تصویر کلاسیک یک رهبر تجاری قدرتمند، تصویری وام گرفته از علم فیزیک است: ژنرالی که بر بالای تپه ایستاده، مهره های شطرنج را در میدان نبرد جابه جا می کند و با اعمال نیروی مستقیم، باعث حرکت کارکنان می شود. این یک جهان ساده، قابل پیش بینی و مبتنی...
چرا مدرک دانشگاهی شما همزمان گران ترین و بالقوه بی فایده ترین کاغذی است که تا به حال به دست آورده اید؟ این پارادوکس بی رحمانه نه یک حمله به ارزش آموزش عالی، بلکه یک تشخیص دقیق از یک بیماری مزمن در دنیای مدرن است: جهان با سرعتی سرسام آور تغی...
در فرهنگ کاری مدرن ما برای یک نوع خاص از فداکاری کف می زنیم؛ فداکاری از جنس بی خوابی. مدیرانی که با افتخار از چهار ساعت خواب شبانه خود می گویند، کارآفرینانی که فرهنگ «همیشه در دسترس بودن» را ترویج می کنند، و همکارانی که ایمیل ها...
کشتی شما در میان یک توفان سهمگین گرفتار شده است. امواج غول پیکر رقابت از هر سو بر بدنه آن می کوبند، بادهای شدید تغییرات بازار دکل ها را به لرزه درآورده اند و خدمه، یعنی تیم شما، با چشمانی مضطرب به کاپیتان خیره شده اند. در این لحظه، یک وسوسه...
چرا قدرتمندترین رهبران تجاری اغلب ساکت ترین افراد حاضر در یک اتاق هستند؟ این سوال با تمام تصورات ما از رهبری در تضاد است. ما به طور سنتی رهبر تجاری را فردی می بینیم که در مرکز توجه قرار دارد، با صدایی رسا سخنرانی می کند و تیم را با کلمات پر...
یک اپیدمی خاموش در راهروهای شرکت های مدرن در حال گسترش است: اپیدمی نامرئی بودن حرفه ای. سازمان ها میلیاردها دلار صرف جذب بهترین استعدادها، طراحی دفاتر مدرن و ارائه بسته های حقوقی رقابتی می کنند، اما یک حقیقت بنیادین را نادیده می گیرند. بزرگ...
تا حالا برای تان پیش آمده که یک سفر عالی را با دقت تمام برنامه ریزی کنید، اما ناگهان یک توفان بی موقع تمام نقشه های تان را به هم بریزد؟ این دقیقا همان داستانی است که هر سال برای اکثر کسب و کارها تکرار می شود. آنها ماه ها وقت صرف نوشتن یک سن...
آیا تا حالا برای تان پیش آمده جایی کار کنید که هیچ کس حرف تان را نمی فهمد؟ شاید هم محیط کار آنقدر عجیب است که اصلا تمایلی برای گفت وگو و ارتباط با دیگران پیدا نمی کنید. چنین تجربه هایی برای مهارت های ارتباطی مثل سم خطرناکی است که هر روزنه ا...
آیا تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که چقدر از کسب و کارتان به اسم و هویت برند وابسته است؟ خیلی ها فکر می کنند بدون یک هویت مشخص هم در بازار موفق می شوند. خب اجازه دهید یک مثال جالب در این باره بزنیم. اندرسن کانسالتینگ (Andersen Co...
تصور کنید برای دهه ها بازاریابی مانند ایستادن در یک میدان شلوغ و پرهیاهو بوده است. کسب و کارها با تمام توان فریاد می زدند، تابلوهای بزرگ تری می ساختند و سعی می کردند در بهترین نقطه میدان بایستند تا شاید رهگذران، یعنی مشتریان، آنها را ببینند...
بیایید مقاله را با بررسی یک اسطوره خطرناک شروع کنیم که در راهروهای شرکت ها و کتاب های مدیریتی مدرن، تقریبا به یک حقیقت پذیرفته شده تبدیل شده است: ارزش های فردی، مفاهیمی نرم، مبهم و زیبا هستند که برای پوسترها و بخش «درباره ما» در...
زمانی نه چندان دور شرکت لگو در آستانه ورشکستگی قرار داشت. آنها خود را به عنوان یک شرکت اسباب بازی سازی می دیدند که کارش فروختن قطعات پلاستیکی رنگی در جعبه بود، اما در اوایل قرن بیست و یکم آنها با یک تغییر استراتژیک بنیادین سرنوشت خود را برا...
در هنر ژاپنی، رسمی باستانی به نام کینتسوگی (Kintsugi) وجود دارد. هنگامی که یک ظرف سفالی ارزشمند می شکند، استادکاران آن را با لاک طلا یا نقره مذاب ترمیم می کنند. فلسفه پشت این هنر گرامی داشتن تاریخچه و زخم های ظرف است؛ شکستگی ها نه تنها پنها...
100 سال پیش در یک کارخانه پرسر و صدای تولید خودرو بهره وری یک مفهوم ساده، قابل مشاهده و بی رحمانه بود. یک مدیر با یک کرونومتر در دست حرکات هر کارگر در خط مونتاژ را ثانیه به ثانیه اندازه گیری می کرد. بهره وری مساوی بود با تعداد قطعاتی که در...
تصور کنید مدیر ارشد یک شرکت فناوری پیشرو مانند گوگل هستید و باید رهبر یک پروژه حیاتی و چند میلیارد دلاری را انتخاب کنید. دو نامزد نهایی پیش روی شماست. اولین نامزد، یک مهندس نابغه است؛ کسی که میتواند پیچیده ترین کدهای جهان را در خواب بن...