سه شنبه, 26 دی 1396 - 15:46

دکتر جلیل خاوندکار در نوزدهمین همایش علمی، کاربردی اقتصاد مقاومتی تاکید کرد / مدیریت سرمایه فکری، الزام تحقق اقتصاد مقاومتی

وقتی واژه سرمایه به میان می آید همه ناخودآگاه به داشته های مادی نگاه می کنند و آن را قیمت گذاری می کنند، درحالی که انسان ها سرمایه ای دارند که زاییده علم و دانش است و مدیریت آن می تواند ارزشی بالاتر از هر سرمایه اقتصادی و فیزیکی داشته باشد. اگر تا سال های قبل، سرمایه فکری و سنجش آن تنها موضوعی نظری و تحقیقاتی و محدود به کشورهای توسعه یافته بوده، امروزه سرمایه فکری به عنصری جهانی برای رقابت تبدیل شده و میزان رشد و توسعه سرمایه فکری به عنوان شاخصی از توسعه یافتگی کشورها در نظر گرفته می شود. در واقع، سرمایه فکری مقوله ای جدید در علم مدیریت، اقتصاد و حسابداری است و ایران هم ازجمله کشورهای پیشرو در مقوله سرمایه فکری در منطقه خاورمیانه به حساب می آید.

بدون شک، از جمله کسانی که به پا گرفتن مبحث سرمایه فکری در ایران کمک بسیاری کرده، دکتر جلیل خاوندکار است که بنیانگذار پارك علم و فناوری و عضو هیأت مدیره انجمن پارك ها و مراكز رشد فناوری كشور، عضو نقشه راهبری دانش جهانی و همچنین دبیر نخستین کنفرانس بین المللی مدیریت سرمایه فکری بوده است.

او سال ها قبل نخستین کتاب فارسی در زمینه سرمایه فکری را با عنوان «سرمایه فکری؛ مدیریت توسعه و مدل های سنجش» منتشر کرد و کتاب در مدت زمان کوتاهی به چاپ های بعدی رسید. این کتاب راهنمای کسانی است که می خواهند درباره سرمایه فکری بیشتر بدانند و خاوندکار در مقدمه آن درباره دلایل نگارش کتاب آورده که امروزه مفاهیم سرمایه فکری دیگر مراحل آزمایشگاهی و تحقیقاتی خود را گذرانده و به ضرورتی در مدیریت سازمان ها و در سطح گسترده تر راهبری توسعه کشورها تبدیل شده است.

مدیریت سرمایه فکری با تلاش خاوندکار و همکاران او در سال های اخیر در ایران پا گرفته و در بحبوحه همین سال ها مبحث اقتصاد مقاومتی نیز در ادبیات و گفتمان اقتصاد ایران مطرح شده، اما ارتباط این دو مقوله چیست و اقتصاد مقاومتی و مدیریت سرمایه فکری چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ نوزدهمین نشست اقتصاد مقاومتی در دانشگاه خاتم، تلاشی بود برای پاسخ به این پرسش و دکتر جلیل خاوندکار در این نشست کوشید تا مدیریت سرمایه فکری را به عنوان الزام تحقق اقتصاد مقاومتی تبیین کند.

او سخنانش در این نشست را با طرح چند سوال درباره تفاوت کشورهای توسعه یافته و نیافته آغاز کرد و گفت: خداوند به کشورهای نیجریه و سودان نعمت های بسیاری داده ، اما در کشورهای ژاپن و هنگ کنگ، با سخت گیری طبیعت مواجه هستیم. در نیجریه و سودان غفلت انسانی، ناشکری و کفر وجود دارد درحالی که در ژاپن و هنگ کنگ همت انسانی وجود دارد. به زبان ساده در دو کشور اول لایَعلَموُن و در دو کشور بعدی یَعلَموُن حاکم است. این مثال اهمیت سرمایه فکری را نشان می دهد.

خاوندکار ادامه داد: در ادبیات توسعه با GDP سر و کار داریم. ما متاسفانه این مهم را فراموش کرده ایم. به همین دلیل با کاهش رشد بهره وری و رشد اقتصادی مواجه بودیم و نشانه های خطر را درک کردیم. این مشکلات در کار نکردن ما است. تولید ناخالص داخلی یعنی تمام آنچه که مردم در داخل تولید می کنند. یعنی تمام آنچه بنگاه های بزرگ، کسب و کارهای متوسط، کوچک، خرد و افراد انجام می دهند. عدم کارایی این بخش ها، به اتفاقات خوبی نمی انجامد.

او با اشاره به راه حل این معضلات خاطرنشان کرد: زندگی می تواند بر سبک های مختلفی استوار باشد. سبک زندگی مبتنی بر سرمایه فیزیکی، سبک زندگی مبتنی بر سرمایه مالی و سبک زندگی مبتنی بر سرمایه فکری. بهترین سبک زندگی، مبتنی بر سرمایه فکری است؛ یعنی دانش، دانایی و بخش هایی که به سرمایه های غیرفیزیکی مبتنی می شود. ما باید از اقتصاد سنتی فاصله بگیریم.

در این نوع اقتصاد برای افزایش حجم درآمد در سطح بنگاه یا تولید ناخالص داخلی در سطح ملی، باید دسترسی به منابع فیزیکی را افزایش داد که ناگزیر با تخریب محیط زیست و از دست دادن منابع غیرقابل جایگزین و تجدیدناپذیر روبه رو می شویم. در مقابل سرمایه های فکری در توسعه روزافزون «اقتصاد دانشی» به فروکاهی اهمیت و نقش سرمایه های فیزیکی منجر شده و با سرعت فزاینده ای اقتصادهای نفتی و نظایر آن را با ریسک «ناپایداری» مواجه ساخته است. تردیدی نیست که رشد اقتصادی ملازم با کارآفرینی است.

بنیانگذار پارك علم و فناوری به عدم توجه به سرمایه های فکری در جهان سوم اشاره کرد و با اشاره به معضلاتی چون عدم حضور زنان، عدم حضور دانش و عدم حضور نوآوری گفت: ما نیاز داریم به سرمایه های بزرگی که در حال حاضر در کشور وجود دارد، اشراف و آگاهی پیدا کنیم. اگر بتوانیم دانش و سرمایه فکری را خوب به کار گیریم، به مزیت های بسیار بزرگی دست پیدا خواهیم کرد. ما باید به تعریف های جدید سازمانی توجه کنیم؛ تعریف هایی مانند اطلاعات و دانش سازمانی، استعداد عمومی سازمان و کارکنان، قابلیت های خلاقانه سازمان و کارکنان، مهارت‏های کارکنان و. . . به گسترش چارچوب‏های سنجش در حوزه‏ دارایی های جدید منجر شده است.امروزه بسیاری از سازمان ها به این باور دست یافته اند که مدیریت و بهر ه برداری از اطلاعات و دانش به عنوان منبعی سازمانی، می تواند به ایجاد ارزش و مزیت رقابتی برای سازمان بینجامد.

وی اضافه کرد: ما می توانیم این سرمایه های فکری را شناسایی، گزارش دهی و ارزیابی کنیم تا بتوانیم آنها را مدیریت کنیم. همه اینها منوط به این است که این سرمایه ها را به خوبی بشناسیم. باید توجه داشته باشیم که سرمایه های فکری، تنها سرمایه انسانی نیست. برعکس این تصور، پرریسک ترین سرمایه فکری، انسان ها هستند. سرمایه فکری متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری است.

او با بیان اینکه روند پیشرفت زندگی عبارت است از: عصر شکار، عصر دامداری، عصر کشاورزی، عصر صنعت، عصر اطلاعات و عصر مفاهیم، ادامه داد: جوامع پیشرفته در عصر صنعت به آسانی تولید می كردند و با سخاوت مصرف می كردند. جوامع در حال توسعه نمی توانستند تولید كنند و با صرفه جویی مصرف می كردند. در عصر اطلاعات، هم در جوامع پیشرفته و هم در جوامع عقب افتاده اطلاعات تولید می شود، اما نحوه مواجهه این دو با یکدیگر متفاوت است. جوامع پیشرفته در عصر اطلاعات به تولید اطلاعات مشغولند و آنها را پس از جمع آوری، استخراج، به روزسازی، كنترل، پردازش، ذخیره و بازیابی کرده و در صورت ضرورت منهدم می كنند. در خصوص جوامع عقب مانده در عصر اطلاعات، اطلاعات تولید می شود اما بلافاصله نابود می شود.

خاوندکار گریزی به گسترش سازمان های مجازی زد و گفت: در پی این گسترش، دیگر ساختمان، تجهیزات، خودرو و . . . ارزش قبل را ندارد و سرمایه انسانی ارزشی فراتر از سرمایه فیزیکی پیدا می کند. همچنین دانشبر و دانشگر جای کاربر و کارگر را می گیرد. در این صورت وقتی سازمان با دانش زنده باشد، صرفا با یادگیری پیشرفت می کند. به خصوص وقتی تغییرات سریع تر احساس می شود، روند یادگیری نیز سریع تر خواهد شد. علاوه بر این، اینگونه سازمان ها به نارضایتی خلاق نیاز دارند. به دنبال نارضایتی خلاق است که دانش های جدید وارد سازمان می شود. همچنین باید سازمان تخریب خلاق شود تا دوباره ساخته شده و اعتلا پیدا کند. در همین راستا دراكر می گوید: «فرض های معتبر دیروز، امروز گمراه كننده می تواند باشد» و مدیران باید آماده باشند که دانش و اطلاعات خود را دور بیندازند.

عضو نقشه راهبری دانش جهانی به رویکردهای جدید در دنیای اقتصاد اشاره کرد و گفت: برخی از اتفاق ها باعث شده ما سریع تر حرکت کنیم. از قبیل افزایش ابعاد فعالیت اقتصادی، رقابت، بین المللی شدن تجارت، فناوری جدید IT,BT,NT، تغییر تركیب نیروی كار، كمبود منابع، تغییر پارادایم ها، بی ثباتی، افزایش علاقه داران به کسب و کارها و پیچیدگی محیط در جهت تعالی. در محیط های متعالی مدیریت ساده نتیجه ای ندارد. مردم در کشورهایی که مدیران پیچیده ای دارند، راحت تر زندگی می کنند.

او با بیان تاثیرگذارترین تلاش ها در جهت نهادینه کردن مفهوم سرمایه های فکری در سال های مختلف میلادی افزود: سرمایه فکری شامل سرمایه ساختاری رابطه ای، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری سازمانی است. سرمایه انسانی شامل کارکنان و مدیران، سرمایه ساختاری رابطه ای شامل مشتریان، برند و شبکه و سرمایه ساختاری سازمانی شامل فرآیند و مالکیت فکری هستند. مدیریت سرمایه فکری بر این نکات تاکید دارد که دارایی های فیزیکی مستهلک می شوند. کارکنان حرفه ای سازمان ها را ترک می کنند و فناوری ها همواره نسبت به فناوری آینده ناکارآمدتر و عقب مانده به حساب می آیند. راه حل این موارد، هنر استفاده از مدیریت سرمایه فکری است. یعنی هنر توسعه دارایی های نامشهود و فکری غیرقابل استهلاک و پرارزش تر، توسعه ظرفیت ارزش افزایی دارایی های مالی فیزیکی، انتقال قابلیت ها و دانش کارکنان حرفه ای و تبدیل آن به دانش سازمانی و یا دارایی های تحت مالکیت فکری سازمان و ایجاد فناوری های درون زا یا توسعه قابلیت های به کارگیری فناوری های خریداری شده و روزآمدسازی درونی آنها.

وی درباره جنبه های مختلف اطلاعات و دانش افزود: اطلاعات و دانش، عاملی انسانی است که تنها از طریق مشاهده و ادراک انسانی پدیدار می شوند. اطلاعات و دانش، قابلیت بسط پذیری دارد. جریان آزاد اطلاعات باعث حداکثری شدن کاربری اطلاعات و دانش می شود. اطلاعات و دانش، قابلیت بیان در قالب های موجز و خلاصه سازی شده را دارا هستند. اطلاعات و دانش، قابلیت جایگزینی را دارند. از این رو می تواند به صرفه جویی های اقتصادی از دریچه ایجاد امکان تغییر کاربری سایر منابع، منجر شوند. اطلاعات و دانش، به واسطه رشد و توسعه فناوری های جدید دانشی و اطلاعاتی، از امکان حمل و تبادل برخوردارند. اطلاعات و دانش، قابلیت توزیع دارند. از این رو امکان نفوذ به بیرون از محیطی که در آن تمایل برای حذف و نگهداری دانش و اطلاعات وجود دارد، محتمل است. اطلاعات و دانش، از قابلیت به اشتراک گذاری برخوردارند. به عبارت دیگر تسهیم و به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات به معنای از دست دادن آن نیست. 

خاوندکار با بیان اینکه تسهیم و به اشتراک گذاری دانش به معنای از دست دادن آن نیست، انواع سرمایه های فکری را برشمرد و گفت: سرمایه فکری تنها محدود به سرمایه انسانی نیست و از انواع سرمایه های فکری می توان به سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ساختاری سازمانی (داخلی)، سرمایه سازمانی، سرمایه فرآیندی، سرمایه نوپدیدی و توسعه ای، سرمایه اجتماعی، سرمایه ساختاری رابطه ای (خارجی)، سرمایه مشتری، سرمایه بازار، سرمایه ذی نفعان، سرمایه/دارایی های دانشی و اطلاعاتی و سرمایه/دارایی های مالکیت فکری اشاره کرد.

ارتباط با نویسنده[email protected]

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

021.88895341

021.88895342

[email protected]

شبکه های اجتماعی