سه شنبه, 09 شهریور 1395 - 13:41

جهان آینده و پارادوکس کشاورزی ما در استفاده از علوم جدید

انسان «کوچ کننده  جمع آوری کننده»، حدود ده هزار سال قبل با استقرار در محلی ثابت کشاورزی و دامپروری را شروع کرد. کشاورزی و دامپروریِ این انسان، یعنی انتخاب بذرها، کره ها و توله های برتر برای نسل بعد،که به معنی به نژادی گیاه و دام برای نیاز های انسانی است و بدین صورت بشر بر خزانه ژنی (Gene Pool) گونه های زراعی و دامی تاثیر گذار شد.

براساس نیازها و خواسته های خود طی زمان ژن هایی را حذف و ژن هایی را تجمیع یا اضافه کرد. از طرفی انسان با استقرار در محل خاص و انجام کشاورزی و دامپروری دست به تغییر «زیستگاه و محیط زیست» خود زد. یعنی محیط خود را مطابق با نیازهای خود و توان های خود تغییر داد؛ تغییر زیستگاه به طبع باید تغییر زیست را هم در پی داشته باشد. یعنی نمی توان زیستگاه را تغییر داد ولی مانع تغییر زیست شد چون در زیستگاه جدید و شرایط جدید، موجودات جدید که متناسب با آن زیستگاه باشند و البته نیازهای انسان را نیز برطرف نمایند زیست می کنند.

بدین صورت و از همین زمان  تغییرات در DNA ی موجودات زنده بر اساس خواسته ها و نیازهای انسان شروع شد. این مسیر یک طرفه ای بود که با استقرار انسان، توانمندی های انسان و با توجه به نیازهای انسانی شروع و به صورتی اجتناب ناپذیر ادامه داشته و خواهد داشت. اکنون بعد از چند هزار سال نیازهای انسانی به هیدروکربن ها، کانی ها، آب ها، رودخانه ها، زمین های قابل کشت، حیات وحش، جنگل ها، ذخایر ژنی و غیره  بسیار بیشتر شده است.جمعیت انسانی از اول قرن بیستم تا انتهای آن 4 برابر شده است ( از 1/6 میلیارد به 6/1  رسید).

تغییرات اقلیمی ناشی از تاثیرات انسان بر زیستگاه به صورت چندگانه اعم از گسترش شهرنشینی و تخریب جنگل و مرتع تا گرم شدن کره زمین بوجود آمده است. هم جنین انسان توانمندی های بسیار عظیم و گسترده ای در علوم مختلف از جمله علوم زیستی و ملکولی به دست آورده است و می تواند با استفاده از مدل های فوق العاده دقیق وضعیت اقلیمی و شرایط زیستی آینده کره زمین را پیش بینی و برنامه ریزی نماید.

دستاوردهای ژنتیک و به نژادی انسان در قرن حاضر

حال این انسان چه راهی را باید انتخاب کند؟ و برای آینده خود و زیست و زیستگاه چه برنامه ریزی باید انجام دهد؟ اکنون انسان می تواند با استفاده از روش های ملکولی و بسیار دقیق درخت فیلوژنی موجودات را ترسیم نماید، توالی وراثتی آن ها را مشخص کند و بیوتکنولوژی را فوق العاده دقیق تر و سریع از اجداد و نیاکان خود انجام دهد.

بر اساس نیازهای خود به غذا، دارو، حفظ محیط زیست و استفاده از مشخصه های مختلف و متفاوت محیط زیست می تواند به خلق موجودات و گونه های جدید بپردازد. می تواند با استفاده از نانو ذرات به ساخت و تولید امکانات، ابزار و وسایلی بپردازد که شاید در چند دهه قبل خیال پردازی نام داشت. می تواند دهه های آینده را از لحاظ  نیازهای انسانی، تغییرات اقلیمی و امکانات جدید با دقت بالایی پیش بینی کند.

این انسان با این همه دستاورد در ژنتیک و به نژادی موجودات هنوز هم باید به نژادی را به روش سنتی انجام دهد!؟ مشکل کجاست و چرا در کشور ما با هر دستاورد جدیدی مقابله می شود.در  به نژادی سنتی حتی بعد از بیست تلاقی برگشتی قطعه نسبتا بزرگی (10 سانتی مورگان) یعنی صدها ژن منتقل می شود ولی فریاد «طبیعت خواهی و طبیعت گرایی» از هیچ گوشه ای از کشور شنیده نمی شود.

پس چرا با انتقال فقط یک ژن این همه غوغاسالاری می شود؟ نگرش این جماعت از زیست و زیستگاه و روند علوم چیست؟ آیا دیگران را ساده اندیش فرض می کنند؟ چه کسی دغدغه زیست و زیستگاه دارد؟ آنکه دغدغه سلامت و رفاه انسان را با نگرش به سامانه های زیستی دارد؟ یا کسی که نگرشی واپس گرا به گذشته دارد و آرزوی گذشته ی عاری از تکنولوژی، صنعت و ماشین دارد؟

روند تکاملی جهان با تولید ریزسازواره ها، گیاهان و حیوانات تراریخته

در هر صورت فقط دو راه فرا روی بشر وجود دارد. اگر با استفاده از علوم جدید زیستی و با استفاده از آنها تولید غذا، دارو و حفظ محیط زیست را نخواهد باید با 5/1 میلیارد نفر در کره زمین زیست کند و دنیای خود را هرچه «شرقی تر و غم انگیزتر» نماید؛ یا اینکه با استفاده از دستاوردهای جدید زیستی که یکی از آن ها و شاید مهم ترین آنها استفاده و تولید ریزسازواره ها، گیاهان و حیوانات جدید و تراریخته است روند تکاملی خود را بهبود بخشد. البته باید توجه داشت «مسیر علم برگشت ناپذیر است».

انسان امروزه این نیاز را به خوبی درک کرده است. سطح زیر کشت محصولات تراریخته طی 16 سال 100 برابر شده است و در سال 2015 به 179.7 میلیون هکتار رسیده است. بیشترین سطح زیر کشت را آمریکا با بیش از 70 میلیون هکتار دارد و در برزیل به 30 میلیون هکتار رسیده  است. تعداد کشورهای که محصولات تراریخته را کشت می کنند 28 کشور است که کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی و آفریقایی از آن جمله اند. کشورهای موثر بر اقتصاد جهان و موثر بر کشاورزی و تولید غذا در جهان در راس این فهرست قرار دارند.

تراریخته معرفی می کنیم اما حق تولید نداریم!

آمریکا با اختلافی فاحش در راس این کشورها و کشورهایی هم چون برزیل و هند که رشد اقتصادی ویژه ای دارند و توانسته اند در مدت کوتاهی بر اقتصاد جهان و مخصوصا کشاورزی جهان موثر باشند، در این فهرست جایگاه ویژه ای دارند. حال چگونه است که ما گوشت، مرغ و محصولات کشاورزی مختلفی را از برزیل وارد می کنیم که یقینا تراریخته اند یا با تراریخته تغذیه شده اند ولی خود حق تولید آنها را نداریم. آیا غیر از این است که این  موارد فقط  سود اقتصادی کلانی را برای عده ای خاص به دنبال دارد.

حال یک سوال پیش رو قرار دارد؛ اصولا آیا کشور ایران نیاز به استفاده و کاربرد فناوری های جدید زیستی دارد؟ در پاسخ به این سوال لازم است آینده جهان و شرایط اقلیمی جهان و ایران را مرور کنیم.

پنج نیرو بر جهان و آینده آن تاثیر گذار است. یکی از این نیرو ها تغییر اقلیم است که تاثیرات آن بر آینده کشور ما بسیار گسترده و عمیق است. کشور ایران در منطقه خشک و نیمه خشک کره زمین در خاورمیانه و در حاشیه «داسه بارور» قرار گرفته است.

تا سال 2050 مرگ آرام اما دردناک کشاورزی در مهد تولد خود– یعنی در هلال حاصلخیز یا مهد تمدن بشریت– فرا خواهد رسید. در آن زمان وابستگی به رودهای بزرگ همچون دجله و فرات صد چندان شده، اقلیم بسیار حساس تر و شکننده تر خواهد بود و حفظ  محیط زیست و حذف آلوده-سازها و کنترل آن ها بسیار مشکل تر و واجب تر خواهد بود.

در آن زمان شاید عمق فاجعه، حفظ محیط زیست و اقلیم از گسترش شهرها و آلوده سازهاست. تخریب محیط-زیست، گسترش آلوده سازها، نابودی جنگل ها و مراتع، رشد جمعیت و افزایش نیازهای انسانی را باید به نیازهای آن زمان افزود. در آن زمان در سرزمین خشک و گرم که جنگ اصلی هم جنگ آب است چگونه باید کشاورزی کرد و غذای جمعیت کشور را تامین نمود؟آیا در آن زمان هم می توان به صورت فعلی کشاورزی نمود و تراریخته را نخواست، می توان فقط ارگانیک را خواست، مصرف سم و کود دلخواه باشد و با کشاورزی غیر علمی به تولید غذا پرداخت!؟ در آن زمان که در بخش اعظم مناطق مرکزی کشور آب آشامیدنی برای جمعیت انسان غیرقابل تامین یا به سختی قابل تامین است.

محیط زیست و اقلیم به شدت تخریب و نابود شده است.

زیستگاه حساس و فوق العاده شکننده شده است.

آیا باز هم می توان کود و سم به محیط اضافه کرد!؟

آیا باز هم می توان هر نوع محصولی را کشت نمود!؟

آیا باز هم می توان کشاورزی را به سخره گرفت!؟

در آن زمان «مدیریت محیط زیست و زیست» در کشور فوق العاده حساس، مهم و سرنوشت ساز است و رمز بقای هرکشوری همین مدیریت است. در حال حاضر در بحث زیستگاه، تولید غذا و تغییرات اجتناب ناپذیر اقلیم موضوع « تیپ ایده آل» تغییر یافته است و با استفاده از علوم بیوتکنولوژی و تولید تراریخته ها بحث طراحی «محصولات مستعد اقلیم» (Climate Ready Crops) مطرح است و در هر اقلیم و هر کشور سعی بر این است که با پیش بینی وضعیت اقلیم در آینده نسبت به طراحی و ایجاد گیاهان مقاوم برای آن شرایط مثل مقاوم به خشکی، شوری و غیره برنامه ریزی، تحقیقات و اقدام شود.

تحقیقات بیوتکنولوژی و  تراریخته توسط پژوهشکده های وزارت جهاد کشاورزی

در کشور ما وزارت جهاد کشاورزی و نیز دانشکده های کشاورزی مسئول و همکار این امر هستند. وزارت جهاد کشاورزی از لحاظ تعداد پرسنل بعد از وزارت آموزش و پرورش دومین وزارتخانه کشور است. در تمامی امور مربوط به زیست و زیستگاه، بخش، ساختمان، گروه، پژوهشکده و ساختار سازمانی دارد. تقریبا در تمامی دانشگاه های کشور دانشکده کشاورزی وجود دارد و بیشترین پرسنل تحقیقاتی در زمینه های مختلف کشاورزی در این دانشکده ها و مراکز تحقیقاتی به کار مشغول هستند.

شاید بیشترین هیئت علمی دانشگاهی و وزارتخانه ای و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در کشور در بخش کشاورزی باشند که بخش اعظمی از تحقیقات آن ها، تحقیقات ملکولی و بیوتکنولوژیکی و تولید تراریخته است که باید به عرصه تولید وارد بشود یعنی در پژوهشکده های وزارت جهاد کشاورزی و در دانشکده های کشاورزی کشور تحقیقات مختلفی در بیوتکنولوژی، انتقال ژن و تولید موجودات تراریخته انجام  شود که نتایج آن باید منجر به افزایش ثروت در کشور می شود.

نکته قابل توجهی که به نظر برای اولین بار در جهان شاهد آن هستیم، «پارادوکس در کشاورزی است». پارادوکس در همه جا شنیده می شود حتی در رفتار حیوانات، ولی اینجا دراستفاده از علم در گیاه  شاهد آن هستیم. تاوان سنگینی که محیط زیست  ما، غذای ما و سلامت ما باید بابت آن بپردازد.طبق آمار گمرک ایران در 3 ماه اول سال 1395 واردات چند قلم از محصولات کشاورزی به ایران به صورت زیر بوده است.

گندم:553.31 هزارتن

ذرت: 1257.3 هزارتن

جو: 438.43 هزارتن

چای: 11.6 هزارتن

برنج: 233.32 هزارتن

موز: 136.9هزارتن

دانه های روغنی: 598.36 هزارتن

زمان نهادینه کردن محصولات تراریخته فرارسیده

به نظر می رسد که کشاورزی ما برای اینکه بتواند واردات عظیم گندم، ذرت، جو، روغن و دیگر محصولات کشاورزی را به کشور کم کند، باید مقداری از این هزینه ها را صرف دیگر نیازهای کشور نماید و بتواند بخشی از آلوده سازها را از محیط زیست حساس و بسیار شکننده کشور کم کند باید دستاوردهای جدید بشریت در امور کشاورزی و تولید محصولات سالم را در سرلوحه کشاورزی کشور قرار دهد. دیگر زمان آن گذشته است که فقط با صادرات نفت، بتوان نان در سفره مردم آورد. در جهان امروز باید تولید کرد و نیازهای اولیه غذایی را به حداقل رساند.»کشاورزی و تولید محصولات کشاورزی هویت وجودی کشور ما است» .

شاید زمان آن رسیده باشد که کشاورزی مدرن را در کشور نهادینه کرد.شاید زمان آن رسیده باشد که علوم و فنون جدید را در تولید غذای کشور به کار گرفت.

شاید زمان آن رسیده باشد که با استفاده از تکنیک های مختلف بیوتکنولوژی، تراریخته، کشت بافت ، کودهای زیستی و کشت و کارهای مختلف صنعتی گام های واقعی در تولید غذای سالم در داخل کشور برداشت. جنگل را احیا، مراتع را پر بازده و دامپروری را احیا نمود و با استفاده از بیوتکنولوژی و علوم زیستیِ جدید به کاهش و حذف سم و کود و آلوده سازها از محیط زیست اقدام نمود.

در این کشور با توجه به شرایط اقلیمی و تغییرات اقلیم باید کشاورزی را به صورت مدرن انجام داد. برای کشاورزی مدرن، شرایط مدرن مانندگسترش کشاورزی در محدوده های تحت تنش، استفاده از گیاهان مقاوم به آفات، امراض، خشکی، شوری و با عملکرد بالا که کاهش آلوده سازها از محیط زیست را در پی دارد، حیوانات دارای مقاومت های مختلف که در پرورش و تولید آن ها نیازهای مختلف تغذیه ای لحاظ شده است، اقدام نمود.

آیا گندمی که در حال حاضر در جهان کشت می شود همان گندم ده هزار سال قبل با همان ژن هاست؟ مسلما انسان طی ده هزار سال گذشته ژن هایی را در این گندم جمع کرده است که قبلا در آن نبوده یا به این میزان و این ترکیب نبوده است. این یعنی تغییر دادن ژنتیکی در زمانی طولانی تر از متدهای فعلی.

در هر صورت ما چه بپذیریم چه نپذیریم انسان کنترل تغییرات زیستگاه و زیست را در دست گرفته است و در جهت بهتر زیستن و بیشتر زیستن خود بکار می برد. هر ملتی که بهتر، زودتر و بیشتر از این ابزار استفاده کند حق بیشتری برای خود و آینده خود رقم زده است. با درآمد نفت نمی توان به آینده و حتی حال امیدوار بود.  باید با درآمد نفت زیرساخت ها را به وجود آورد و به نظر زیرساخت های بنیادی و اساسی برای هر کشور منابع تولید و تامین غذا و حفظ سلامتی مردم است. باید دو ابزار مهم تولید غذا یعنی زیست و زیستگاه را متناسب با رشد جمعیت، نیازهای جامعه و تغییرات اقلیم فراهم نمود.

در آینده باید دارو را در گیاه هم تولید کرد.

باید گیاه را در محدودیت های محیطی بسیار بیشتری کشت کرد.

باید آلوده سازها را از محیط زیست حذف کرد.

باید دامنه زیستگاه را توسعه داد.

باید «گیاه مستعد اقلیم» طراحی و تولید کرد.

باید هزینه های کشت وکار را کاهش داد.

و باید زیستگاه جدید را برای زیست جدید سامان داد.

تا بتوان در مناطق خشک و بی آب مرکزی ایران زیست. تا کشاورز زابلی هم بتواند در زابل زیستگاه داشته باشد. تا بتوان در جای جای این اقلیم زندگی کرد. تا هر روز از تاثیرات مخرب آلوده سازهای کشاورزی و صنعتی بر سلامت جامعه کمتر بشنویم. تا در آینده ی تاریخ شاید فرزندان ما از چگونگی مصرف سرمایه های فعلی کشور و چگونگی به کارگیری دستاوردهای علمی جدید در کشور، ما را والدینی هوشمند و آینده نگر قلمداد کنند یا شاید هم قشری و سطحی نگر. همان گونه که ما گذشتگان را تحلیل می کنیم.

آیا ما هنوز هم می خواهیم «تخطئه دیگران» را به تحلیل از خود، «من بودن» را به عبور از خود و منافع خود را به منافع جامعه ترجیح دهیم. به نظر می رسد کاربرد علوم جدید در کشاورزی ایران دستخوش حاشیه هایی شده است که «تولید غذای سالم و کافی»، «حفظ محیط زیست»، «توسعه کشاورزی مدرن»، «امنیت غذایی»، «کاهش آلوده سازها در محیط» و «سلامت انسان ها» به فراموشی سپرده شده اند.

باید بدانیم که دستاوردهای علمی بشر قیم و کارگزار لازم ندارد. تحت مالکیت و قیمومیت کسی نیست و به شخص خاصی تعلق ندارد، بلکه مسیر یک طرفه ای است که هیچ محقق، صاحب نظر و مسئولی نمی تواند و حق ندارد بر آن ادعای مالکیت و اجازه تعیین تکلیف داشته باشد.

استاد دانشگاه تهران

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

روابط عمومی : 88938410-021

social@Forsatnet.ir

شبکه های اجتماعی فرصت امروز