پنج شنبه, 04 آذر 1395 - 17:20

هیلی گری، کارآفرینی که امنیت ظاهری شغل خود را رها کرد تا موفق تر باشد / بازی در امنیت، زندگی نیست

هیلی گری (Halley Gray) از جمله زنان کارآفرینی به شمار می رود که با زیرپا گذاشتن امنیت شغلی خود و رفتن به دنبال ماجراجویی، روند جدیدی را در زندگی اش آغاز کرد. او با ایده پردازی منحصر به فردی که داشت، به دنبال یافتن راهکارهای مناسب بازاریابی بود و کار خود را در این عرصه آغاز کرد.

هیلی گری که یک کارمند موفق و ساده در یک اداره بود، همیشه محیط اداری را مغایر با روحیات خود می دید.

به گفته خودش، وی فردی شاد و پر سرو صدا بود که علاقه وافری به نقض قوانین داشت و بنابراین محیط کاری یک اداره چندان با مذاق او خوش نمی آمد اما وی کار خود را انجام می داد تا زمانی که مادرش از طریق تلفن به او اطلاع داد که مبتلا به سرطان شده است. این خبر اندوهگین، هیلی را به این فکر فروبرد که زندگی کوتاه تر از آن چیزی است که تصورش را داریم.

وی دریافت که بازی زندگی اگر در امنیت انجام شود، دیگر زندگی نیست و این یک حقیقت است که روند زندگی چندان امن نخواهد بود؛ به همین دلیل نیز هیلی کار خود را در اداره مذکور تا پایان قراردادی که داشت، انجام داد و دیگر به آنجا بازنگشت، زیرا دریافته بود که زندگی کردن یک بازی امن نیست و باید در راه پیشرفت، خطرهای زیادی را به جان خرید.

کار برای کارآفرینان خلاق

کسب وکاری که هیلی برای خود انتخاب کرد، در حیطه بازاریابی بود، به این صورت که منحصرا برای کارآفرینان خلاق و مترجمان آزاد فعالیت می کرد و به ارائه ایده های مناسب فروش می پرداخت. در واقع او یک استراتژیست بازاریابی محسوب می شد.

این بانوی کارآفرین معتقد است آنچه یک کسب وکار را به جلو حرکت می دهد، خود آن کسب وکار است، به این معنا که در روند کار باید تصمیمات اساسی گرفت و سمت و سوی کسب وکار خود را مشخص کرد، برای خود وی نیز همین اتفاق افتاد، یعنی پس از پشت سر گذاشتن چندین مرحله توانست به این نکته پی ببرد که در زمینه بازاریابی و یافتن تاکتیک های مناسب فروش استعداد دارد.

وی در پاسخ به این سوال که موثرترین راه جذب مشتریان برای او چه بوده است، اینطور پاسخ می دهد که تعامل و صحبت کردن با مشتریان جدید یکی از عوامل مهم در جذب آنهاست، به ویژه در دنیای الکترونیک امروزی که شبکه های اجتماعی مانند توییتر، فیس بوک و... این موقعیت را به صورت منحصر به فردی در اختیار ما قرار می دهند.

می توان یک تعامل مستقیم با مشتریان داشت؛ البته مهم این است که در جریان این تعامل، یک ارتباط دوستانه شکل گیرد و مشتریان شما را به عنوان یک انسان در آن سوی خط ارتباطی ببینند، نه یک ماشین فروش.

همه چالش های سال اول کسب وکار

هیلی گری بزرگ ترین چالش پیش روی خود را در روند کسب وکارش در سال اول آن می داند. او معتقد است که بزرگ ترین چالشی که هر کارآفرینی ممکن است با آن مواجه شود، شک داشتن به خود است.

خود وی در آغاز راه اندازی کارش دچار این چالش شده بود، به طوری که دائم از خودش می پرسید که آیا می تواند خدمات فروش مناسبی را عرضه دهد یا نه؟ به هرحال او معتقد است که اشتباه نیز بخشی از کسب وکار است و باید آن را در جریان کار پذیرفت و به فعالیت خود ادامه داد.

خود وی برای غلبه با این چالش بزرگ به مربیان، دوستان و حتی مشتریان خود وابسته بود و مشورت با آنها، او را در ادامه روند کارش مصمم می ساخت.

در پایان توصیه اصلی این کارآفرین موفق به همکاران خود این است که در کسب وکار خود با همه صحبت کنند، اما فقط به منظور یافتن مشتری تلاش نکنند، بلکه به دنبال افراد همفکری باشند که روند کسب وکار آنها را رونق می بخشند.

سعی کنند در هر شرایطی درجه یک باشند، اما نه در زبان! بلکه در رفتاری که با مردم دارند، سطح بالای خود را نشان دهند؛ زیرا مخاطبان شما، رفتار و گفتار شما را به یاد خواهند آورد و در نهایت احساسی مثبت یا منفی به شما پیدا می کنند؛ پس چه بهتر که آن احساس مثبت باشد تا مشتری پایدار برای کسب وکار شما ساخته شود.


کانال تگرام روزنامه فرصت امروز


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید