سه شنبه, 26 بهمن 1395 - 09:00

غلبه فرامتن بر متن

در سال تعداد زیادی جشنواره در حوزه فیلم برگزار می شود اما هیچ کدام از آنها اعتبار جشنواره فیلم فجر را ندارند و همین جشنواره معتبر نیز همواره با نقدهای بسیاری همراه است؛ نقدهایی که گاه حتی معتقد هستند که نوع برگزاری جشنواره آن را سال به سال بی اعتبارتر می کند. اما چرا جشنواره بزرگ سینمای ایران هر سال کم رمق تر می شود و اعتبارش را از دست می دهد؟ جشنواره ای که با همه اما و اگرهایش همه سهمی از آن را طلب می کنند؛ سهمی که به حق و ناحق طلب می شود.

شاید مهم ترین عاملی که جشنواره را محل سهم خواهی کرده است، برگزاری دولتی آن باشد. از آنجا که اساسا سینمای ایران، سینمای دولتی است و بخش عمده سرمایه آن را دولت تامین می کند، هر فیلمی که به پشتوانه ارگانی دولتی تامین سرمایه می شود خود را در این جشنواره سهیم می بیند و احساس می کند از آنجا که به بدنه این جشنواره تعلق دارد نباید بی سهم از آن کنار گذاشته شود. در مقابل، فیلم های مستقل نیز این جشنواره را یک جشن همگانی می بینند که باید سهم آنها نیز در آن منظور شود.

در حالی که جشنواره سینمای ایران قرار است ویترینی از برگزیده های سینمای سال پیش را ارائه کند و استاندارد مشخصی را که داوران و هیأت انتخاب برای سینمای ایران تعریف کرده اند نمایش دهد؛ اتفاقی که به دلیل فشارهای فرامتنی رخ نمی دهد.

فشارهای سلیقه ای و سیاسی سبب می شود سینمای ایران به جای ارزیابی ساختاری، محتوایی ارزیابی شود و فیلم هایی که با خط مشی سیاسی و سلیقه ای مدیریت کلان فرهنگی یا گاه نگاه سلیقه ای عده ای همخوان نیستند، به دلیل نگرانی از هجمه ها و حاشیه ها از این جشنواره کنار گذاشته شوند که اغلب این نگاه سلیقه ای سبب می شود که آن فیلم ها با وجود داشتن پروانه نمایش از سوی وزارت ارشاد هرگز بر پرده نقره ای سینما ننشینند.

بنابراین شاید بتوان مهم ترین عامل ناکامی جشنواره فیلم فجر را ساختار دولتی آن دانست که همیشه سبب می شود فرامتن بر متن غلبه کند. جشنواره فیلم فجر نخستین ضربه خود را از سیاست های متغیر فرهنگی دولتی می خورد و سبب می شود از یک جشنواره استاندارد که همواره الگوی مشخصی را دنبال می کند دور شود و به جای جشنواره به یک شتر گاو پلنگ تبدیل شود که گاه حتی شکل سیمرغش نیز شبیه ساختار بی تناسب آن می شود.

در این ساختار بی تناسب، مدیریت متغیر جشنواره نیز که با اغماض هر دو سال یکبار انتخاب می شود، عامل ادامه سیاست های نامناسب در یک جشنواره حالا ملی می شود. مدیری روی کار می آید که متاثر از نگاه سلیقه ای و نگران از هجمه افراد و گروه های مختلف باید جشنواره ای را سامان دهد.

انتخاب هیأت انتخاب و داوران از جمله وظایف این مدیریت است که نوع چینش افراد در انتخاب ویترین سینمای ایران را بر عهده دارند؛ چینشی که امسال با اما و اگر های بسیاری همراه بود و هیأت انتخاب، شامل افرادی می شد که اغلب در حوزه سینما کمترین تخصصی نداشتند.

عاملی که سبب می شود ویترین سینمای ایران را از یک ویترین ساختارمند به یک ویترین محتوا محور تغییر دهد؛ ویترینی که از آنجا که براساس محتوا پیش می رود خواه ناخواه سلیقه ای می شود زیرا فرم و ساختار، معیار انتخاب نیست و هیأت انتخاب این تخصص را ندارد که بداند فیلمی را که روانه بخش مسابقه سیمرغ می کند از حداقل های استاندارد ساختاری سینما برخوردار است یا خیر؟ 

او فقط در جایگاه ممیزی محتوایی عمل می کند تا فیلمی با محتوایی که خط قرمزهای سلیقه ای حاکم بر آن دوره، اعم از سلیقه فرهنگی دولت حاکم و سلیقه، افراد مخالف را که به محض رودررویی فیلمی مخالف با سلیقه ساز ناکوک علیه دولت کوک می کنند وارد گود مسابقه نکند. نتیجه آن می شود که فیلم هایی وارد بخش مسابقه می شوند که حداقل های استاندارد ساختاری را ندارند.

اما این مدیر از آنجا که نگران اعتراض های سینماگران است، برای آنکه اعتراض ها را به حداقل برساند گستره فیلم هایی را که باید وارد گود مسابقه شوند افزایش می دهد تا همچون ضربه گیری عمل کنند.

در این میان هیأت داورانی انتخاب می کند که باید در مدت کوتاه 44 فیلم سینمایی را ببینند و داوری کنند. زمان محدود، عدم اشراف تخصصی همه داوران به همه حوزه های مورد داوری، نگرانی از اعتراض ها و سهم خواهی ها و هزاران مورد دیگر، داوران را در شرایط نامناسبی برای داوری قرار می دهد اما به هر حال با همه شرایط نامناسب داوری اتفاق می افتد و موج نارضایتی ها و اعتراض های به حق و ناحق روانه هیأت داوری می شود؛ برخوردی که نشانگر مدیریت نامناسب حاکم بر جشنواره فجر است.

با همه آنچه گفته شد آیا می توان گفت مدیر جشنواره سی و پنجم فیلم فجر مدیریت نامناسبی اعمال کرده است. پرسشی که پاسخ آن هم بله و هم خیر است. به آن معنا که مدیر جشنواره فجر هرچند با پشتوانه بزرگی از اما و اگر های مدیریت کلان فرهنگی تحت امر روبه رو است که سبب می شود او را از تصمیم گیری های مناسب بازدارد اما این دلیل او را از بار نقد هایی که بر او در زمینه های مختلف وارد است مبرا نمی کند زیرا می توان در شرایط نامناسب نیز با شجاعت و تدبیر بهترین مدیریت را اعمال کرد تا حداقل نقدها را به همراه داشته باشد.

همه ما در کشوری زندگی می کنیم که به محدودیت ها آگاهیم و اگر مدیری بتواند در حداقل فضای قدرت تصمیم گیری بهترین تصمیم و استراتژی را پیاده کند مورد تقدیر واقع می شود؛ روندی که مدیر جشنواره سی و پنجم در آن به شدت ضعیف عمل کرد و جشنواره پر حاشیه ای را در آخرین سال دولت یازدهم رقم زد که انگ ضعف آن بر پیشانی مدیریت او و دولت یازدهم تا همیشه باقی می ماند.

روزنامه‌ نگار و منتقد سینما

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید



عضویت در خبرنامه فرصت امروز

با عضویت در این خبرنامه از آخرین مطالب روزنامه مطلع خواهید شد.

Please wait

با ما در ارتباط باشید

روابط عمومی : 88938410-021

social@Forsatnet.ir

شبکه های اجتماعی فرصت امروز