پنج شنبه, 20 آبان 1395 - 15:00

اهمیت حضور زنان در ساختار قدرت

در طول تاریخ توزیع قدرت همواره به شکلی نابرابر میان دو جنس زن و مرد شکل گرفته است. موقعیت های تصمیم سازی و به عبارتی قدرت، بیشتر در میان مردان رد و بدل شده است. البته فرهنگ و سنت های تاریخی، به ویژه تسری تفکر مردانه بودن قدرت، تفاوت انگیزه یا علاقه زنان با مردان در کسب قدرت و بسیاری نظرات بی اساس دیگر به این روند کمک کرده است.

همزمان با اصلاحات سیاسی و اجتماعی در سطح جهان و افزایش روند برابری زن و مرد شاهد روی آمدن تعداد بیشتری از زنان در سطوح بالای تصمیم گیری های کلان و نیز مشارکت در ساختار قدرت هستیم.


حضور متناسب و صحیح زنان در نظام های اجتماعی نشانگر اهمیت مشارکت آنان در موفقیت پایدار نظام ها بوده است. در واقع تحقیقات مختلف نشان داده اند افزایش حضور زنان در ساختار قدرت و رهبریت موجب کاهش فساد می شود؛ از دلایل مهم این واقعیت هم تمایل بسیار کمتر زنان در دریافت یا پیشنهاد رشوه عنوان می شود.

برای مثال نتایج مطالعاتی که در سال ۲۰۰۰ میلادی روی رابطه جنسیت و فساد در کشورهای مختلف انجام گرفت حاکی از وجود بسیار کمتر فساد در کشورهایی بود که زنان سهم بیشتری از کرسی های پارلمانی و پست های عالی در نظام بوروکراسی دولتی و نیز درصدِ بالاتری از نیروی کار را در آن کشورها به عهده داشتند.

زنان معمولا رهبران خوبی در ایجاد تحولات اساسی هستند و مشارکت آنها در نظام های مردمی و شکل دهی به دولت های خوب (Good Governance)  بسیار مهم است. متاسفانه زنان با همه این توانایی های شان (به ویژه در دوره معاصر و طی چندین دهه گذشته که از تحصیلات بسیار بالاتر و تجارب زیادی در تشکیلات مختلف دولتی و غیردولتی برخوردار شده اند) همچنان به دلیل قوانین و شیوه های تبعیض آمیز فرصت دست یافتن به موقعیت های مهم را در ساختار قدرت پیدا نکرده اند.

در نتیجه جوامع از این عقب نگه داشتن پتانسیل بالای زنان از حداقل دو بعد اساسی ضربه خورده اند:

۱ـ سرخوردگی روحی نیمی از جمعیت جامعه

۲ـ محرومیت جوامع از مشارکت و کمک این قشر مولد و موثر در توان افزایی پایدار جامعه در همه ابعاد و نیز کمک به کاهش فساد و عقب ماندگی جوامع.

در ایران

در ایران نیز زنان در دهه های اخیر از فعال ترین و باکفایت ترین بخش های جامعه بوده اند که باوجود اثرگذاری و اعلام آمادگی در همه حوزه های مدیریتی و تصمیم گیری کلان، همچنان به دلیل موانع متعدد ازجمله برخورد های متحجرانه برخی جناح های سیاسی، تفاسیر بی اساس و بی منطق و حمایت نشدن از جانب احزاب و گروه های فعال در کشور، حضوری بسیار کمرنگ و نامتناسب با توانایی های خود و نیز نیازمندی جامعه به تخصص و حضور آنها داشته اند.

تنها در صورت حضور فعال زنان در ساختار قدرت می توان ادعای بهره وری در حکومت داری کرد؛ به عبارت دیگر با مشارکت دادن نیمه دیگر جمعیت کشور در تصویب قوانین و نیز سیاست گذاری های کلان امکان هدایت جامعه به سوی تعادل، عدالت و انسان سالاری و نیز تحقق مطالبات خانواده ها، به عنوان کانون های اساسی در کشور، وجود خواهد داشت.

البته به جز موانع فرهنگی - اجتماعی و سیاسی موجود برای حضور پررنگ زنان در ساختار قدرت، لازم است زمانی که شرایط رسیدن به موقعیت های شغلی بالا برای زنان در جامعه، به ویژه از باب توان اقتصادی، ارتباطات نزدیک با عوامل مهم مالی و سیاسی در ساختار قدرت و باور اجتماعی به توان و قابلیت های بالای آنها برای رسیدن به جامعه ای مطلوب و معتدل ایجاد شد، ضمن تعیین روش هایی برای شناسایی زنان فرهیخته و توانمند کشور در همه بخش های حاکمیتی سهمیه هایی برای حضور آنها درنظر گرفته شود.

بر این اساس، ضمن ورود تعداد بیشتری از زنان توانا به ساختار قدرت، می توان از حضور گروهی مشخص که همواره برای پر کردن هر نوع پستی، بدون توجه به تخصص یا تجربه آنها یا به دلیل وابستگی های خانوادگی به طور مرتب از بدو انقلاب تاکنون دعوت به همکاری می شوند نیز جلوگیری کرد.

‎رئیس کمیته زنان، خانواده کمیسیون فرهنگی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

روابط عمومی : 86073308-021

social@Forsatnet.ir

شبکه های اجتماعی فرصت امروز