پنج شنبه, 29 مهر 1395 - 14:15

داستان زنی که پس از جراحی مغز کارآفرین شد

داستان این کارآفرین موفق زن با یک جمله کوتاه شروع شد: «شما مشکوک به سکته مغزی هستید، به  ER (اتاق اضطراری) برو.» پزشکان نمی دانستند دقیقا چه اتفاقی افتاده، تنها چیزی که می دانستند این بود که سکته مغزی در کار نبود. سه ماه گذشته و انواع آزمایش ها انجام شد و نتیجه نهایی این بود که او باید مغزش را عمل می کرد.

او قاعدتا باید بعد از عملش همه چیز را کنار می گذاشت اما سه ماه بعد دست به کار شده و به کلاس هایی رفت تا بتواند کارآفرینی  خود را شروع کند. او پس از آن یک شرکت صابون سازی تاسیس کرد که محصولاتش با بقیه شرکت ها فرق داشت. او به مواد شوینده موجود در بازار حساسیت داشت، به همین دلیل سراغ تولید صابون هایی رفت که از مواد خوراکی تهیه می شوند!

Old Town Suds  در اصل کسب وکاری سبز و پاک بود، اما استفانی و همکارانش خیلی زود به این نتیجه رسیدند که مشتریان شان از آنها صابون هایی می خواهند که از روغن ها و چربی های طبیعی تهیه شده باشد. به همین  خاطر سراغ تولید محصولی رفتند که با مواد خوراکی تولید می شود.

در صابون های جدید از آلوئه ورا گرفته تا روغن های خوراکی استفاده شده است. این ایده با کمک  گرفتن از فرهنگ های عامه، توجه به مردمان زمان گذشته و تست طعم های گوناگون به دست آمد. تمامی این صابون ها دست ساز هستند و در آشپزخانه صابون سازی این کسب وکار در وارنتون ویرجینیای آمریکا تولید می شوند.

نخستین کاری که خانم استفانی کرد، تحقیق درباره پتانسیل رقبا بود. او به دنبال این بود که بفهمد رقبا چطور گام های نخست را در کار برداشته اند. بنابراین این نخستین کاری بود که انجام داد و به سوی کسب اطلاعات دراین باره رفت.

او از خود این سوالات را پرسید: آیا می تواند بهتر از رقبا گام بردارد؟ آیا کاری هست که رقبا انجام نداده باشند؟ آنها چه کاری نکرده اند که نیاز بازار است؟ بعد شروع به تحقیق کرد تا بازار هدفش را بیابد. او همچنین خوشحال بود که به حرف همسرش گوش نداده و به سمت خواسته دلش رفته است.

شبکه سازی به خانم استفانی کمک بزرگی کرد که بتواند کسب وکارش را گسترش دهد. هیچ فرقی نمی کرد که کجا برود چون دریافته بود فقط باید دربارهOld Town Suds صحبت کرده و به دیگران بگوید چگونه محصول موردنظرشان را سفارش دهند. او محصولاتش را به خرده فروشی ها، بازارها و حتی رویدادهای گوناگون فرستاد تا محصولش را بهتر بشناساند.

زمان مهم ترین چالشی بود که خانم استفانی در کسب وکارش با آن روبه رو شد. به نظر خانم استفانی وقتی سر یک کار تمام وقت باشید و بخواهید در کنارش کسب وکار خودتان را هم مدیریت کنید، مدیریت زمان به بزرگ ترین چالش زندگی تان تبدیل خواهد شد. او برای غلبه بر این چالش تصمیم گرفت موقعیتش را تغییر دهد تا هم به خانه نزدیک تر باشد و هم بتواند برنامه کاری بهتری داشته باشد. او در جایگاه جدید، جمعه ها یک  هفته در میان تعطیل بود که این به کارش خیلی کمک کرد. این تغییر موقعیت همچنین به او کمک کرد بفهمد که کار تمام وقت روی کسب وکارش چقدر انرژی و توان می خواهد.

او هنوز هم محصولاتش را در خانه تولید می کند اما حالا یک طبقه کامل از خانه اش را به کسب وکارش اختصاص داده است. او حالا می تواند با مکان و زمانی که در اختیار دارد به  خوبی روی رشد کسب وکارش به طورکلی و نه فقط روی رشد محصولش تمرکز کند.

بزرگ ترین لذت کسب وکار برای خانم استفانی این است که کسب وکار مال خودش است. کنترل و تصمیم گیری درباره کار با خودش است و هیچ خط قرمزی را برای خودش نمی پذیرد. او مثل خیلی از کارآفرین ها نیست که حس کند متعلق به یک محیط کار سنتی است. این رویکرد که «چون همه این راه را رفته اند، ما هم باید همین راه را برویم» برای او قابل پذیرش نیست. هدف گذاری و بعد به سمت هدف رفتن باعث می شود راه خودش را نشان دهد. او به انجام کارهای سختی علاقه نشان می دهد که به نظر غیرممکن می آیند.

توصیه او به سایر کارآفرینان این است که یک گروه از کارآفرینان را بیابند که بتوانند با آنها در ارتباط شده و از راهنمایی های شان استفاده کنند. این از نظر او باعث می شود که از یکدیگر چیزهای زیادی یاد بگیرند، از نحوه اداره کردن کسب وکار بعد از تولد فرزند گرفته تا آموختن درباره چگونگی یافتن کارخانه تولیدی. این ارتباط باعث می شود اعضای گروه از هم حمایت کنند.

این گروه حتی کمک می کند هر یک از کارآفرینان در وقت سختی سر روی شانه دیگری گذاشته و اشک بریزند و قوت قلب بگیرند چون می دانند که تنها نیستند. تصویرسازی روش خانم استفانی برای باانگیزه ماندن در روزهای سخت کار است. او با کمک پینترست در ذهنش هدف نهایی را ترسیم کرده و این باعث می شود به کارش ادامه داده و دلسرد نشود.

او فلسفه ویژه و خاصی برای کارش ندارد اما تنها تلاش می کند کار خوبی ارائه داده و مطمئن شود از کاری که می کند خوشحال است.

بزرگ ترین ترس خانم استفانی ماهی است! شجاعانه ترین کاری هم که انجام داده دویدن در دوی نیمه ماراتن تنها 342 روز پس از عمل جراحی مغزش بود. باورش این است که می تواند متفاوت باشد و بزرگ ترین درسی که گرفته این است که همه ما پاسخ  سوالات مان را می دانیم کافی است به خودمان گوش کنیم.


کانال تگرام روزنامه فرصت امروز


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

روزنامه صبح فردا را ، امشب بخوانید

  • بیش از 700 شماره روزنامه (PDF) را دانلود کنید
  • اطلاعات کسب و کار خود را در نیازمندی های نما به ثبت برسانید
  • در خبرنامه روزنامه فرصت امروز عضو شوید
مشترک آنلاین روزنامه شوید >