پنج شنبه, 28 بهمن 1395 - 05:45

با «فرصت امروز» در بازار بزرگ تهران قدم بزنید / خاطره بازی با قلب تپنده تهران

 بهترین برای همه سلیقه ها

بازار تهران یادگار دوران ناصرالدین شاه قاجار است که در میانه سلطنت 50ساله خود یک شهرساز فرانسوی را مامور کرد که نقشه ای از «دارالخلافه ناصری» تهیه کند. به ظاهر، گرمای تابستان های تهران است که ساخت بازاری مسقف را ایجاب می کند و سرمایه داران و اشراف هم با وقف تیمچه ها و بازارچه ها بر آن می افزایند.

ناصرالدین شاه هم عمارتی بزرگ به سبک «اپراخانه های فرنگ» برای تعزیه و برگزاری مراسم رسمی در نزدیکی آن می سازد (تکیه دولت) و بزرگ ترین مسجد را چسبیده به آن برپا می دارند  (مسجد امام خمینی) تا در نزدیکی کاخ های سلطنتی شهری شکل گیرد.

جهانگردان و دیپلمات های خارجی مقیم تهران از اواخر قرن نوزدهم بازار مسقف این شهر را به عنوان دیدنی ترین نقطه پایتخت ایران توصیف کرده اند؛ بازاری که تجارت تمامی تولیدات داخلی و کالاهای وارداتی کشور به آن ختم می شد و صنایع کوچک در آن شکل می گرفتند.

خیابان پانزده خرداد که تا پیش از انقلاب اسلامی ایران خیابان بوذرجمهری نام داشت یکی از مهم ترین خیابان های به جای مانده از تهران قدیم است. این خیابان زمانی بخشی از ارگ ناصری بوده و هم اکنون یکی از پررفت و آمدترین خیابان های تهران است که طی سالیان گذشته به پیاده راه تبدیل شده است. در یک روز بارانی برای تهیه گزارش به بازار تهران سری می زنم، گویا این نقطه از تهران باران و سرما نمی شناسد.

شلوغ است و پرهیاهو مثل یک روز آفتابی در دل بهار. جمعیت مدام در حال رفت وآمد هستند، خیابان به یک باره پر و خالی می شود. بعضی ها چتر به دست هستند و برخی از هوای بارانی تهران نهایت لذت را می برند. دستفروشان نیز در این هوای بارانی کار خود را تعطیل نکردند و جنس به دست در بازار می چرخند.

به سمت بازار بزرگ رضا حرکت می کنم؛ بازاری که با نام کویتی ها نیز شناخته می شود. در گذشته که واردات لباس به ایران چندان رایج نبود و مردم قدرت انتخاب محدودی داشتند اجناسی از کشور کویت به ایران می آمد و پاساژهایی که به فروش چنین پوشاکی مشغول بودند با نام کویتی ها شناخته شدند.

هرچند دیگر اجناس کویتی متقاضی زیادی در ایران ندارد اما به دلیل همان سال هایی که خرید پوشاک کویتی رونق داشت چندین پاساژ با نام کویتی ها در تهران بنا شد. بازار بزرگ تهران نیز یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین مراکز خریدی است که از این ماجرا مصون نماند و بازارچه و پاساژی به اسم کویتی ها در آن ساخته شد. یکی دیگر از این پاساژها کویتی های استامبول است که اخیراً به دلیل حادثه پلاسکو تعطیل شده است.

از قیمت ها تعجب نکنید،  واقعی است

آخرین روزهای بهمن ماه است و اسفندماه نم نمک از راه می رسد.  بازار هم فروش عیدانه خود را شروع کرده و هم در حال و هوای حراج زمستانه به سر می برد. روبه روی مرکز خرید می ایستم، کولبرهایی مدام در حال ورود و خروج به پاساژ هستند و روی دوش شان کیسه های بزرگ مشکی را که مشخص است پر از جنس های شب عید است جابه جا می کنند. به محض ورود به پاساژ با خیل عظیم جمعیت روبه رو می شوم.

تفاوتی نمی کند چه روزی از هفته به این مرکز خرید مراجعه می کنید. همیشه از شلوغی آن کلافه خواهید شد. پله هایی برای رفتن به طبقه همکف و پله هایی نیز برای ورود به طبقه منفی یک جلوی شما ظاهر می شود. به سمت پله های پایین می روم تا خودم را از همهمه نجات دهم. روی سکوهای سنگی که در هر طبقه برای استراحت خریداران تعبیه شده است می نشینم تا پالتوی خیس شده از باران را از تنم درآورم.

مغازه داری پالتویی را به تن مانکن می کند و در همین  حال توجه خریداران به آن پالتو جذب می شود شاید باورتان نشود پالتو به تن مانکن درنیامده چندین نفر برای پرسیدن قیمت و پرو به مغازه هجوم می برند. این یکی از ترفندهای فروش فروشندگان است. نکته جالب توجه دیگری که در این پاساژ حتماً توجه شما را به خود جلب خواهد کرد کشیدن یک زنجیر برای جلوگیری از ورود مشتریان بعدی به مغازه است.

همین یک حرکت ساده باعث می شود تا خریداران فکر کنند مگر چه چیز خاصی در این مغازه عرضه می شود که زنجیر کشیده  شده تا مشتریان یکی پس از دیگری وارد شوند و همین مسئله ناخودآگاه به یک صف بلند جلوی یک مغازه ختم می شود. البته ناگفته نماند به قدری مغازه های این پاساژ کوچک است که با ورود همزمان سه مشتری به داخل مغازه، دیگر حتی امکان تکان خوردن هم وجود نخواهد داشت.

بازار بزرگ رضا در پنج طبقه و به گفته یکی از مغازه داران در سال 1380 تاسیس شده است. 574واحد تجاری این مرکز خرید به فروش پوشاک زنانه،  مردانه،  بچه گانه،  کیف و کفش و روسری و... مشغول هستند. راهروهای باریک این مرکز خرید باعث می شود تا خریداران به دلیل تنه به تنه شدن مدام از هم عذرخواهی کرده یا با یک ببخشید و چشم غره به راه خود ادامه دهند.

درست در وسط راهروی میانی این مرکز خرید، آسانسور شیشه ای برای جابه جایی خریداران در طبقات تعبیه شده است؛آسانسوری که به دلیل تاخیر در حرکت ترجیح می دهی از همان پله های طبقات استفاده کنی. این مرکز خرید تمام سلیقه ها را پوشش می دهد.

به نظر می رسد تنها مرکز خریدی است که می توانید پالتویی با قیمت 45هزار تومان،  شالی با قیمت 10هزار تومان،  مانتویی با قیمت 38هزار تومان و شلوار جینی با قیمت 49هزار تومان در آن پیدا کنید. البته هستند مغازه هایی که به فروش برندهای ترکیه آن هم با قیمت هایی بالا مشغول به فعالیت هستند.

برندپوشان به این پاساژ نیایند

طبقه منفی یک و منفی دو این مرکز خرید معمولاً خلوت تر از طبقات بالایی هستند. مغازه های این طبقات نیز مانند طبقات دیگر به فروش پوشاک،  کیف و کفش مشغول هستند. البته اگر از پاساژگردی خسته شده و قصد داشتید کمی استراحت کنید می توانید به طبقه منفی دو این مرکز خرید بروید و با خوردن اسنک یا ذرت مکزیکی تجدید قوایی کرده و همچنان به خرید کردن ادامه دهید.

در همین طبقه کافی شاپی با منوی محدود و بدون جای نشستن وجود دارد که اگر هوس یک بستنی یا یک نوشیدنی گرم را کرده اید می توانید پاسخگوی نیاز شما باشد. طبقه همکف پرترددترین طبقه این مرکز خرید است. می توانید بنشینید و به جمعیت در حال گذر نگاه کنید. همه جور خریدار را خواهید دید. بعضی ها دانشجو هستند و برای پرسه زدن و تفریح به پاساژ آمده اند برخی تازه ازدواج کرده و برای خرید مراسم عروسی با کیسه هایی به دست مشغول تماشای ویترین ها هستند.

وارد مغازه ای می شوم یک مشتری به جز من مشغول تماشای رگال های لباس است،  آرام و بدون صدا خارج می شود. از مغازه دار می پرسم اوضاع فروش تان چطور است؟ با این سوال که می خواهی چه کار، قصد داری مغازه اجاره کنی؟ سوالم را با سوال پاسخ می دهد. می گویم برای تهیه گزارش آمده ام. می گوید بنویس اوضاع خراب است. شب عید است و بازارمان تعریفی ندارد.

مغازه را که می بینی خلوت است. در روز چندین نفر برای پرسیدن قیمت می آیند و می روند. از اجاره ها که می پرسم سری تکان می دهد و می گوید با این اوضاع فروش فقط ضرر کرده ام، ماهی 10میلیون تومان اجاره می دهم دیگر در توانم نیست و می خواهم مغازه را تحویل بدهم.

از مغازه خارج می شوم ، گشتی در طبقه همکف می زنم و از طریق پله ها به طبقه مثبت یک می روم. در تمام طبقات به جز پوشاک غرفه هایی نیز به فروش عطر و زیورآلات مشغول هستند. فروش لوازم جانبی موبایل نیز این روزها به یکی از اجزای جدایی ناپذیر مراکز خرید تبدیل شده است. قهوه ریو برای تبلیغات برند خود قهوه هایی را به طور مجانی برای تست در اختیار خریداران می گذارد.

بازار بزرگ رضا از جمله مراکز خریدی است که حتی اگر برای وقت گذرانی هم به آن آمده باشید قطعاً دست خالی از آن خارج نخواهید شد. قیمت های مناسب این مرکز خرید باعث شده بسیاری از فروشندگان پاساژهای دیگر برای خرید عمده به این مرکز خرید مراجعه کنند. در واقع اغلب مغازه ها علاوه بر تک فروشی به فروش عمده محصولات هم مشغول هستند. در این مرکز خرید از لباس مجلسی گرفته تا لوازم آرایشی و دمپایی روفرشی و... می توانید پیدا کنید. این پاساژ شاید برای برنددوستان پاساژ مناسبی نباشد چون اغلب جنس های آن چینی و ایرانی هستند.

محدودیت های بازار را بشناسید

طبقه مثبت دو این مرکز خرید نیز با ساندویچی رضا به یکی از شلوغ ترین طبقات تبدیل شده است. این غذاخوری فست فودی که هیچ جایی را به جز همان سکوهای سنگی برای مشتریان تعبیه نکرده است تنها غذاخوری این مرکز خرید محسوب می شود که حسابی هم سرشان شلوغ است.

با چرخی در این طبقه با یکی از فروشندگان به گفت و گو می نشینم،  فروشنده که دختر جوانی است،می گوید: اجناسش را از ترکیه وارد می کند و مشتری های خودش را دارد که از هر نقطه ای از تهران برای خرید به مغازه وی مراجعه می کنند. با گله از وضع اجاره ها ادامه می دهد: یک مغازه 13متری در طبقه مثبت دو 13میلیون اجاره باید پرداخت کند که برای رهن کامل آن حدود 400میلیون تومان لازم است.

از روزهای شلوغ هفته که می پرسم،  می گوید:  در بازار هیچ چیز مشخص نیست. ممکن است وسط هفته شلوغ تر از آخر هفته ها باشد اما معمولاً پنجشنبه ها بازار پر رفت وآمدتر است. کارت ویزیتی به دستم می دهد و می گوید می خواهیم از بازار برویم اجاره مغازمان به شدت بالا رفته است. قصد دارم مزون بزنم دوست داشتی سری به ما بزن.

نبود پله برقی یکی از مشکلات عمده این مرکز خرید است، البته به جهت قدیمی بودن پاساژ تا حدی این مسئله طبیعی جلوه می کند. مشکل دیگر این مرکز خرید کوچک بودن اتاق های پرو است.یکی از مشتریان با گلایه از وضعیت سرویس بهداشتی این مرکز خرید به  «فرصت امروز» می گوید: محدود بودن فضای سرویس بهداشتی باعث می شود تا مراجعه کنندگان مدام در حال اعتراض به یکدیگر باشند ضمن اینکه صف های طولانی برای استفاده از سرویس بهداشتی از جلوه های زشت این مرکز خرید است.

بازار کویتی های رضا در روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 صبح تا 7 بعد از ظهر و روزهای پنجشنبه تا 5 بعدازظهر و جمعه ها تا 3 عصر باز است.

از مرکز خرید بیرون می آیم. باران هنوز بند نیامده و بوی بهار در بازار پیچیده است. آخرین روزهای اسفند که می شود همه خیابان های منتهی به متروی پانزده خرداد پر از دستفروش ها می شود. در بساط این دستفروش ها از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود. آن هم با قیمت های استثنایی. کافی است پول کافی داشته باشید و پایه خرید باشید و از شلوغی و اینکه دم به دقیقه پشت سرتان یکی داد بزند: بپا چرخ بهت نخوره! گله نکنید و راه بیفتید در دل یک تو در توی بازار بزرگ و با دل سیر خرید کنید.

چطور برویم؟

بهترین راه برای رسیدن به خیابان پانزده خرداد، استفاده از مترو است. برای رسیدن به این خیابان می توانید در خط یک متروی تهران و در ایستگاه متروی پانزده خرداد از قطار پیاده شوید. همچنین از نقاط مختلف شهر مانند پایانه تاکسی میدان آزادی به چهارراه گلوبندک تاکسی تردد می کند.

اگر می خواهید کمی خاطره بازی کنید و به یاد روزهای قدیم این خیابان از آن گذر کنید، می توانید از درشکه هایی که از چهارراه گلوبندک تا سر خیابان ناصرخسرو تردد می کنند استفاده کنید. گفتنی است ماشین هایی شبیه ماشین های دودی قدیم نیز برای جابه جایی مسافران وجود دارد که استفاده از آنها خالی از لطف نیست.

ارتباط با نویسنده: Leilashirzad69@gmail.com

در گذشته که واردات لباس به ایران چندان رایج نبود و مردم قدرت انتخاب محدودی داشتند اجناسی از کشور کویت به ایران می آمد و پاساژهایی که به فروش چنین پوشاکی مشغول بودند با نام کویتی ها شناخته شدند. هرچند دیگر اجناس کویتی متقاضی زیادی در ایران ندارد اما به دلیل همان سال هایی که خرید پوشاک کویتی رونق داشت چندین پاساژ با نام کویتی ها در تهران بنا شد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

روابط عمومی : 86073288-021

social@Forsatnet.ir

شبکه های اجتماعی فرصت امروز