مخالفان سرسخت که حاضر به پذیرش درستی هیچ یک از دیدگاه ها و اقدامات او نیستند تا ستایشگران بی چون و چرا، تا حدی که محک خود را برای درستی و نادرستی هر امری سنجش آن با دیدگاه آیت الله می دانند.

اما برخلاف جریان سیاه و سفید حاکم بر تفکر ایرانیان، تعداد افراد حاضر در دو سر انتهایی این طیف بسیار اندکند و در مقابل آنها که همواره در کنار تحسین برخی یا بسیاری اقدامات او، منتقد بعضی عملکردها یا منتقد دوره ای از حیات سیاسی او هستند پرشمار و به لحاظ دیدگاه سیاسی بسیار متنوعند. البته این نکته هم درست است که هیچ عقل سلیمی صرف نظر از مخالف یا موافق بودن بر اهمیت و تأثیرگذاری بی چون و چرای این شخصیت در تحولات پس از انقلاب شک نمی کند.

آنچه در این نوشته می خواهم به آن اشاره کنم در واقع تلاشی است برای رمزگشایی از متد و اصول کنش سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی به شکلی که بتواند به ما در درک مواضع آیت الله در یک بازه زمانی طولانی کمک کند. دلیل پرداختن به این موضوع هم روشن است.

برای بسیاری از مردم عادی و حتی فعالان سیاسی درک اینکه روزگاری یک نفر سمبل تندروی باشد، مثلاً سال های اول انقلاب و برخورد با جریان های ملی-مذهبی، روزگاری نماد میدان دادن به تکنوکراسی و مدرنیسم، روزگاری فضای باز سیاسی اولویت چندم او هم نباشد و روزگاری مدافع فعالیت رسانه ها و مخالف سانسور و فیلترینگ باشد، زمانی همه چیز را با ملاک مواضع رسمی نظام بسنجد و چندی بعد مواضع متنوع نهادهای نظام را با ملاک اقبال و خواست مردم بسنجد، سخت و ناباور است.

آیا واقعاً هاشمی رفسنجانی در طول زمان و به دفعات دچار تحولات بنیادینی در دیدگاه های خود شده بود؟ یا در نگاه بدبینانه، او بر موج اتفاقات و تحولات پیرامون خود سوار می شد؟ اگر این گونه بود چرا تصویر هاشمی در ذهن مردم ایران از آنچنان ثباتی برخوردار است که با کمتر فرد دیگری از افراد سطح خود قابل مقایسه است؟

سوال های دیگری هم عرض این سوال و برای روشن شدن بیشتر آن هم می توان مطرح کرد: آیا برای هاشمی محبوبیت مردمی اولویت داشت؟ اگر داشت چرا در مقاطع زیادی که می توانست با یک جمله دل مردمی را که در فضایی خاص و اسیر احساسات خاصی بودند به دست آورد، این کار را نکرد. رمز این تصویر و تصور با ثبات چگونه گشوده می شود؟

پیش از آنکه دیدگاه خود را در این زمینه ارائه کنم ناچار از ذکر این نکته هستم که مرحوم آیت الله را واجد فراستی خاص می دانم که باعث شد همواره ذهن خود را برای دریافت اطلاعات و تجارب جدید باز نگه دارد. بنابراین، این موضوع که او در دیدگاه های خود متصلب نبود و هر از گاهی مواضع خود را تصحیح و دقیق تر می کرد از نظر من بدیهی است.

این ویژگی حتی در سیاستمداران بزرگ عنصری کمیاب است. برای خیلی  از سیاستمداران تکرار حرف هایی که 10 یا 20سال قبل گفته اند و اتخاذ مواضع تغییرناپذیر، صرف نظر از توفان حوادث و اتفاقاتی که صحنه سیاست را چند بار درنوردیده و روزگار جدیدی ساخته، افتخار است. طبیعی است که ما در مورد آرمان ها و چشم اندازهای بلند یک ملت صحبت نمی کنیم.

به رغم تحولات فکری ناگزیر هر فرد صاحب فکر و هوشمندی چون هاشمی رفسنجانی، به اعتقاد من پیچیدگی مواضع او در طول یک دوره زمانی طولانی را می توان با اتکا به نظریه ای که من آن را سیاست ورزی بین احتمال و امکان می نامم، توضیح داد. چنین نظری به هیچ روی مانع از انتقاد به عملکردی خاص یا موضع گیری خاصی از ایشان در دوره ای خاص نمی شود. این نظر تنها سعی می کند توضیح دهد که چرا یک سیاستمدار در موقعیت هاشمی رفسنجانی در دوره های گوناگون باوجود تحولات بنیادین، می ماند، فعالیت می کند و از دور خارج نمی شود.

آیت الله هاشمی در هر عمل و موضع گیری سیاسی با اتکا به تجربه سیاسی غنی خود از عوامل مؤثر در سیاست ایران و وزن واقعی آنها و نیز پیش بینی حرکت های احتمالی معقول و حتی نامعقول نیروهای مؤثر، در موضعی می ایستاد که مطمئن شود روند کلی حرکت جمهوری اسلامی از مداری که خود آن را به صلاح می دانست خارج نشود. او برای ایران حتماً یک آینده آرمانی یا مطلوب تصور کرده بود و به اعتقاد من - و صرف نظر از اینکه با آن ایده آل کاملاً همداستان باشیم- این تنها خط قرمز اساسی او در زندگی بود.

در چنین شرایطی آنگاه که لازم می دانست و با ارزیابی دقیقی از پتانسیل های اجتماعی و سیاسی موجود با تمام قوا در موضوعی ورود می کرد، به عنوان نمونه در ماجرای بنی صدر، خاتمه جنگ تحمیلی یا در ماجرای نامه نوشتن به مقام معظم رهبری در مورد احمدی نژاد و هرگاه که متوجه می شد ورود به موضوعی بدون اینکه به حل مسئله ای کمک کند بر پیچیدگی مشکل می افزاید یا مهار امور را به کلی از دست سیاستمداران خارج می کند، از اظهارنظر های علنی خودداری می کرد و به گفت وگوهای پشت صحنه روی می آورد. شکل اخیر چیزی بود که در نظر خیلی از مردم سکوت تلقی می شد و احتمالا مایه انتقاد برخی نیروهای کم طاقت.

تا اینجا شاید گفته شود که این کنش هر سیاستمدار عاقل است اما وجه تمایز هاشمی این بود که همواره مسائل روز را با سنجه آن چشم انداز بلند خود می سنجید و نگران چیزی به نام محبوبیت نبود. گویی می تواند به روشنی آینده ای را ببیند که مخالفان منصفش به درک و دریافت او می رسند.

هاشمی مراقب بود که نخ باریک امید برنامه ریزی شده پاره نشود. زیر بار اتخاذ مواضعی که آینده را بیش از پیش ناروشن و احتمالا خسارتبار کند نمی رفت و همین امر باعث شده بود که از منظر بسیاری از نیروهای عمدتا جوان تر و پرشورتر، برخی مواضع او، یا سکوت او، مورد انتقاد قرار گیرد یا گاه حتی غیر اخلاقی تلقی شود.

همین شکل خاص از کنش سیاسی بود که او را از تمام آنها که بر موج اتفاقات و احساسات سیاسی و اجتماعی سوار می شوند جدا می کرد. شناخت وضعیت کلی جامعه و اشراف بر وزن و قابلیت همه نیروهای سیاسی، درک دقیق محدودیت های اجتماعی، فرهنگی و به طور کلی نرم افزاری و سخت افزاری و اجتناب از فعلی که کیان و یکپارچگی سرزمین ما را به مخاطره بیندازد، درکنار داشتن یک آرمان قابل دفاع، از او چهره ای ساخته بود که نه در گذشته معاصر ایران و نه احتمالا در آینده نزدیک همالی نداشته و نخواهد داشت.

خیلی از شعارها احتمالا جای معقولی در ذهن آیت الله داشتند ولی او آینده ممکن 10 سال دیگر را به خاطر دستاورد محتمل این ماه و سال به خطر نینداخت و اگر به همین خاطر چندان احساساتی به نظر نرسید یا در مقاطعی از محبوبیتش کاسته شد، غم نخورد و دل نگران نداشت. او تصمیم گرفت که مرد تاریخ بماند و ماند.

عضو شورای سردبیری

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

روابط عمومی : 88938410-021

[email protected]

شبکه های اجتماعی فرصت امروز